list_icon_blue

نشست خدمات متقابل انقلاب اسلامی ایران و عرفان شیعی

عرفان اسلامی
دهه فجر انقلاب اسلامی
مجمع عالی حکمت اسلامی مشهد
چهارشنبه ۱۸ بهمن ۱۳۹۶
نشست خدمات متقابل انقلاب اسلامی ایران و عرفان شیعی
list_icon_blue خلاصه جلسه
به مناسب ایام پیروزی انقلاب اسلامی ایران حضرت استاد به خدمات متقابل انقلاب اسلامی و عرفان پرداخته اند ایشان ۱۷ خدمت انقلاب به عرفان را ذکر کرده و در پایان ۵ خدمت عرفان به انقلاب را بیان می دارند
دسته بندی عرفان اسلامی
مکان مجمع عالی حکمت اسلامی مشهد
زمان چهارشنبه ۱۸ بهمن ۱۳۹۶
مناسبت دهه فجر انقلاب اسلامی
پسندیدم
video_icon_blue ویدیو سخنرانی
voice_icon_blue صوت سخنرانی
دریافت صوت
audio_icon_darkBlue audio_icon_darkBlue
۰۰:۰۰
۰۰:۰۰
۰۰:۰۰
۰۰:۰۰
pencil_icon_blue متن سخنرانی
دریافت PDF
\documentclass[a4paper,12pt]{article} \begin{document} \begin{center} {\large «أعوذُ باللّٰهِ مِنَ الشَّیطانِ الرَّجیم\\ \vspace*{5mm} بِسمِ اللهِ الرَّحمٰنِ الرَّحیم»} \end{center} \begin{center} {\large «الحَمْدُلِلّٰهِ وَ الصَّلَاةُ وَ السَّلَامُ عَليٰ رَسُولِ اللهِ وَ آلِه آلِ اللهِ وَ اللَّعْنُ عَليٰ أَعْدَائِهِمْ أَعْدَاءِ اللهِ إِليٰ یَوْمِ لِقَاءِ اللهِ؛»} \end{center} تبریک عرض می‌کنم ایام مبارک دهه فجر را که این بحث نیز بیشتر به مناسبت زمان که در ایام دهه فجر هستیم، طراحی شده است.\\ عنوانی که برای این جلسه برای حقیر در نظر گرفته شده است، "خدمات متقابل انقلاب اسلامی ایران و عرفان شیعی" می‌باشد.\\ به رسمی که حقیر در این‌گونه جلسات دارم، مقدماتی را خدمت عزیزان عرض می‌کنم و سپس به صلب بحث و اصل بحث می‌پردازیم.\\ مقدمه اول، عنوان ما ترکیبی است. طبیعی است که باید ببینیم این عنوان ترکیبی از چه اجزایی تشکیل شده است.\\ این عنوان را می‌توانیم به پنج جزء تقسیم کنیم: \begin{enumerate} \item انقلاب اسلامی ایران؛ \item عرفان شیعی؛ \item خدمات انقلاب اسلامی ایران؛ \item خدمات عرفان شیعی؛ \item خدمات متقابل انقلاب اسلامی ایران و عرفان شیعی. \end{enumerate} این پنج جزء اجزاء تشکیل‌دهنده عنوان بحث ماست.\\ مقدمه دوم، از انقلاب اسلامی ایران، مقصود من انقلاب مرحوم امام خمینی (رحمت‌الله‌علیه) است که به تعبیر مقام معظم رهبری، این انقلاب بدون نام خمینی در هیچ کجای جهان شناخته شده نیست.\\ انقلابی که مبدأ اولیه‌اش سال ۴۲ بود، شروع دومش در سال ۵۶ بود و پیروزی آن در ۲۲ بهمن سال ۵۷ بود. قهراً از مبدأ اولش ۵۴ سال می‌گذرد و از مبدأ دوم آن حدوداً ۳۹ یا ۴۰ سال می‌گذرد.\\ مراد ما از انقلاب اسلامی ایران دقیقاً مشخص است. گرچه ما نیم‌نگاهی به سه انقلاب و سه حرکت اخیر نیز خواهیم داشت، یعنی حرکت مشروطه‌خواهی به سردمداری مرحوم آخوند خراسانی، حرکت ملی‌شدن نفت به سردمداری مرحوم کاشانی و حرکت مرحوم مدرس در مبارزه با رضاخان.\\ حرکت این سه \{شخصیت\} در حرکت ملت ایران بی‌تأثیر نبوده؛ لذا نیم‌نگاهی به این انقلاب‌ها و این حرکت‌ها هم خواهیم داشت. ولی مقصود ما از انقلاب اسلامی ایران همان بود که عرض کردم.\\ مقدمه سوم، مقصود من از عرفان شیعی، عرفانی است که مورد قبول عارفان شیعی است در بُعد نظر و در بُعد عمل که این عرفان در قرن اخیر بیشتر در دو مکتب خودنمایی کرده است: یکی مکتب نجف به ریاست مرحوم سید علی شوشتری و مرحوم مولی حسینقلی همدانی و دیگری مکتب اصفهان با سردمداری مرحوم بیدآبادی.\\ مرحوم امام خمینی (رحمت‌الله‌علیه) به‌عنوان بنیان‌گذار انقلاب داخل در شاگردان این مکاتب عرفانی است.\\ اعتقاد من بر آن است که ما عرفان شیعی داریم. حالا فصل مقوم عرفان شیعی چیست؟ آن شاخصه اساسی عرفان شیعی چیست؟ این خودش بحثی دارد. شاید شاخصه و فصل مقوم، اعتقاد به انحصار قطب در یک زمان بوده باشد در بحث عرفان شیعی.\\ مقدمه چهارم، گرچه انقلاب اسلامی ایران خدمات فراوانی داشته و گرچه عرفان شیعی به‌عنوان دانش بشری خدمات فراوانی داشته، اما هیچ‌کدام را معصوم نمی‌دانیم. اگر بحث ما از خدمات متقابل انقلاب اسلامی ایران و عرفان شیعی است، معنایش این نیست که از کاستی‌ها غافلیم به این معنا که کاستی‌ها را نمی‌پذیریم و می‌خواهیم عصمت برای انقلاب و برای عرفان شیعی قائل باشیم. نه! مقصود این نیست. پس گرچه به حق معتقدیم به تعبیر مرحوم امام خمینی (رحمت‌الله‌علیه) انقلاب ما انفجار نور بود و گرچه به حق معتقدم که عرفان شیعی بهترین روش تربیتی در ساحت فرد و جامعه است، اما از تأکید بر خدمات مرادمان این نیست که حالا بحث کاستی‌ها در نظر نبوده یا ندیده‌ایم. نه! در این بحث موردتوجه نیست.\\ مقدمه پنجم، خدمات متقابل عرفان و ایران پیشینه هم دارد. اگر بخواهیم یک پیشینه خیلی روشنش را موردتوجه قرار دهیم، در بحث صفویه و خدمتی که تصوف و عرفان به ایران کرد و خدمتی که در آن برهه ملت ایران به عرفان کرد، قابل‌بررسی است.\\ عبارتی را از مرحوم شهید مطهری بخوانم. مرحوم شهید مطهری (رحمت‌الله‌علیه) در بحث عرفان در خدمات متقابل می‌فرماید بعد از اینکه تاریخچه عرفان را ذکر می‌کند، می‌فرماید:\\ ضمناً از اين تاريخچه روشن شد كه اين شاخۀ فرهنگى (عرفان) مانند ساير شاخه‌ها تمام جهان اسلام را در برگرفته است، از اندلس و مصر و سوريه و روم گرفته تا خوارزم. البته در اين شاخه نيز سهم ايرانيان از نظر كميت قطعاً بيشتر است. عرفاى بزرگ و طراز اول، هم در ميان ايرانيان ظهور كرده‌اند \{و هم در غیرایرانیان\}.\\ پس بحث، کاملاً بدون پیشینه نیست؛ یعنی این بحث می‌تواند به‌عنوان یک بحث تاریخی هم مورد عنایت و توجه قرار بگیرد. من در سخنرانی یادم هست مقام معظم رهبری فرمودند: من ناراحتم از یک‌سویه‌نگری‌ها و نقدهایی که بدون درنظرگرفتن خدمات صفویه به کشور ایران و به تشیع انجام می‌شود {\textbf{2}}.