\documentclass[a4paper,12pt]{article}
\begin{document}
\\
{\large «أعوذُ بأللّٰهِ مِنَ ألشَّیطانِ ألرَّجیم\\
بِسمِ اللهِ ألرَّحمٰنِ ألرَّحیم\\
ألْحَمْدُ للّٰهِ ربِّ ألْعالَمین وَ ألْصَلاة وَ ألْسَلام عَلَي نَیِّرِ ألْأعْظَم وَ نَتیجَة ألعالَم، هادي ألسُّبُلِ وَ مُنجي ألبَشَر\\ سَیِّدِنا وَ مَولانا حَبیبِ إلهِ ألْعالَمین، أبِي القاسِم المُصطَفیٰ مُحَمَّد (صلی الله علیه و آله)\\ وَ عَلیٰ آلِهِ ألطَّیِبینَ ألطاهِرینَ ألمَعصومینَ ألمُکَرَّمین وَ لَعْنُ ألدائِم عَلیٰ أعدائِهِم أَجمَعین مِنَ أَلان إلیٰ قیامِ یَومِ ألدِّین».}\\
{\large «قال الله تعالی فی کتاب الکریم: «وَ مَا أَرسَلنَاکَ إِلَّا رَحمَهً للعَالَمیِن»».}\\
میلاد فخر عالم، خاتم الانبیاء، رسول گرامی اسلام (صلی الله علیه و آله)، انشاءالله به زودی با نابودی آل سعود، زائر مقبره منور او در مدینه منوره بوده باشیم به برکت صلوات بر محمد و آل محمد (صلی الله علیه و آله).\\
{\large «اللَّهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ وَ آل مُحَمَّد».}\\
ظهر ماه رمضان بود، اینطوری صلوات می فرستادید، بخشوده نبود، الان که روز عید، روز جمعه است، صلوات محمدی ختم کنید. \\
{\large «اللَّهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ وَ آل مُحَمَّد».}\\
گفتند منبری وقتی پشت بلندگو قرار میگیرد، این گونه است که مخاطب هر کسی میخواهد باشد یک ربع اول هم گوش میدهد و هم دل میدهد، یک ربع دوم گوش میدهد و دل نمیدهد، یک ربع سوم نه گوش میدهد و نه دل میدهد و یک ربع آخر فحش میدهد.
بحث را مبنایی دیدم که انشاءلله در ذهن شریف شما بماند. خدای متعال عالم را آفرید تا آدن بیافریند، جهان آفرید تا انسان بیافریند،
{\large «خَلَقَ لَكُم ما فِي الأَرضِ جَميعًا»،}
اگر خداوند نمیخواست بنده و شما را بیافریند، اصلاً دست به خلقت و آفرینش نمیزد و این از اصول مسلمه ادیان الهی است. سوگلی عالم وجود انسان است، خلیفه خدا در جهان انسان است، اگر فرمود:
{\large «ِإِنِّي جَاعِلٌ فِي الْأَرْضِ خَلِيفَةً»،}
در زمین جانشین قرار دادم. به تعبیر استاد حضرت آیت الله جوادی آملی این آدرس پستی خانه انسان است، نه محدوده خلافت انسان، انسان خلیفه الله است، حتی بر فرشتگان، حتی بر آسمانیان، کجا زندگی میکند، آدرس پستی او کجاست؟\\
در زمین زندگی میکند، مریخ نیست، پلوتون نیست، ناهید نیست، اینجا است.\\
پس خدای متعال آدم آفریده به عنوان هدف خلقت عالم، یعنی عالم آفریده تا آدم بیافریند، جهان آفریده تا انسان بیافریند. انسان را برای چه آفریده است؟\\
برای دو چیز: فرمود من انسان را آفریدم، یکی برای اینکه من را بشناسد، یکی برای اینکه به عبادت و عبودیت من بنشیند،
{\large «وَ ما خَلَقْتُ الْجِنَّ وَ الْإِنْسَ إِلّا لِيَعْبُدُونِ»،}
من جن و انس را نیافریدم مگر برای پرستش من. مستحضر هستید از جن و انس ما تعبیر میکنیم به ثقلان،
{\large «سَنَفْرُغُ لَكُمْ أَيُّهَ الثَّقَلَانِ فَبِأَيِّ آلَاءِ رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ»،}
ثقل یعنی شیء سنگین ارزشمند، یعنی ما و جنیان که دارای نفس هستیم، دو شیء ارزشمند جهان هستی ما هستیم، دیگران در وزن و قد و قواره ما نیستند، ثقل یعنی شی ارزشمند و سنگین.\\
خدای متعال عالم آفریده برای ثقلان بهخصوص انسان، انسان آفریده برای اینکه به خداپرستی برسد و مقدمه خداپرستی خداشناسی است.\\
{\large «وَمَا خَلَقۡتُ ٱلۡجِنَّ وَٱلۡإِنسَ إِلَّا لِيَعۡبُدُونِ».}
قدم به قدم جلو برویم که در ذهن ما بنشیند و یک عمر با این مفاهیم زندگی کنیم.