\\ بحث خدمات متقابل تصوف و عرفان و ایران، پیش از انقلاب اسلامی هم کم‌وبیش مطرح بوده است.\\ مقدمه ششم، ما گرچه بحث را داریم در ساحت عرفان شیعی و انقلاب اسلامی بررسی می‌کنیم، اما این بحث می‌تواند در ساحات دیگر هم مطرح باشد. مثلاً خدمات متقابل انقلاب اسلامی ایران و فقه شیعی یا خدمات متقابل انقلاب اسلامی ایران و کلام شیعی. اگر به آن مباحث نپرداختیم، نگاه انحصارطلبانه نداریم. خواستیم فعلاً از این زاویه بحث را در نظر بگیریم.\\ مقدمه هفتم، به نظر می‌رسد این بحث ما بحث مهمی است. سرّ مسئله هم آن است که اگر در برهه‌ای حوزه‌های ما و جامعه فرهیختگان ما آمدند به این سمت‌وسو که با کمونیسم مقابله کنند؛ چون خطر نفوذ کمونیسم در ایران زیاد بود، امروزه بحث عرفان‌های نوظهور، عرفان‌های وارداتی، معنویت‌های کاذب بسیار تأثیرگذار است؛ لذا باید به بحث‌های عرفانی این‌چنینی پرداخت به‌خاطر اهمیتی که دارد.\\ مقدمه هشتم، در این بحث علی‌القاعده در دو ساحت باید بحث را مطرح کنیم: یکی در ساحت خدمات انقلاب اسلامی ایران به عرفان شیعی و دیگری در ساحت خدمات عرفان شیعی به انقلاب اسلامی ایران. هر دو ساحت را من جدا مورد بررسی قرار دادم که خدمت عزیزان عرض می‌کنم.\\ فعلاً بحث ما در ساحت نخست است؛ یعنی خدمات انقلاب اسلامی ایران به عرفان شیعی. انقلاب امام خمینی (رحمت‌الله‌علیه) چه خدماتی به عرفان شیعی داشته است؟\\ هفده خدمت را بنده در اینجا رصد کرده‌ام که خدمت عزیزان عرض می‌کنم.\\ مقدمتاً نکته‌ای را عرض کنم: پیش از انقلاب، عرفان وضعیتی اسف‌بار داشته است! یعنی اگر بخواهیم در دو یا سه جمله وضعیت عرفان را پیش از انقلاب طرح و بررسی کنیم باید بگوییم عرفان اولاً خانه‌نشین و منفور بود. مرحوم امام خمینی (رحمت‌الله‌علیه) در آن نامه‌ای که به جامعه مدرسین نوشتند به‌صراحت نوشتند که من فرزند خردسالم مصطفی در مدرسه فیضیه با کاسه‌ای با لیوانی آب خورد و طلاب آن لیوان را آب کشیدند؛ چرا؟ که این پدرش اهل عرفان است. یعنی وضع این بود. عرفان خانه‌نشین و منفور بود. آن بخشی از عرفان که خانه‌نشین نبود، متبلور در تصوف منحرف بود تا جایی که شاه به‌صراحت می‌گفت من صوفی هستم. بسیاری از مقامات دربار با خانقاه و تصوف ارتباط داشتند. آن عرفان اصیل، خانه‌نشین بود و منفور. آن عرفانی که برند بود، تصوف منحرف بود و همراه با خرافات. این وضعیت عرفان و تصوف قبل از انقلاب بود.\\ \\ {\textbf{\large{خدماتی انقلاب اسلامی به عرفان شیعی}}}\\ \\ اما خدماتی که انقلاب اسلامی به عرفان شیعی کرد: \begin{enumerate} \item بیرون آمدن عرفان و گرایش‌های عرفانی از زوایای خمول و گمنامی. عرفان در گوشه‌ها و زاویه‌ها بود و بیرون آمدنش از گمنامی و زوایای خمول، این کار انقلاب اسلامی ایران بود. \item کشیده‌شدن عرفان به سطح حکومت به نحو صحیح، نه به‌صورت منفعت‌گرایانه؛ مثل آنچه که در صفویه و اسماعیلیه و باطنیه اتفاق افتاد. قبلاً هم در برخی از مقاطع زمانی، عرفان و تصوف به سطح حکومت کشیده شد، اما منفعت‌طلبانه. در انقلاب اسلامی ما عرفان به سطح حکومت کشیده شد به نحو صحیح نه به‌صورت منفعت‌گرایانه. \item کشیده‌شدن عرفان از سطح خواص به سطح توده. عرفان در گذشته چه در بعد نظر چه در بعد عمل مربوط به عده‌ای بود. اینکه همگانی بشود و عمومی بشود در سطح توده رقم بخورد، این از برکات انقلاب اسلامی ایران بود. یک اختلاف‌نظری مرحوم آیت‌الله خوشوقت (رحمت‌الله‌علیه) با استاد ما مرحوم علامه حسینی طهرانی (رحمت‌الله‌علیه) داشتند. مرحوم آقای خوشوقت نقد می‌کردند مرحوم علامه طهرانی را که ایشان عرفان را عمومی کرد و به سطح جامعه و بازار کشید با کتاب‌ها و رفتارش. خب مرحوم علامه حسینی طهرانی معتقد بودند این راه، عمومی است و همگانی است و از بس دیگران نرفته‌اند تبدیل به راه حاشیه‌ای شده. وگرنه راه، راه عمومی است.\\ به‌هرحال سرّ اینکه مرحوم علامه طهرانی تقریباً بیست سال آخر عمرشان را وقف نوشتن و طرح این مباحث کردند، هم این بود که احساس می‌کردند این عمومی شدن عرفان به برکت انقلاب مرحوم امام خمینی (رحمت‌الله‌علیه)، باید قدر دانسته بشود و درست هدایت بشود. \item کشیده‌شدن عرفان شیعی به سطح رسانه‌های دیداری، شنیداری و فضاهای مجازی. من یادم هست زمان شاه صداوسیمای طاغوت آن‌قدر مبتذل بود که اذان ظهر را در تهران رأس ساعت ۱۲ می‌گفتند. کار نداشتند که در طول فصول اذان عقب جلو می‌شود. گاهی ۱۲:۲۰ است گاهی مثلاً ۱۱:۵۰ است. ۱۲ ساعت اذان بود. یعنی با نماز مردم بازی می‌کردند. این زمان طاغوت بود.\\ الان شما می‌بینید جناب آقای دینانی، مرحوم مهندسی، بزرگان و کسانی که در عرفان مطلب دارند و حرف دارند در فضاهای رسانه‌ای دیداری و شنیداری این‌ها از برکات انقلاب است. \item زایش کتاب‌ها و مقالات، تحقیقات و همایش‌های فراوانی با موضوع عرفان و مباحث عرفانی؛ چیزی که ما این را قبل از انقلاب نداشتیم. \item اقبال مردم به مراجع شیعی اهل عرفان مثل مرحوم امام خمینی (رحمت‌الله‌علیه)، مثل آیت‌الله بهجت (رحمت‌الله‌علیه)، مثل مقام معظم رهبری. در گذشته مرجع تقلید شیعه باید متکلم هم می‌بود مثل سید مرتضی، مثل شیخ طوسی، مثل علامه حلی (رحمت‌الله‌علیهم)، مثل محقق حلی بلکه گاه باید چهره کلامی‌اش بیشتر از چهره فقهی‌اش می‌بود.