برای رسیدن انسان به هدفی که خداوند او را برای آن هدف آورده، یعنی خداشناسی و خداپرستی، برنامه نیاز داریم.\\
اینطور نیست که من از شکم مادر به دنیا بیایم و صد سال بعد، ۸۰ سال بعد، ۹۰ سال بعد بگویند:
{\large « انا لله و انا الیه راجعون»،}
بعد هم بدون هیچ برنامهای، بدون هیچ هدفی زندگی کنم و به هدف و برنامهای که خدا برای من خواسته دست پیدا کنم، نه. یقیناً خداشناسی و خداپرستی برنامه میخواهد. یک کتاب استاد ما حضرت آیت الله حسنزاده دارد خواندنی است، قیمتی هم ندارد، بگیرید و این کتاب را بخوانید. خوب است، اسم کتاب نامهها و برنامهها است، نامههای ایشان، در این نامهها به طرف مقابل برنامه و دستورالعمل داده است و سبک زندگی داده است؛ در این کتاب و جزوهها آمده است. به هر حال رسیدن به خدا، عبودیت و شناخت خداوند برنامه میخواهد، اسم این برنامه را دین میگذاریم. دین چیزی جز رسیدن به خدا و خداشناسی نیست، حالا دین نوح باشد، دین ابراهیم باشد، دین موسی باشد، دین عیسی باشد، دین پیامبر خاتم باشد؛ ۵ پیامبر صاحب شریعت و اولوالعزم، فرقی نمیکند.\\
خدای متعال عالم آفریده تا آدم بیافریند، آدم آفریده تا به خدا برسد و این خداشناسی برنامه میخواهد و این برنامه ادیان الهی است. از تورات نام میبرد
{\large «فِيهَا هُدًى وَنُورٌ»،}
سراسر تورات نور و هدایت بود. از انجیل نام میبرد، همینطور به قرآن میرسد، فقط القاب صفات و اسمائی که خداوند در قرآن برای قرآن یاد کرده است را ببینید؛ هدایت، نور، ذکر، شفاء و امثال ذلک، یعنی برنامه صحیح زندگی میشود دین خدا.
مطلب چهارم، هر برنامهای بخواهد درست به کرسی بنشیند دو چیز نیاز دارد: یک، مبلغ میخواهد، دو، الگو میخواهد؛ فرقی هم نمیکند. تمام برنامهها مبلغ نیاز دارند، الگو نیاز دارند.\\
اگر دین، برنامه انسان سازی نازل شده از طرف خداوند برای ما است، دین مبلغ و الگو میخواهد و مبلغان دین را انبیاء و اوصیاء میگوییم. الگوهای دین را هم میگوییم انبیاء و اوصیاء. پیغمبران و اوصیاء پیغمبران مبلغان دین هستند و آنها باید این را تبلیغ کنند، وظیفه اصلی آنها این است.\\
{\large «إِنْ عَلَيْكَ إِلَّا الْبَلَاغُ»،}
کار تو تبلیغ است، کار تو رساندن دین به مردم است، رساندی؟\\
تو باید برترین الگو باشی،
{\large «لَقَد كانَ لَكُم في رَسولِ اللَّهِ أُسوَةٌ حَسَنَةٌ لِمَن كانَ يَرجُو اللَّهَ وَاليَومَ الآخِرَ».}\\
خدا جهان آفریده انسان بیافریند، انسان آفریده تا به خدا برسد. خداشناس و خداپرست شود، این خداشناسی و خداپرستی برنامه نیاز دارد، برنامه دین الهی است. الآن شما یک میکروفون بردارید و میدان شهدا بروید، احمدآباد بروید و جلوی تک تک افراد بگیرید و بگویید که دین چیست؟\\
یکی میگوید این است که نماز بخوانیم، روزه بگیریم، خمس بدهیم، حرم برویم، یک مقداری شاید چرب تر بگوید، اما هیچ کدام نمیگویند که دین یعنی برنامه سبک زندگی صحیح آدمی و آنقدر دقیق طراحی شده که دکتر عمویی که نفر هفتم حزب توده در دنیا بود و ایرانی بود، میگفت ما چه کار کنیم با این دین اسلام که قبل از تولد بچه دستور دارد، بعد از در گور گذاشتن انسان برای کسی که در قبر رفته برنامه دارد، دستور دارد، ما با این دین چه کار کنیم که برای یک دستشویی رفتن و آمدن ۳۵ تا دستور دارد. میگوید میروی پای چپ بگذار، برمیگردی پای راست را جلو بگذار، چرا؟\\
سکته کردی، در دستشویی نیفتی. سر و کله را ببند، بخورات آنجا برای مغز ضرر دارد، آنجا نطق نکنی، محل سخنرانی نیست و آنجا سکوت کن و حرف نزن. ۳۵ تا دستور برای کاری که در یکی از برنامهای از برنامه های بشری به آن نگاه نمیکنند و کاری با آن ندارند. حالا در روابط بین الملل و زنان و شوهر و کیفیت تربیت اولاد فراوان ....\\
این برنامه مبلغ و الگو میخواهد، الگوها و مبلغان انبیاء و اوصیاء هستند. \\
مطلب پنجم، وقتی خدا آدم آفریده روز به روز بشر تکامل کرد و این مورد انکار نیست، عصر حجر کجا که مردم خط نداشتند بنویسند، آتش هنوز کشف نشده بود تا الآن کجا که موشک نقطه زن بالستیک تولید میکند. پس بشر دائما در حال تکامل است. اگر انسان دائما در حال تکامل است، برنامه انسان سازی هم باید تکامل کند. نمی شود آدمی متکامل شود، دین که برنامه انسان سازی است متکامل نباشد. لذا هر دین پسینی کاملتر از دین پیشین است. نکته هم همین است.\\
مطلب ششم، تا برسیم به خاتم الادیان و خاتم الانبیاء حضرت محمد (صلی الله علیه و آله).\\
ما سه گونه شریعت داریم: یک شریعتی که منسوخ است و ناسخ نیست، این شریعت حضرت آدم بوده است، آدم صفیالله دین و شریعتش توسط نوح نسخ شد، اما خود آدم دینش ناسخ هیچ شریعتی نبوده است، چون قبل آن دین و شریعت نبوده است. ادیان که هم ناسخ هستند و هم منسوخ از شریعت حضرت نوح تا شریعت پیامبر ما همه این گونه هستند. شریعت موسی آمده و قبلی را نسخ کرده است توسط شریعت عیسی خودش نسخ شده است، هم ناسخ است و هم منسوخ. میرسیم به دین اسلام که نوع سوم است، شریعتی که ناسخ است اما منسوخ نیست، قبلی را از بین میبرد اما خودش از بین نمیرود، چرا؟\\ چون پیغمبر خاتم النبیین است، آخرین پیغمبر است، بشر از زمان پیامبر به بعد هرچه نیاز دارد تا روز قیامت در این دین تعبیه شده است و لذا حلال پیغمبر
{\large «حَلَالٌ إِلَى یَوْمِالْقِیَامَةِ حَرَامُهُ حَرَامٌ إِلَى یَوْمِ الْقِیَامَةِ»،}
احکام ابدی است، هیچ کات نمیشود، قطع نمیشود و بریده نمیشود.\\
یواش یواش میرسیم به روز میلاد رسول گرامی اسلام (صلی الله علیه و آله)، اینکه امروز چه کسی به دنیا آمده است، جای بسی و بسی و بسی تاسف است که در جهان غرب بلکه هرجا که مسیحی زندگی میکند آغاز سال روز میلاد عیسی (علیه السلام) است، بالاترین عید کریسمس مربوط به ولادت عیسی است، به اسلام که میرسیم چنین نیست. مسلمانها باید بالاترین عید مشترکشان مثل مسیحیت عید میلاد رسول خدا (صلی الله علیه و آله) باشد.\\
مرحوم سید طاووس میفرماید اگر انسان گوهر پیغمبر را بداند چیست، باید بالاترین عیدش امروز باشد، خوشحالترین روزش امروز باشد.\\
خدای متعال هیچ کجا در قرآن کریم نعمتهایی را که به من و شما داده است، سر ما منت نگذاشته است. به ما هم فرموده این صفت را از من یاد بگیرید، من منان نیستم، منتگذار نیستم، شما هم منت نگذارید،
{\large «لا تُبْطِلُوا صَدَقَاتِكُمْ بِالْمَنِّ وَالْأَذَىٰ»،}
قرآن فرمود، فرمود به کسی صدقه و کمک کردی خرابش نکن. حالا طرف ذهن ریاضیش ضعیف است، تو رفتی یک ماه کار کردی و ذهنش بالا آمد و نمرهاش خوب شد، مبادا در سرش بزنی و بگویی که تو خنگی و نمیفهمیدی، ریاضی بلد نبودی، دستت را گرفتم. دخالت کردی و یک بنده خدایی را زن دادی، مدام در سرش نزنی و بگویی که من بودم کار ازدواج تو را جور کردم، چه می شود؟\\
باطل میشود،
{\large «لا تُبْطِلُوا صَدَقَاتِكُمْ بِالْمَنِّ وَالْأَذَىٰ».}\\
خدا هم هیچ کجا به گردن ما منت نگذاشته است، اما یک جا از بس نعمت بالا بوده است، فقط یک جا در قرآن کریم به سر من و شما منت گذاشته است.