\\ امروزه گویا اقتضای زمین و زمانه این شده که فقیه باید بوی عرفان بدهد؛ لذا است این تشییع‌جنازه‌ای که ما از مرحوم آقای بهجت داشتیم که به تعبیر عزیزانی که بودند می‌گفتند شهر قم کشش این جمعیت را نداشت، این اقبال به مراجع شیعی از خدمات انقلاب اسلامی ایران است. \item مطرح‌شدن شخصیت‌های عرفانی به‌عنوان الگوهای جامعه؛ جامعه رفته به سمت اینکه الگوگیری‌اش از شخصیت‌های عرفانی باشد. من ۱۲ نفر را اینجا از باب نمونه اسم بردم: مرحوم آقای سید علی آقا قاضی، مرحوم علامه طباطبایی، مرحوم انصاری همدانی، مرحوم آقای سید هاشم حداد، مرحوم آقای بهجت، مرحوم علامه حسینی طهرانی، حضرت آقای حسن‌زاده آملی، مرحوم آیت‌الله سعادت‌پرور، مرحوم آیت‌الله دستغیب، مرحوم آیت‌الله خوشوقت، آیت‌الله حق‌شناس، آیت‌الله آقا شیخ مجتبی تهرانی (رحمت‌الله‌علیهم). یعنی جامعه در الگوگیری‌هایش این ذوق عرفانی و عارف‌مسلک بودن را پیدا کرده است. \item پیدایش رشته عرفان، نه عرفان و ادیان که ما از قبل داشتیم، پیدایش رشته عرفان و گسترش آن در مراکز علمی و فرهنگی مثل حوزه‌ها و دانشگاه‌ها. این به برکت انقلاب اسلامی ایران رقم خورد. \item خانه‌نشین شدن تصوف منحرف که به اسم اسلام و عرفان نان می‌خورد. مستحضرید بعضی از اقطاب صوفیه بعد از انقلاب به جرم برخی از ناهنجاری‌های رفتاری اعدام شدند. این یعنی عرفان شیعی در حال رخ‌نمایی است و تصوف باطل در حال اضمحلال است. \item نزدیک‌شدن شریعت و طریقت از طریق بازخوانی صحیح برخی مطالب کج‌تاب‌نمایانه عرفان؛ ما در عرفان مطالبی داشتیم که این‌ها کژتابی در نمایش داشت و بد تفسیر می‌شد. مثل عزلت، مثل صمت، مثل فرا مذهب بودن عشق، مثل عشق مجازی. این مطالب بازخوانی صحیح شد.\\ با بازخوانی صحیح این مطالب، شریعت و طریقت به هم نزدیک شد. این افتخار مربوط به انقلاب اسلامی ایران است. صمت دیگر در عرفان به معنی سکوت در برابر ظلم که به انظلام تعبیر می‌شود معنا نمی‌شود. عزلت به معنای کناره‌گرفتن از جامعه و در غاری زندگی‌کردن و فقط به فکر خود بودن معنا نمی‌شود. این یعنی انقلاب اسلامی ایران در بازخوانی صحیح برخی از مطالبی که کژتابی داشت در نمایش، از مطالب عرفانی، تأثیرگذار بوده و به این وسیله، شریعت و طریقت به هم نزدیک شده است. \item نزدیک‌شدن شریعت و طریقت از راه گسترش کمی و تعمیق کیفی بحث اسرار الاحکام؛\\ بحث اسرار الاحکام خیلی قبل از انقلاب ضعیف مطرح می‌شد. بعد از انقلاب در این زمینه چه در بحث اسرار نماز، اسرار عبادات، اسرار حج، کتاب‌ها و مقالات را لیست می‌کردم، بسیار کمیت بالا و کیفیت بالا. این به برکت انقلاب اسلامی شد.\\ می‌دانید اگر ما در بحث عبادات رفتیم به سمت اسرار یعنی داریم شریعت را با طریقت نزدیک می‌کنیم. یکی از شاخصه‌های حکومت مهدوی برداشته‌شدن فاصله بین شریعت و طریقت است. یعنی در زمان حجت ابن الحسن و در زمان رجعت عمده مردم سالک‌اند. دیگر فاصله بین شریعت و طریقت نیست. عبادات، روح دارد، عشق ایجاد کرده، محبت ایجاد کرده، چشم باز ایجاد کرده، دل باز ایجاد کرده، طبق روایات. از روایات این به دست می‌آید. انقلاب اسلامی ایران این خدمت را به عرفان شیعی داشت که باب این مسئله را باز کرد. \item احیای منطقه‌ای بلکه جهانی عرفان شیعی؛ من لبنان رفتم، بحرین رفتم، امارات رفتم، عراق بودم. جاهای مختلف. این شعله عرفان که به‌وسیله انقلاب به قول خودشان "إندلع" یعنی شعله کشید، این مخصوص ایران نیست، در منطقه گسترده شد؛ بلکه در اروپا و آمریکا. طبق گزارشی که ما داریم ۹۸ درصد شیعه شدن‌ها در اروپا و آمریکا از راه تمایلات عرفانی است. خب این تمایلات عرفانی را انقلاب اسلامی ایران رقم زده البته این مطلب طرفینی است در محور بعد عرض خواهم کرد. \item جمع‌آوری تراث عرفان اسلامی شیعی از مناطق مختلف. یک نمونه‌اش را که من چون این کار مخفی انجام می‌شود. یک نمونه‌اش را که من مستحضر هستم، بسیاری از آثار عرفانی که در کتابخانه‌های هند در حال ازبین‌رفتن بود، توسط مقام معظم رهبری و توسط آقای خواجه پیری به ایران منتقل شد. میکروفیلم از روی آن برداشتند و اصل نسخه منتقل شد.\\ این جمع‌آوری تراث عرفانی و گردآوری‌اش، نسخ خطی نسخی که بعضاً یک نسخه بیشتر نداشته، این از برکات انقلاب اسلامی ایران بود. عرض کردم منتها برای عدم حساسیت کشورها با چراغ خاموش این کار انجام می‌شود. \item احیاء برخی مزارهای عارفان در گوشه‌وکنار کشور. کم نداشتیم عارفانی که این‌ها مزارهایشان در حال نابودی بود، به برکت انقلاب اسلامی ایران این مزارها احیا شد. \item درخشش عرفان شیعی در برابر عرفان‌های رقیب به‌ویژه عرفان‌های سنی؛ در پاکستان ما یک جماعتی داریم به این‌ها می‌گویند سجاده‌نشین‌ها. چند میلیون‌اند. اهل عرفان به همین معنا، عرفان سنی. بعد از انقلاب، عرفان شیعی آنجا رشد کرد و رقیب شد و این به برکت انقلاب بود. \item رفع اتهام از عرفان شیعی؛ عرفان شیعی متهم بود به رخوت، سستی، مثل اصل دین، قبل از انقلاب می‌گفتند دین افیون جامعه است. انقلاب اسلامی آمد هم آبروی دین را خرید هم آبروی عرفان. امروزه دیگر کسی نمی‌تواند بگوید عرفان رخوت‌آمیز است. نمی‌تواند بگوید دین افیون جامعه است.\\ یاد آن آیات اول سوره فتح افتادم: {\large «ِبِسْمِ اللهِ الرَّحْمٰنِ الرَّحِیمِ إِنَّا فَتَحْنَا لَكَ فَتْحًا مُبِينًا لِيَغْفِرَ لَكَ اللَّهُ مَا تَقَدَّمَ مِنْ ذَنْبِكَ وَمَا تَأَخَّرَ؛»} خدا در این آیات می‌فرماید: ما فتح مکه را روزی تو کردیم تا گناهت بخشیده بشود. یعنی چه؟\\ مرحوم علامه طباطبایی (رحمت‌الله‌علیه) می‌فرماید این معنایش این است که ما فتح مکه را روزی تو کردیم. با فتح مکه مشخص شد لات و هبل و عزّی و بت‌ها هیچ خاصیتی ندارند. تا دیروز که همه جزیرةالعرب به تو فحش می‌دادند که تو به خدایان بد گفتی، به مقدسات بد گفتی. با فتح مکه، شکسته‌شدن بت‌ها به دست علی بن ابی‌طالب (علیه‌السلام) و فروریختن بت‌ها، مشخص شد بت‌ها مقدس نیستند. این گناه تو بخشیده شد، گناهی که این دارد به مقدسات ما فحش می‌دهد.