{\large «لَقَد مَنَّ اللَّهُ عَلَى المُؤمِنينَ إِذ بَعَثَ فيهِم رَسولًا مِن أَنفُسِهِم يَتلو عَلَيهِم آياتِهِ»،}
خدا بر مومنین منت گذاشت که پیامبری را از بین خودشان برانگیخت و عجیب این است برای اینکه خدا خدایی خودش را به کرسی بنشیند، پیغمبری برای ما برگزیده است به عنوان پیغمبر خاتم، یعنی در جهان هستی دومین موجود، یعنی ما از خدا پایین بیاییم، اولین موجودی که به آن میرسیم رسول گرامی اسلام (صلی الله علیه و آله) است. آنقدر مقام ایشان بلند است نگاه کنیم به آن مقام کلاهمان میافتد. آن وقت آمد این بشر را امی قرار داد، نه می خواند و نه مینویسد، امی است و عجیب است. همین امی وقتی خدا اراده میکند، میشود معلم فارابیها، ابن سیناها، ملاصدراها.
{\large «بَعَثَ فِي الأُمِّيّينَ رَسولًا».}\\
استاد حضرت حسنزاده میفرماید این آیه پیام دارد و پیام آن این است که هر انسانی با هر آیکیو ذهنی، با هر استعدادی، با هر توان علمی و مهارتی وقتی به محضر رسول گرامی اسلام (صلی الله علیه و آله) میرسد، درس نخوانده است،
{\large «بَعَثَ فِي الأُمِّيّينَ رَسولًا».}
دایره نبوت پیامبر همه عالم است و همه عالم در نزد پیغمبر درس نخواندهاند و امی هستند. فارابی باشد، ابنسینا باشد. ابنسینا در مسئله معاد جسمانی گیر کرده است و میگوید نمیفهمم و عقل نمیکشد ولی ایشان صادق مصدق یعنی پیغمبر (صلی الله علیه و آله) فرموده است روی چشم ما است. ملاصدرا میگوید اگر کلام پیغمبر استنادش درست باشد، ظهورش تام باشد، حد وسط برهان قرار میگیرد.
{\large «بَعَثَ فِي الأُمِّيّينَ رَسولًا»،}
این گونه باید به پیامبر نگاه کرد.
به امیرالمومنین (علیه السلام) میگفتند که تو از آدم برتر هستی؟\\
میفرمود بله.\\
میگفتند از نوح، ابراهیم (برتر هستی)؟\\
میفرمود بله. موسی و عیسی همه را میگفت، بعد میگفتند از پیغمبر (برتر هستی)؟\\
تعبیر امیرالمومنین (علیه السلام) چه بود؟\\
{\large «أنَا عَبدٌ مِن عَبِید مُحَمَّد».}\\
بر این اساس است که چون رسول گرامی بالاترین و برترین برنامه زندگی را ارائه کرده است و خودش مبلغ این برنامه است و خودش الگوی این برنامه است، خدای ما به ما فرموده است که چشم را به عملکرد پیغمبر (صلی الله علیه و آله) بگذار و سعی کن چشمت از او دور نشود، مثل او زندگی کن، ببینید من بالای منبر به مردم میگویم که پیغمبر آدم بوده است و غذا میخورد، به من گفتند مثل او غذا بخور. پیغمبر راه نمیرفت غذا بخورد، ایستاده غذا نمیخورد. ما بحرین رفتیم سفارت ایران ۲۲ بهمن بود و جشن گرفته بودند 40، ۵۰ نوع غذا چیده بودند و به میزبان گفتم که کجا بنشینیم و غذا بخوریم. گفت اینجا باید راه بروی بخوری. گفتم من تا حالا راه نرفتم غذا بخورم. خودش یک سینی برداشت و ما هم دنبالش یک سینی برداشت که چیزهای خوب را برداریم. پیغمبر (صلی الله علیه و آله) روی تخت و صندلی نمینشست، روی زمین مینشست، متبرکاً مینشست، یک نوع خاصی مینشست، بسم الله میگفت، از جلویش غذا میخورد، چشمش آن طرف و این طرف کار نمیکرد و قبل از خوردن بسم الله داشت، آخر الحمدلله میگفت. پیغمبر (صلی الله علیه و آله) آب مینوشید، آمده که چگونه می نوشید، سه جرعه با بسم الله شروع میکرد و با الحمدلله تمام میکرد، آب را میمکید. پیغمبر (صلی الله علیه و آله) میخوابید، آمده است که چگونه میخوابید، شب که می شد، نماز عشاء که میخواند، عشاء یک ساعت بعد از مغرب است، تعبیر سیره این است:
{\large «کَانَ یأکُلُ العَشاء، کَانَ یُصلّی العِشاء وَ یَأکُلَ العَشاء و یَأبی إلی فراشه»،}
نمازش را میخواند، یک چند لقمه غذا میخورد و در رختخواب بود، نه اینکه تا ۲ نصف شب از این کانال به آن کانال، از این پیج به آن پیج، ۲ بخوابد و ۱۲ ظهر بلند شود؛ این سیره پیغمبر (صلی الله علیه و آله) نیست. پیغمبر (صلی الله علیه و آله) راه میرفت، راه رفتن او مشخص است، لباس میپوشید، لباس پوشیدن او مشخص است، سرو صورت خود را اصلاح میکرد و اصلاح کردن او مشخص است. فرمود:
{\large «لَقَد کانَ لَکُم فی رَسولِ اللهِ اُسوَةٌ»،}
پیغمبر و الگوی شما است. ما ارادتی پیدا کرده بودیم به علامه تهرانی، خوب در زندگی ایشان دقت میکردم، در زندگیشان کارهایی میکردند که نمیفهمیدیم برای چه این کار را میکنند، آن موقع مطول میخواندیم، بالاتر که آمدیم رسائل مکاسب و کفایت و یواش یواش در سیره نبی (صلی الله علیه و آله) افتادیم و دیدیم که ۹۰ درصد کارهایی که آقا میکردند مطابق بر سیره پیغمبر (صلی الله علیه و آله) است و ما نمیدانستیم. جذاب بود، عطر به دستشان میگرفتند و به شارب میزدند، عطرشان را به شارب میزدند، بعد دیدم
{\large «کَانَ رَسُولُ اللهِ یُعَطِّرُ شَارِبَه».}\\
به ما فرمودند که مثل او زندگی کنید، سیره شما مثل سیره پیغمبر (صلی الله علیه و آله) باشد، یک عمر که بیشتر ندارید، من بالای منبر گفتم که یک مسئله است که هر وقت به آن تامل کنم یک ذره که فکر من درگیر شود فکرم را برگردانم، چون اگر ادامه دهم دیوانه میشوم، آن مطلب چیست؟\\
این است که من زندگیم دوبخشی است.\\
همه ما زندگیمان دو بخشی است، دو سیلابی است. یک سیلاب، یک بخش آن ۶۰ سال است، ۷۰ سال است، مرحوم آقای اراکی صد سال است، بگو جناب نوح ۱۵۰۰ سال بیشتر که نیست این یک طرف. طرف دیگر چقدر هزار میلیارد سال، میگوید برو بالا، ۱۰ هزار میلیارد سال، ۱۰۰ هزار تریلیارد سال میگوید برو بالا. اگر بخواهیم یک تعبیر غلط ولی مفهوم بگوییم از نظر فلسفی غلط است اما مفهومی تا خدا هست ما هم هستیم. شد دو بخش، من میگویم من در این بخش دوم چگونه هستم؟\\
میگوید در این ۸۰ سال بودی و این مهر و محبت خداوند است. اگر خداوند به من گفته که اگر میخواهی بهشتی باشی ۱۰۰ سال باید عبادت کنی و من بدبخت بودم، اگر خداوند میگفت تا ابدیت میخواهی پیش من در بهشت زیست کنی باید یک میلیارد سال فقط سجده کنی خوب بیچاره بودم. خداوند میفرماید:
{\large «اَلدُّنْيَا سَاعَةٌ فَاجْعَلْهَا طَاعَةً»،}
دنیا یک ساعت است، یک ساعت را آدم باش. دختر بازی نکن، ترانه گوش نده، مشروب نخور. ۱۷ رکعت نماز از تو خواستهاند، کلاً ۲۰ دقیقه میشود. یک ماه از تو روزه خواستند، یک پنجم سود سالانه تجارت را خواستند، گفتند خمس بده، یک بار گفتند حج برو.\\
امام صادق (علیه السلام) فرمود دین خیلی آسان است، ۸۰ درصد سلبیها است، نخور، انجام نده، عدم است، نیست، نکن. این معادله را انسان دقت کند دیوانه می شود، که ما وقتی میمیریم، هستیم هستیم تا خدا هست، هستیم هستیم در چه حال هستیم؟\\
ته جهنم، روی جهنم، طبقه اول بهشت، طبقه دوم بهشت، اینجا است شخصیت پیغمبر (صلی الله علیه و آله) معنا میشود. سیره پیغمبر معنا میشود. این جمله امام صادق (علیه السلام) معنا میشود، بالاخره باید از امام صادق (علیه السلام) یاد کنیم و فرمود که من دوست ندارم که مومنی از دنیا برود و سیره پیغمبر را ولو یک بار عمل نکرده باشد و بر همین اساس بود. مرحوم علامه طباطبایی وقتی کتاب نوشتند سنن النبی، در سیره پیغمبر دیدند که نوعی ماهی را دوست داشتند و میخوردند، مدتها ایشان از جنوب کشور گشتند تا این ماهی پیدا شد، برای ایشان آوردند که این ماهی را تناول کنند، به عشق رسول خدا (صلی الله علیه و آله) که اگر پیغمبر در خوراکش این ماهی را میخورد و دوست داشته پیغمبر (صلی الله علیه و آله)، ایشان هم بخورد.\\