\\ نظیر این در جریان انقلاب انجام شد. دین و عرفان متهم بود به رخوت و سستی و افیون جامعه و انقلاب آمد گفت نه این‌طور نیست. \item اثبات عملی برخی ادعاها که در گذشته اثباتش کالمحال می‌نمود؛ گویا اصلاً حرفش را هم بزنیم زیادی حرف زدیم مثل سازگاری و عدم تنافی عرفان و حماسه. این را انقلاب به کرسی نشاند در حدی که استاد ما حضرت آیت‌الله جوادی اصلاً با همین عنوان "عرفان و حماسه" کتاب نوشتند. کتاب خیلی خوبی هم هست. در گذشته کسی اهل عرفان بود؛ یعنی اهل خمودی و خولی و اصلاً حماسه و جنگ و این‌ها نبود. انقلاب اسلامی نشان داد این ادعاها که عارفان اصیل بر آن پای می‌فشردند؛ اما کسی قبول نمی‌کرد، این‌ها قابل‌اثبات شد.\\ یک نمونه عرض کنم از این ادعای باطل رد بشویم. ما در شاگردان مرحوم ملا حسینقلی همدانی چهار انسان برجسته داریم: مرحوم ملکی تبریزی، مرحوم شیخ محمد بهاری، مرحوم میرزا جواد آقای تبریزی و مرحوم سید سعید حبوبی (رحمت‌الله‌علیهم) شاعر عراق.\\ این جناب سید سعید حبوبی که در فقاهت در حد مرجعیت است، در ادبیات از اشعر شعرای عراق است. او در جنگ با انگلیس لباس رزم پوشید و رفت توی میدان و این انسان کاملی است؛ یعنی کسی که اسفار اربعه‌اش کامل است. شاگرد مرحوم مولی حسینقلی همدانی. نشان می‌دهد که عرفان در هویت خودش عین حماسه است.\\ عطار مگر چطور پایان عمرش رقم خورد؟ کشته شد. شیخ سهروردی مگر چه شد؟ کشته شد. ما عرفای مقتول کم نداریم که در جنگ‌ها کشته شدند. ولی این اثباتش کالمحال می‌نمود به‌خاطر تبلیغات، در عصر ما انقلاب اسلامی این را ثابت کرد.\\ من در مقدمات این نکته را غفلت کردم عرض کنم، تتبع فراوانی کردم ببینم این بحث را کسی جایی در حد کتابی، مقاله‌ای، رساله‌ای انجام داده است، پیدا نکردم که بخواهد بحث را کسی این‌گونه مطرح کرده باشد. \end{enumerate} خدمات انقلاب زیاد گفته شده، بحث عرفان هم زیاد شده اما خدمات متقابل انقلاب اسلامی ایران و عرفان شیعی را ندیدم؛ لذا بیشتر باید فکر می‌کردم و مطلب آماده می‌کردم.\\ \\ {\textbf{{\large{خدماتی عرفان شیعی به انقلاب اسلامی}}}}\\ \\ آمدیم سراغ ساحت بعدی یعنی ساحت خدمات عرفان شیعی به انقلاب اسلامی ایران. عرفان چه خدماتی به انقلاب کرد؟ این را هم من در پنج محور نوشتم خدمت عزیزان عرض کنم.\\ اولین محور در خدمات عرفان شیعی به انقلاب اسلامی ایران از راه تکوین و تکامل شخصیت بنیان‌گذارش حضرت امام خمینی (رحمت‌الله‌علیه) است؛\\ عرفان در تکوین شخصیت مرحوم امام خمینی (رحمت‌الله‌علیه) و تکامل‌بخشی به او تأثیراتی داشته که این در پیدایش انقلاب اسلامی ایران و مدیریت انقلاب اسلامی ایران تأثیر گذاشته است.\\ من تأثیر عرفان را روی شخصیت مرحوم امام خمینی (رحمت‌الله‌علیه) یک برهه‌ای در یک همایشی در دفتر تبلیغات، مفصل صحبت کرده بودم. هر چه دیروز و امروز گشتم آن همایش را پیدا نکردم. آنچه که الان می‌گویم مال تأمل جدید است و الا در آن همایش مفصل بحث شده بود. از پنج ساحت به نظر من عرفان روی شخصیت مرحوم امام خمینی (رحمت‌الله‌علیه) تأثیرگذار بوده به‌عنوان بنیان‌گذار انقلاب اسلامی.\\ ساحت اول، شجاعت بخشی؛ عرفان شجاعت‌بخش است؛ به تعبیر ابن‌سینا: {\large «العارف شجاع و كيف لا و هو بمعزل عن تقيّة الموت {\textbf{3}}.»} انسان عارف شجاع است. چرا؟ چون از مرگ ترسی ندارد. اگر همه استعدادهایش به فعلیت رسیده، این طرف و آن طرف برایش هیچ فرقی نمی‌کند، به قول جناب فؤاد کرمانی:\\ \begin{center} زنده جاوید کیست؟ کشته شمشیر دوست\\ کآب حیات قلوب از دم شمشیر اوست \end{center} اصلاً در این دنیا کار زیادی ندارد، کارش تمام است؛ چرا بترسد؟ لذا عارف ترس ندارد.\\ مرحوم امام خمینی (رحمت‌الله‌علیه) سال چهل و دو روی منبر فرمودند: علما چرا بترسند؟ مراجع چرا بترسند؟ والله تاکنون نترسیده‌ام. قسم خورد آن سید و گفت: والله تاکنون نترسیدم. این به دلیل آن عرفان است. این را یک فقیه صرف شاید نگوید.\\ دوم، نگاه محبت‌آمیز به همه خلق خدا پیداکردن. عارف است که لسانش این است: \begin{center} به جهان خرم از آنم که جهان خرم از اوست\\ عاشقم بر همه عالم که همه عالم از اوست \end{center} می‌خواهد برای خلقش و برای امتش کاری بکند.\\ عارف است که به این روایت از بن دندان معتقد است: «\{{\large قَالَ رَسُولُ اَللَّهِ صَلَّى اَللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ:}\}{\large اَلْخَلْقُ عِيَالُ اَللَّهِ}\{{\large فَأَحَبُّ اَلْخَلْقِ إِلَى اَللَّهِ مَنْ نَفَعَ عِيَالَ اَللَّهِ وَ أَدْخَلَ عَلَى أَهْلِ بَيْتٍ سُرُوراً}\}{\textbf{5}}.»\\ خلق عیال خداست؛ لذا مرحوم امام خمینی (رحمت‌الله‌علیه) نه‌تنها انقلاب کردند، دنبال صدور انقلاب بودند. معتقد بودند انقلاب اگر نور است باید صادر بشود و همه را بگیرد.\\ سوم، کیاست و تیزبینی. ایمان، کیاست می‌آورد که روایت داریم \{از امیرالمؤمنین علیه‌السلام:\} {\large «اَلْمُؤْمِنُ كَيِّسٌ}\{{\large عَاقِلٌ {\Large{6}}.»}\} مؤمن زیرک است.\\ و نیز روایات دارد: {\large «اِتَّقُوا فِرَاسَةَ اَلْمُؤْمِنِ فَإِنَّهُ يَنْظُرُ بِنُورِ اَللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ {\Large{7}}.»} از فراست مؤمن بپرهیزید زیرا او با نور خدا می‌بیند. اگر این ایمان تبدیل شد به عرفان یعنی شد پله نهم یا دهم ایمان، دیگر آن تیزبینی در حدی است که: \begin{center} \{وین طبیبان چون‌که نامت بشنوند\} \hspace*{2.5cm} تا به قعر تار و پودت در روند {\textbf{8}} \end{center} دو نمونه عرض کنم، بچه‌های سپاه پاسداران انقلاب اسلامی رفتند خدمت مرحوم امام خمینی (رحمت‌الله‌علیه)، همه نشستند رئیسشان نیز نشست. چه بخشی است؟ بخش صدور انقلاب، بخشی که اصطلاحاً به آن می‌گفتند "نهضت‌های آزادی‌بخش". سردسته کیست؟ مهدی هاشمی! می‌گوید اصلاً مرحوم امام خمینی ره از اول تا آخر \{ناراحت بودند که\} این فرد چرا اینجاست؟ اصلاً چرا آمده است؟ {\large «ِنُورِ اَللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ {\Large{9}}»،} می‌بیند. زیرا این مهدی هاشمی بعداً می‌خواهد انقلاب را منحرف کند، در نهایت نیز اعدام می‌شود که در مستند "قائم‌مقام" دیدیم.\\ اصلاً دل نمی‌گیرد \{و به دل نمی‌نشیند\}.\\ یکی از مسئولین کشوری که پرونده قتل‌های زنجیره‌ای به دستش بود ایشان به من می‌گفت: مقام معظم رهبری به من فرمودند: اخیراً هر موقع سعید امامی پیش من می‌آمد احساس کدورت می‌کردم.\\ زیرا {\large «اِتَّقُوا فِرَاسَةَ اَلْمُؤْمِنِ فَإِنَّهُ يَنْظُرُ بِنُورِ اَللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ {\Large{10}}.»}\\ چهارم، سعه‌صدر بخشیدن. اگر ما در روایت می‌گوییم: {\large «آلَةُ الرئاسة سَعَةُ اَلصَّدْرِ {\Large{11}}»،} ابزار ریاست و مدیریت این است که صدر و سینه انسان گشوده باشد، تحمل کند و مدیریت کند. این سعه‌صدر را آن مقدار که عرفان به انسان می‌دهد هیچ‌چیز دیگری نمی‌دهد. یعنی عرفان است که می‌گوید: \begin{center} وفا کنیم و ملامت کشیم و خوش باشیم\\ که در طریقت ما کافری است رنجیدن {\textbf{12}} \end{center} عرفان است که به این سعه می‌رسد، \begin{center} من که ملول گشتمی از نفس فرشتگان\\ قال و مقال آدمی می‌کشم از برای تو {\textbf{13}} \end{center} مقام آنجاست که اگر فرشته حضور پیدا می‌کند ناراحت است؛ این سطح از سعه‌صدر است.\\ آقای محسن رضایی می‌گوید: آبادان در حال سقوط بود وارد شدیم مرحوم امام خمینی (رحمت‌الله‌علیه) می‌خواستند نماز بخوانند همین‌جور ایستاده بودند، ماندیم بگوییم یا نگوییم؟\\ چاره‌ای نداشتیم، فرمانده جنگ ایشان بود، گفتیم به ایشان. ایشان خیلی محکم همان‌طور که ایستاده بودند فرمودند: "بروید! در جنگ نان و حلوا پخش نمی‌کنند، محکم باشید"، بعد هم انگارنه‌انگار ما هستیم، روبه‌قبله الله‌اکبر گفتند و نماز را شروع کردند.\\ گفت این‌قدر ما روحیه گرفتیم، این‌قدر ما محکم شدیم. این سعه‌صدر است.\\ در آن ملاقاتی که ایشان با قائم‌مقام داشتند، تعبیر ایشان این بود که "من نوکر شما هستم، از نوکر خودتان بپذیرید درس‌هایتان را شروع کنید"، به آیت‌الله منتظری گفته بودند. این سعه‌صدر! "وفا کنیم و ملامت کشیم و خوش باشیم". این به دلیل عرفان است.\\ پنجم، انقطاع از ماسوی‌الله به الله. این‌ها خدمات عرفان شیعی به انقلاب است از طریق تأثیرگذاری روی بنیان‌گذار.\\ مرحوم امام خمینی (رحمت‌الله‌علیه) منقطع بود، واقعاً منقطع بود.\\ اخیراً مقام معظم رهبری فرمودند: "من بعد از هر ماه رمضانی خدمت امام خمینی (رحمت‌الله‌علیه) رسیدم ـ چون ماه رمضان ملاقات‌ها تعطیل بود ـ دیدم این‌قدر این پیرمرد نورانی شده، این‌قدر این سید نورانی شده انگار توی این ماه رمضان چند درجه رفته بالاتر". این به‌خاطر آن انقطاع است. این انقطاع است که می‌تواند هشت سال جنگ تحمیلی را اداره کند.\\ \\ {\large{\textbf{خدمات عرفان شیعی به انقلاب اسلامی}}}\\ \\ {\begin{enumerate} \item از راه تکمیل و تکامل شخصیت بنیان‌گذارش. \item از راه همراهان عارف‌مسلک. انقلاب، درست است که جلودار، مرحوم امام خمینی (رحمت‌الله‌علیه) بود؛ اما زیر این بار را خیلی‌ها گرفتند. تعدادی از این‌ها کسانی بودند که روحیات عرفانی داشتند. مانند مرحوم شهید مطهری (رحمت‌الله‌علیه)، مرحوم دستغیب (رحمت‌الله‌علیه)، مقام معظم رهبری، مرحوم علامه حسینی طهرانی (رحمت‌الله‌علیه)، حاج‌آقا صدرالدین حائری.\\ حاج‌آقا صدرالدین حائری برادر امام‌جمعه قبلی شیراز به خود بنده گفتند: "من در کمیته مشترک به‌صورت شدید زیر شکنجه بودم. یک عکسی را بازجو به من نشان می‌داد و می‌گفت تو این را می‌شناسی؟ در موردش بگو چه می‌دانی؟ عکس چه کسی بود؟ عکس مرحوم سید علی اندرزگو (رحمت‌الله‌علیه)، چریک انقلاب. ایشان گفتند من چیزی نمی‌گفتم می‌زدند. آن‌قدر هم زده بودند که ایشان شبکیه چشمش پاره شد و یک چشمش کور شد.\\ گفتند یک روز که خیلی شکنجه‌ها زیاد شد و دیگر احتمال داشت من فردا نتوانم زیر شکنجه طاقت بیاورم و مطالب را باید دیگر می‌گفتم، سحرگاه در دلم به مرحوم علامه طباطبایی متوسل شدم؛ زیرا ایشان از مرحوم علامه طباطبایی دستور سلوکی داشتند. گفتند دیدم در مکاشفه مرحوم علامه طباطبایی (رحمت‌الله‌علیه) آمدند گوشه زندان ایستادند به من فرمودند فلانی دست راستت را بگذار بر روی قلبت ۳۱۳ بار آیه مبارکه نور را تلاوت کن: {\large «اللَّهُ نُورُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ مَثَلُ نُورِهِ كَمِشْكَاةٍ}\{{\large فِيهَا مِصْبَاحٌ}\}{\textbf{14}}.»\\ گفتند این کار را انجام بدهی درست می‌شود.\\ ایشان گفتند من از حال مکاشفه که درآمدم دست راستم را گذاشتم روی قلبم با آن بدنی که خورد شده است، چون هر روز می‌بردند دو ساعت بازجویی و شکنجه می‌کردند. آیات را که خواندم چنان سکونی به من دست داد، چنان آرامشی یافتم، فردا بار دیگر من را بردند برای بازجویی، بازجو عوض شده بود. پرونده را باز کرد دیدیم اصلاً آن صفحه‌ای که مربوط بود به مرحوم آقا سید علی اندرزگو که عکس و گزارش ایشان بود؛ آن صفحه در بازجویی اصلاً نیست. مثل اینکه کسی آمده باشد این صفحه را برداشته باشد، نبود و عمده اتهام من هم این بود که تو این را می‌شناسی و لو نمی‌دهی. گفتند اصلاً رد شد از آن مرحله و ما رد شدیم.