من بحث را به این وسیله تکمیل کنم. سیره پیغمبر (صلی الله علیه و آله) نوشته شده است و تنها سیره صحیح انبیای الهی سیره پیغمبر (صلی الله علیه و آله) است، ما سیره ابراهیم، موسی، عیسی آن مقدار است که در قرآن آمده است. آن طرف قرآن چیز درست و حسابی نداریم، الان که در غرب میگوید که موسی و عیسی اسطوره هستند و فیلمی ساختند برای ما که بگویند موسی و عیسی نبودند، مخلوق ذهن بشر هستند و اسطوره است، ولی پیغمبر ما سیره اش است، کتاب سنن النبی علامه طباطبایی با ترجمه حسین استاد ولی، سیره پیغمبر (صلی الله علیه و آله) را نوشته است.\\
اما برای اینکه جلسه ما پربار شود من اشاره کنم به اینکه یک سوال را جواب دهم و بحث را تمام کنیم. ما میتوانیم همه سیره پیغمبر (صلی الله علیه و آله) را در جملهای خلاصه کنیم، میدانید که امروز همه به دنبال خلاصه گویی و خلاصه نویسی هستند. طرف گوشی را برداشت به پدرش گفت سلام، گفت علیک السلام، گفت من کاظم پول لازم، بابا هم گفت من مسعود پول مفقود. تمام شد به قول آقای قرائتی ذهنها هم ذهنهای ساندویچی شده است. در یک جمله بخواهیم سیره پیغمبر (صلی الله علیه و آله) را ببینیم، یعنی اینکه روح سیره پیغمبر (صلی الله علیه و آله) در چه چیزی خلاصه میشود، من چهار مورد نوشتم از متن روایات و این چهار مورد را بگویم.\\
گفت طرف منبر که میرفت چشمهایش را میبست، میگفت خیلی هم با شور و هیجان صحبت میکرد، یک شب همانطور صحبت میکرد و چشمهایش بسته بود یک چیز کف دستش آمد. باز کرد دید کلید است و جلوی او خادم ایستاده است گفت آقا اگر تمام شد در را ببند و بیا.\\
اولین موردی که در روایات ما به عنوان روح سیره پیغمبر (صلی الله علیه و آله) به عنوان یک جمله میشود، گفت کلام رسول خدا (صلی الله علیه و آله) است. فرمود:
{\large «إِنَّمَا بُعِثْتُ لِأُتَمِّمَ مَکَارِمَ الْأَخْلَاق»،}
هدف بعثت من این بوده که من مکارم اخلاق را به نصاب تمامیت برسانم، برترین صبر و شکیبایی، برترین جود و بخشندگی، برترین قدرت و توانایی به جای خود، برترین کظم غیظ، برترین عبودیت، من آمدهام اینها را به بشر نشان دهم.\\
آنقدر پیغمبر (صلی الله علیه و آله) در اخلاق عجیب است که خداوند متعال فرمود:
{\large «وَإِنَّكَ لَعَلَىٰ خُلُقٍ عَظِيمٖ»،}
خیلی اخلاق تو بزرگ است، در خانه نشسته است رسول گرامی اسلام (صلی الله علیه و آله)، در زدند خانم پیغمبر رفت دم در، یک غلامی با یک ظرف آشی آمده است، این آش را چه کسی فرستاده است؟\\
همسر دیگر پیغمبر بود، نوبت این عیال پیغمبر بود، عیال دیگر آش فرستاد، این خانم هم ظرف آش را گرفت و کوبید زمین، گفت غلط کرده آش فرستاده است، امروز پیغمبر برای من است و نوبت من است، مگر من دست و پا چلفتی هستم که آش بپزم.\\
رسول گرامی اسلام (صلی الله علیه و آله) از ته حجره پرید بیرون، به غلام گفت بایست، روی زمین نشستند و یک مقدار از آشهایی که خاکی نشده بود برداشتند و خوردند به غلام گفتند به خانم بگو پیغمبر آش تو را پذیرفت و من دیدم که از آن آش خورد و برو.\\
اخلاق را ببینید، عقل را ببینید به پیغمبر (صلی الله علیه و آله) میگویند عقل کل.\\
اصلاً عجیب است با یکی از اصحاب قرار گذاشت جایی که ایستاده بودند سایه بود، روز بلند شد و آفتاب آمد.