\\ فرمودند: از زندان آمدم بیرون خدمت علامه طباطبایی (رحمت‌الله‌علیه) رسیدم به ایشان گزارش کردم که آقا به کمک ما رسیدید. خیلی اعتنا نکردند". این خیلی اعتنانکردن یعنی همان تربیت سلوکی که یک موقع شاگرد مغرور نشود و خیال نکند خبری است. مکاشفه‌ای بوده است پس اعتنایی نکردند.\\ خود ایشان به من گفتند: "مرحوم آقای طهرانی (مرحوم علامه طهرانی) در تهران جلسه تشکیل می‌دادند به نام جلسات تحلیف. تحلیف یعنی چه؟ گفتند افراد را خیلی مخفی پیدا می‌کردند و می‌آوردند. چون آن زمان ساواک خیلی قدرتمند بود و این‌ها را قسم می‌دادند که پای نهضت خمینی بایستند و دست روی قرآن بگذارند قسم بخورند. ایشان می‌گفتند هم من و هم شهید دستغیب یک یا دو بار در زندان نزدیک بود نتوانیم طاقت بیاوریم، تا می‌آمدیم حرفی بزنیم می‌دیدم گویا سید محمدحسین \{حسینی طهرانی\} با قرآنش ایستاده ما را تحلیف می‌دهد".\\ این تأثیرگذاری عرفان روی همراهان مرحوم امام خمینی (رحمت‌الله‌علیه) بود. \item از راه تمهید و مقدمه‌سازی پیشینیان نزدیک به انقلاب؛ عرفان شیعی تأثیرگذار بود در انقلاب اسلامی از این راه. یعنی از راه مقدمه‌سازی پیشینیان نزدیک به انقلاب. من پنج مورد را اینجا نوشتم: مرحوم سید جمال اسدآبادی، مرحوم سید حسن مدرس، مرحوم آخوند خراسانی، مرحوم شیخ محمدتقی بافقی، مرحوم کاشانی (رحمت‌الله‌علیهم).\\ راجع به مرحوم سید جمال اسدآبادی امروزه ثابت شده سید جمال اسدآبادی از مریدان مرحوم مولی حسینقلی همدانی است. سالک و اهل سلوک است. نامه‌هایش با مرحوم مولی حسینقلی همدانی هست، نامه‌های عرفانی. یعنی می‌خواهم بگویم بخشی از تیزبینی مرحوم سید جمال منوط به همان شاگردی پیش مرحوم ملا حسینقلی همدانی است. مرحوم سید حسن مدرس، مرحوم علامه طهرانی می‌فرمودند مرحوم آقای مدرس اهل معنا بود، اهل‌دل بود و لذا می‌فرمودند می‌ارزد انسان از مشهد برود کاشمر برای زیارت قبر ایشان. بزرگ بود. خود ایشان هم رفته بودند.\\ مرحوم آخوند خراسانی. اخیراً آقا موسی زنجانی شبیری در کتاب "جرعه‌ای از دریا" از قول مرحوم آقا سید جمال گلپایگانی نقل کردند که آقا سید جمال گلپایگانی فرمودند: "اخلاصی را که من در مرحوم آخوند خراسانی دیدم در عهدی ندیدم". خود آقا سید جمال اهل عرفان است. خوب آخوند خراسانی بزرگ مشروطه است. می‌دانید سید جمال، مرحوم مدرس، مشروطه، این‌ها همه مقدماتی برای انقلاب ما بود و از بعضی از این‌ها مرحوم امام خمینی (رحمت‌الله‌علیه) مستقیماً درس گرفته بود.\\ مرحوم شیخ محمدتقی بافقی در مقابل رضاخان ایستاد. مرحوم کاشانی بسیار بی‌قید بود. اقبال و ادبار مردم برایش هیچ فرقی نمی‌کرد. این‌ها بدون ربط به باطن ممکن نیست. \item از راه گستردن تمایل به انقلاب با برجسته‌شدن چهره عرفان شیعی آن؛\\ یکی از مصادیق خدمت عرفان به انقلاب این بود که عرفان آمد با برجسته‌کردن چهره عرفانی انقلاب، گستره انقلاب را افزایش داد.\\ آیت‌الله سیستانی اخیراً در ملاقات‌هایشان به این نکته تأکید می‌فرمایند که ما گسترش تشیع در جهان را وامدار انقلاب اسلامی ایران هستیم.\\ آیا ما در نیجریه شیعه داشتیم؟ اکنون ده میلیون شیعه در آنجا وجود دارد که خود امتی محسوب می‌شود. راهپیمایی اربعین شیعیان نیجریه بالای ۴ میلیون نفر است، نه بین نجف و کربلا.\\ ایشان می‌فرمودند ما این‌ها را وامدار انقلاب اسلامی هستیم. \\ می‌خواهم عرض کنم که بخشی از این گسترش را در مؤلفه‌های انقلاب، وامدار چهره عرفان شیعی هستیم. اگر این چهره عرفان شیعی نبود، ما این میزان گستردگی را نداشتیم. \item عرفان شیعی در انقلاب اسلامی ایران تأثیرگذار بوده است، از راه مقاوم کردن مردم با تمایلات عرفانی و ایستادگی آنان در پای انقلاب؛ بهترین شاهد آن، وصیت‌نامه‌های شهداست. وقتی وصیت‌نامه‌های شهدا را مطالعه می‌کنید، مشاهده می‌کنید که مقاومت در راه انقلاب در آن‌ها موج می‌زند. این مقاومت در وصیت‌نامه‌ها برمی‌گردد به حالات عرفانی که آنان در جبهه‌ها داشتند.\\ عزیزان لشکر محمد رسول‌الله (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلم)، من آن ایام را به یاد دارم. کتاب "لبّ‌اللباب" مرحوم علامه طهرانی (رحمت‌الله‌علیه) را در جبهه بحث می‌کردند. این‌که آنان در اسارت این‌گونه مقاومت کردند و شکایتی نداشتند، ناشی از آن تمایلات و حالات عرفانی بود. پس مقاوم‌سازی مردم در ایستادگی پای انقلاب، مرهون عرفان شیعی است. عرفان این قدرت را به انقلاب بخشیده است. \item از راه کیاست بخشیدن به مردم برای دریافت بهنگام در هنگام فتنه‌ها؛ این کیاستی که ملت ایران پیدا کرده‌اند، حاصل این اعتکاف‌ها، دعای کمیل‌ها و عمره رفتن‌هاست. ناشی از رشد معنویت در سطح جامعه است. رشد معنویت یعنی رشد همان بخش عرفانی انقلاب اسلامی ایران.\\ بسیار سخن گفتم؛ عذر می‌خواهم. فرصت ما اندک بود و شاید اگر زمان بیشتری داشتم، می‌توانستم بیشتر خدمت کنم، اما وقت برای مطالعه بیش از این نبود. مقداری اندیشه و سپس عرایضی تقدیم شد. اگر سؤالی باشد، در خدمت شما هستم. \end{enumerate}} {\textbf{\large{سؤال یکی از حضار:}}}\\ \\ این که فرمودید عرفان را به سطح عموم مردم کشانده است درست است که باعث شد مردم را از سطح پایین به متوسط کشیدند؛ اما آیا باعث نشده است که متوسط‌پروری شکل بگیرد و آن عارفان کامل دیگر ساخته نشوند؟\\ \\ {\textbf{\large{پاسخ استاد رضایی تهرانی:}}}\\ \\ اصولاً ما خواص را به این معنایی که حضرت‌عالی در نظر دارید تعبیر می‌کنیم به انسان کامل.