آقا دیر کرد، پیغمبر (صلی الله علیه و آله) ایستاد، ایستاد، اصحاب میرفتند، میگفتند یا رسول الله اینجا ایستادهاید، میگفتند منتظر کسی هستم، به پیغمبر (صلی الله علیه و آله) میگفت یا رسول الله خب بفرمایید ده قدم آن طرفتر، آنجا سایه است، فرمود اینجا قرار گذاشتم. طرف ساعت ۸ قرار میگذارد و یازده میآید، کجا بودی. اصلا نه حق الناسی نه حق اللهای. آنقدر رسول خدا با حیا بود که وقتی با بنی قریظه صحبت کرد، یک مقدار تند صحبت کرد، آنها گفتند که فلانی این اخلاق را از شما سراغ نداشتیم، پیغمبر (صلی الله علیه و آله) چند قدم از خجالت عقب آمد که این جمله به او گفته شد، روح سیره رسول گرامی اسلام (صلی الله علیه و آله) این است که ما اهل اخلاق خوب باشیم، خوش اخلاق باشیم، مخصوصاً با پدر و مادر و دوستانمان و به مکارم اخلاق دقت کنیم.\\
همین جا یک نکتهای را بگویم، چون طلاب در جلسه هستند. ما خیال میکنیم اگر در آن دنیا چوب بخوریم، میگویند چرا نماز نخواندی، چرا فلان کار را کردی. علامه طباطبایی میگوید عمده عذاب برای خُلُق یعنی ملکات است و نه اعمال، من اگر کار بد کنم جوری که در جانم بنشینم، ملکه من بشود، این ملکه آتش است. لذا تاکید دین بر این است که اگر اشتباه کردی استغفرالله بگو و کنار بگذار و دو مرتبه انجام دادی باز هم بگو و کنار بگذار. نگذار ملکه جانت بشود، اگر در جانت بنشیند و سفت شود در آن دنیا تبدیل به نور و عقرب و آتش میشود.\\
دوم از همسران پیغمبر (صلی الله علیه و آله) نقل شده است، گفتند که سیره پیغمبر (صلی الله علیه و آله) قرآن بود،
{\large «کَانَ خُلُقُه القُرآن».}\\
اگر میخواهیم روح سیره پیغمبر را داشته باشیم، قرآن را باز کنیم، اینجا میخواهم یک نکتهای را بگویم و خیلی این نکته را در تلویزیون گفتیم و خیلی هم تشکر کردند. گفتیم شما در عمرت ۱۰۰ تا، ۲۰۰ تا کتاب خواندهای. تمام هری پاتر را سه بار خواندهای، شده که یک بار تصمیم بگیری و روزی یک صفحه قرآن بخوانی، نه بخوانی با آواز مثل عبدالباسط، اصلاً عربی را کنار بگذار، ترجمه را مطالعه کنی، نمیکنیم. یک صفحه ۲ سال طول میکشد، دو صفحه یک سال طول میکشد. من روزی یک صفحه تا دو صفحه قرآن را مطالعه کنم. آن وقت این کار را که کردم تازه میفهمم قرآن یعنی چه و اینکه پیغمبر (صلی الله علیه و آله) سیرهاش قرآن بود یعنی چه؟\\
امیرالمومنین (علیه السلام) فرمود:
{\large «سِیرَتُه القَصد وَ سُنَّته الرُشد»،}
پیغمبر سیره اش اعتدال بود نه اعتدال جناح چپ و سنت او تکامل بود. پیغمبر (صلی الله علیه و آله) دنبال تکامل بود، دنبال رشد بود، دنبال این بود که افراد به کمال برسند. پیغمبر خیلی بچه ها را دوست داشت و بچهها هم خیلی پیغمبر را دوست داشتند، از خانه بیرون میآمد بچهها کشیک میکشیدند که بلافاصله دور پیغمبر را میگرفتند و نمیگذاشتند که مسجد برود.\\
آنقدر رسول الله (صلی الله علیه و آله) را دوست داشتند، پیغمبر هم اینها را دوست داشت، راه را بر پیغمبر میبستند، پیغمبر فهمیده بود که اینطور است و در جیب مبارکشان مقداری گردو و خرمای خشک میگذاشت؛ بچهها که ۱۰ دقیقه و یک ربعی بود پیغمبر را ول نمیکردند، پیغمبر از جیبهایشان خرما و گردو را در میآورد و آن طرف پرت میکرد، آنها میرفتند به سمت گردو و خرما و پیغمبر سمت مسجد می آمد. آنقدر مهربان با نسلی که باید با آن نسل با محبت سخن گفت.\\