\\ انسان کامل در عرفان دو اصطلاح دارد: گاهی انسان کامل می‌گوییم به معنی کسی که اسفار اربعه‌اش تکمیل است و گاهی انسان کامل می‌گوییم به معنی کسی که سفر اولش تکمیل است، به مقام فنا رسیده و به مقام بقا هم رسیده است. نسبت به آن مورد اول که اسفار اربعه‌اش تکمیل باشد، از گذشته هم این‌چنین بوده است. یعنی مرحوم علامه حسینی طهرانی (رحمت‌الله‌علیه) می‌فرمودند: ما در هر یک قرن یا دو قرن، یک نفر یا دو نفر را داریم که به آن مقام برسند، یا شاید نرسند. یعنی مقام آن‌قدر بلند است که در هر قرنی تنها یک یا دو نفر به آن دست یابند.\\ بنابراین، در آن سطوح، موضوع به این نسل و آن نسل، این عصر و آن عصر خیلی مربوط نمی‌شود.\\ اتفاقاً ما اعتقاد داریم که اگر در یک رشته‌ای، مثلاً پس از شهادت شهید شهریاری و شهدای هسته‌ای، جمعی از افراد بااستعداد و خوش‌ذهن به دانشگاه‌ها بروند و در رشته هسته‌ای تحصیل کنند، همگان خوشحال می‌شوند. می‌گویند وقتی این تعداد وارد شوند، شاید اگر قبلاً یک شهریاری به آن مقام می‌رسید، حالا ممکن است سه نفر به آن مقام برسند. درست است؟\\ وقتی عرفان از توده‌ها به سطح متوسط آمد، یعنی مردم به این سمت حرکت کردند، می‌بینید که انسان‌های کامل از میان همین‌ها به وجود می‌آیند؛ لذا اگر این ساحت به‌درستی مدیریت شود، ما می‌توانیم ان‌شاءالله در نزدیکی عصر ظهور، انسان‌های کامل بیشتری داشته باشیم. باید مراقب باشیم که امور مخلوط نشوند و برخی از مسائل بازاری نشوند. به‌درستی تدبیر شود.\\ انصاف این است که در عصرها و نسل‌های قبل نیز این امر کم بوده و حالا این چشم‌انداز را داریم که با سطح بالایی که از جوانان، مردان و زنان به سطح سلوک آمده‌اند، به لطف الهی به کمال برسند و بتوانند وظایف خود را انجام دهند.\\ \\ {\textbf{\large{سؤال یکی از حضار:}}}\\ \\ آیا درگیر اموری مانند حکومت و انقلاب شدن باعث می‌شود سالک از امور خاص خود بیفتد مانند شهید مطهری (رحمت‌الله‌علیه)؟ نظر حضرت‌عالی نسبت به این مسئله چیست؟\\ \\ {\textbf{\large{پاسخ استاد رضایی تهرانی:}}}\\ \\ اگر کسی دستش در دست انسانی کامل باشد، در اوج گرفتاری به‌گونه‌ای مدیریت می‌شود و مدیریت می‌کند که مشکلی برایش پیدا نشود. به‌عنوان‌مثال، شیخ انصاری، شاگرد آقای سید علی شوشتری و مرجع علی‌الاطلاق شیعه است. با وجود صدها گرفتاری که یکی از آنها استفتائات است، اما سیر خود را دارد.\\ خود مرحوم امام خمینی (رحمت‌الله‌علیه) در اوج گرفتاری، کسانی که نزدیک ایشان بودند، می‌گفتند حالات روحی و عرفانی خود را داشتند.\\ سرّ آن این است همان‌گونه که در بحث تشکیک می‌گوییم کثرت منافی با وحدت نیست. برخی از کثرات که منشأ ضرورت اجتماعی اسلامی است، اگر در زندگی سالک وارد شود، خود نیت به‌خاطر برداشتن بار مسلمانان باعث می‌شود که طرف بتواند جمع بین الحقین کند و رشد کند. به‌عنوان نمونه، عزیزی که در زمان مرحوم علامه حسینی طهرانی (رحمت‌الله‌علیه) امام‌جمعه شد، علامه طهرانی به ایشان فرمودند که سلوک و رشد شما از طریق مسائل اجتماعی است.\\ این برای ما عجیب بود که گاهی اوقات در گذشته نیز چنین اتفاقاتی رخ داده است. استاد مرحوم بحرالعلوم که استاد مرحوم کاشف‌الغطاء و دیگران است، هر کدام از شاگردان خود را به مأموریتی فرستاد که در کتاب طرائق الحقایق داستانش آمده است؛ به یکی گفت تو باید مرجعیت کنی، به دیگری گفت باید به ایران بروی. او داشت مدیریت می‌کرد؛ چون بر اساس وظیفه عمل می‌کرد.\\ \\ {\textbf{\large{سؤال یکی از حضار:}}}\\ \\ منظور شما از عرفان شیعی چیست؟ یکی از مثال‌هایی که زدید، تهذیب نفس است که در اسلام نیز به آن تأکید شده و به طور شفاف در آیات و روایات مطرح شده است. اگر این مفهوم را در نظر بگیریم، اهل تفکیک نیز به آن پرداخته‌اند. جناب میرزا جواد آقای تهرانی که بیشتر از همه به این موضوع پرداخته‌اند. شما همچنین رزمنده‌ها را مثال زدید و جناب آخوند خراسانی را مطرح کردید. این افراد مشهور به عرفان، به معنای اصطلاحی که ما وضع کرده‌ایم، یعنی عرفان عملی و نظری وابسته به مبانی فلسفی ما، نیستند.\\ \\ {\textbf{\large{پاسخ استاد رضایی تهرانی:}}}\\ \\ عرض کنم خدمت شما که عرفان شیعی چهار اطلاق دارد. من به این بحث ورود نکردم؛ چون قبلاً در اینجا به آن پرداخته بودم و گفتم تکرار می‌شود.\\ عرفان شیعی چهار اطلاق دارد و ما در این بحث، معنای دوم و سوم آن را در نظر گرفتیم که معنای عام‌تری است.\\ نکته این است که هیچ معنی ندارد که یک فرد، نظراً مخالف با عرفان باشد؛ اما عملاً برخی از حالات عرفانی را تجربه کند. مثلاً مرحوم سید مرتضی کشمیری در نجف با مرحوم آقای قاضی مخالف بود، اما مرحوم آقای قاضی با ایشان مصاحبت می‌کرد تا بتواند از حالاتش استفاده کند، با اینکه مخالف عرفان رسمی شیعی بود.\\ عرفان شیعی که در اینجا گفتیم، به معنای دوم و سوم آن چهار اطلاقی است که دارد و آن مراد ماست.\\ ما این موضوع را در مقابل کسانی مطرح می‌کنیم که نه نظراً و نه عملاً به این مقوله معتقد نیستند که تعداد آن‌ها کم هم نیست، حتی در حوزه‌ها. می‌خواهیم بگوییم در مقابل آن‌هایی که فقط بر فقه تأکید می‌کنند، حالا با روش اخباری یا اصولی، بر فقه و کلام فقط تأکید می‌کنند. تهذیب نفس به معنای تقوا مدنظر نیست.\\ \\ {\textbf{\large{سؤال یکی از حضار:}}}\\ \\ شما رزمنده‌ها را مثال می‌زنید که از این دسته نیستند!\\ \\ {\textbf{\large{پاسخ استاد رضایی تهرانی:}}}\\ \\ رزمنده‌هایی که اهل کشف هستند. گفتم دیگر، رزمنده‌ها کتاب "لب‌اللباب" مرحوم علامه طهرانی را مباحثه می‌کردند. حالات و مکاشفات داشتند.\\ خدا مرحوم علامه حسینی طهرانی (رحمت‌الله‌علیه) را رحمت کند، می‌فرمودند ۹۸ درصد دیده‌شدن امام‌زمان (علیه‌السلام) در جبهه‌ها مکاشفه بوده و یکی دو درصدش رؤیت بوده است. کشف داشتند و حالات سلوکی پیدا کرده بودند.\\ مرحوم برونسی شب عملیات سجده کرد و در سجده توسط فاطمه زهرا (سلام‌الله‌علیها) به او آدرس داده شد که دوازده قدم برداری و سپس ده قدم به سمت راست بروی و روبه‌رو را با آرپی‌جی بزنی که به اتاق فرمانده دشمن اصابت کرده است. این تأثیرگذاری حالات عرفانی است.\\ ما می‌خواهیم بگوییم که در مقابل آن نگاه خشکی که فقط بر تقوا و تهذیب نفس به معنای سلوکی تأکید دارد، حتی ممکن است یک مرجع تقلیدی حالات سلوکی نداشته باشد؛ اما یک بسیجی جوان داشته باشد. ملاک این است که مسیر را طی کرده باشند. همه مراجع تقلید ما فوق عدالت هستند؛ اما هیچ حال سلوکی ندارند، درحالی‌که یک بچه بسیجی دارد، چون آن مسیر را طی کرده است. ما در اینجا اصلاً بحث نقد نداشتیم. مگر من گفتم این مطلبی که امروز دارم می‌گویم منکر دارد؟\\ \\ {\textbf{\large{سؤال یکی از حضار:}}}\\ \\ فرمودید برخی شاید فقط فقه و کلام را ملاک بدانند!\\ \\ {\textbf{\large{پاسخ استاد رضایی تهرانی:}}}\\ \\ نه! گفتیم در مقابل آن دیدگاه، در مقابل کسی که تصور کند فقه و کلام کافی است یا تأثیری نداشته، گفتیم نه. ما جنبه اثباتی بحث را مطرح کردیم نه جنبه سلبی. گفتیم خدمات متقابل انقلاب اسلامی ایران به عرفان شیعی و عرفان شیعی به انقلاب اسلامی ایران. ما در حقیقت جنبه اثباتی بحث را می‌بینیم. اصلاً به جنبه سلبی بحث که کسی آن را منکر باشد و اگر منکر بود چه بگوییم، اصلاً مورد نظر و بحث ما نبود.\\ یک سؤال خارج از بحث ما مطرح شد که آقای سروش از چه زمانی و در چه کتابی با چه موضوعی دچار اشتباه شد؟\\ ظاهراً آقای سروش سه مرحله زندگی دارند: در یک مرحله‌ای که در مدرسه مرحوم کرباسچیان و به‌اصطلاح "مرحوم علامه کرباسچیان" بوده است، سلیم بوده‌اند و آرام‌آرام نسبت به برخی آموزه‌های اسلامی زاویه گرفته و به این وضعیت رسیده‌اند. اما اینکه نقطه آغازین انحراف ایشان از کجا بوده، من در این زمینه فکر و کار خاصی نکرده‌ام که حالا از کجا شروع شده باشد.\\ \\ {\textbf{\large{سؤال یکی از حضار:}}}\\ \\ می‌توان گفت تأثیرات انقلاب اسلامی روی عرفان شیعی ارتقا داد و آن را اجتماعی کرد و بیشتر آن‌گونه که به نظر می‌آید قبل از انقلاب بیشتر جنبه فردی حاکم بوده است؟\\ \\ {\textbf{\large{پاسخ استاد رضایی تهرانی:}}}\\ \\ این را به‌صراحت عرض کردم. انقلاب اسلامی واقعاً ارتقا داد و عمومی کرد، یعنی هم به سطح بالا و هم به سطح توده‌ها کشید. نظر مخالف نیز داشت؛ مثلاً مرحوم آقای خوشوقت (رحمت‌الله‌علیه) موافق نبودند.\\ \\ {\textbf{\large{سؤال یکی از حضار:}}}\\ \\ نه! اصلاً عارف را عارف اجتماعی کنیم.\\ \\ {\textbf{\large{پاسخ استاد رضایی تهرانی:}}}\\ \\ این را ما قبل از انقلاب هم داشتیم، مثل سید سعید حبوبی و مرحوم سید حسن مدرس. بعد از انقلاب این موضوع با شخصیت مرحوم امام خمینی (رحمت‌الله‌علیه) بیشتر نمود پیدا کرد.\\ \\ {\textbf{\large{سؤال یکی از حضار:}}}\\ \\ اشاره کردید که با این جامعیت رشد عرفان شیعی باعث شد که از بسیاری از انحرافات جلوگیری شود. مثلاً در شخصیت‌های انقلاب اسلامی، کسانی که وارد کارهای اجتماعی شدند و منحرف شدند، بیشتر از مقوله عرفان جدا بوده و تهذیب نفس نداشتند.\\ \\ {\textbf{\large{پاسخ استاد رضایی تهرانی:}}}\\ \\ درست است، این مورد قبول است. در حقیقت، در حراست و صیانت شخصیت‌های انقلاب، عرفان شیعی تأثیرگذار بوده است. کسانی که با عرفان آشنا بودند، سالم زیسته و منحرف نشدند. این نکته‌ای است که باید به مطالبم اضافه کنم.\\ موفق و منصور و مؤید باشید إن‌شاء‌الله. \begin{center} {\large «أَللّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ عَجِّلْ فَرَجَهُمْ.»} \end{center} \newpage \begin{center} \Large{فهرست منابع} \end{center} \begin{enumerate} \item مطهری، مرتضی. بدون تاریخ. خدمات متقابل ایران و اسلام. ۱ ج. تهران ایران: صدرا، ص 573. \item برای اطلاع بیشتر ر.ک به بیانات مقام معظم رهبری در دیدار جمعی از نخبگان حوزوی، 1374.09.13.\\ https://khl.ink/f/3962. \item نصیر الدین طوسی، محمد بن محمد، و حسن زاده آملی، حسن. ۱۳۸۶-۱۴۲۸. شرح الإشارات و التنبیهات (طوسی). ۲ ج. قم - ایران: بوستان کتاب قم (انتشارات دفتر تبليغات اسلامی حوزه علميه قم)، ج 3، ص 1087. \item غزلیات سعدی، غزل شماره 13. \item غفاری، علی‌‌اکبر، کلینی، محمد بن یعقوب، و آخوندی، محمد. ۱۳۶۳. الکافي. ۸ ج. تهران - ایران: دار الکتب الإسلامیة، ج 2، ص 164. \item علی بن ابی طالب (ع)، امام اول، آمدی، عبدالواحد بن محمد، و رجایی، مهدی. ۱۴۱۰-۱۹۹۰. غرر الحکم (تصحیح رجایی). ۱ ج. قم - ایران: دار الکتاب الإسلامي، ص 44. \item غفاری، علی‌‌اکبر، کلینی، محمد بن یعقوب، و آخوندی، محمد. ۱۳۶۳. الکافي. ۸ ج. تهران - ایران: دار الکتب الإسلامیة، ج 1، ص 218. \item کشکول شیخ بهایی. \item غفاری، علی‌‌اکبر، کلینی، محمد بن یعقوب، و آخوندی، محمد. ۱۳۶۳. الکافي. ۸ ج. تهران - ایران: دار الکتب الإسلامیة، ج 1، ص 218. \item غفاری، علی‌‌اکبر، کلینی، محمد بن یعقوب، و آخوندی، محمد. ۱۳۶۳. الکافي. ۸ ج. تهران - ایران: دار الکتب الإسلامیة، ج 1، ص 218. \item صالح، صبحی، شریف رضی، محمد بن حسین، و علی بن ابی طالب (ع)، امام اول. ۱۴۱۴. نهج البلاغة (صبحی الصالح). ۱ ج. قم - ایران: مؤسسة دار الهجرة، ص 501. \item دیوان حافظ، غزل شماره 393. \item دیوان حافظ، غزل شماره 411. \item سوره نور، آیه 35. \end{enumerate} \end{document}
picture_icon_blue آلبوم تصاویر
album picture item
album picture item
album picture item
album picture item
album picture item