آخرین مورد نهج البلاغه خطبه ۱۶۰،
{\large «أَحَبُّ الْعِبَادِ إِلَى اللّهِ الْمُتَأَسِّي بِنَبِيِّهِ وَالْمُقْتَصُّ أثَرِهِ».}
محبوبترین بندگان پیش خداوند کسی است که به پیغمبر (صلی الله علیه و آله) تأسی کند، بتواند پایش را جای پای پیغمبر (صلی الله علیه و آله) بگذارد. اگر این عبارت را کنار آیه قرآن بگذاریم
{\large «إِنَّ أَكرَمَكُم عِندَ اللَّهِ أَتقاكُم»،}
میتوانیم بگوییم روح سیره رسول گرامی اسلام تقوا بوده است. از اول انقلاب مدام شنیدهایم تقوا تقوا و یک بار تقوا را برای شما معنا کنم، تقوا یعنی شما سر انجام اعمال خوب، نفس و جانتان طوری شود که واکسینه شود، فرق یک آدمی که واکسینه است با کسی که نیست چیست؟\\
در یک فضای آلوده قرار بگیرند، این آلوده میشود و آن آلوده نمیشود.\\
در اغتشاشات این دوره متاسفانه بسیاری از کسانی که دستگیر شدند سنشان بین ۱۵ تا ۱۸ سال بود، یعنی نوجوانان ما، یعنی نتوانستیم این روح را طوری واکسینه کنیم که هیجان زده نشود، خیال نکند که خیابان هم گیم و بازی است و بخواهد چاقو بردارد و برود نیروی انتظامی را بکشد. این را نتونستیم و باید تجدیدنظری کنیم. تقوا یعنی طوری زندگی کنم که روحم واکسینه شود، فردا شما بورسیه میشوید کانادا، اروپا مرکز فساد و اگر با تقوا باشی میایستی چون واکسینه هستی و آلوده نمیشوی، اگر با تقوا نباشی نمیایستی.\\
ما کنار مرقد امام رضا (علیه السلام) هستیم، مامون گفت یک ساعت دیگر پیش من باش، امام رضا (علیه السلام) در خانه را باز کردند که بروند و دیدند که یک متر به یک متر دخترها ایستادهاند و یک شاخه گل دستشان است، لباسهایشان نامناسب، معلوم است، گشت ارشاد روی آنها کاری نکرده است یا آنها حرف گوش نکرده بودند، تعبیر این است که هزار نفر بودند، ۵۰۰ نفر این طرف و ۵۰۰ نفر آن طرف و هر کدام یک گل دستشان بود. امام رضا (علیه السلام) سرشان را پایین انداختند، تا تخت مامون آمدند، بعدها مامون از این کنیزکها پرسید چه خبر، گفتند یک نگاه هم علی بن موسی الرضا (علیه السلام) به ما نکرد. در صلوات حضرت چه میخوانیم؟\\
{\large «الْإِمَامِ التَّقِيِّ النَّقِيِ»،}
انسان با تقوا.\\
روح سیره پیغمبر تقوا بود.
\begin{center}
{\large «اللَّهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ وَ آل مُحَمَّد»}
\end{center}
\\
خب ما شاء الله دو سه تا مداح دارید، من کلی میخواستم بخوانم، دیدم نه دیگر وقتی آب هست، دیگر تیمم باطل است.\\
حضار: نه حاج آقا استفاده میکنیم، استفاده میکنیم.\\
من نیز یک کم بخوانم؟\\
حضار: بخوانید.\\
خب یک صلوات ختم بفرمایید.\\
{\large «اللَّهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ وَ آل مُحَمَّد».}\\
فرمودند بخوانید.\\
\begin{center}
چشم تا وا میکنی چشم و چراغش میشوی
\hspace*{2.5cm}
مثل گل میخندی و شب بوی باغش میشوی
\end{center}
\begin{center}
شکل عبداللهی و تسکین داغش میشوی
\hspace*{4.2cm}
میرسی از راه و پایان فراغش میشوی
\end{center}
\begin{center}
غصهاش را محو در چشم سیاهت میکند
\hspace*{4.1cm}
خوش به حال آمنه وقتی نگاهت میکند
\end{center}
\\
{\large «اللَّهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ وَ آل مُحَمَّد».}
\begin{center}
با حلیمه میروی تا کوه تعظیمت کند
\hspace*{3.9cm}
وسعتش را با سلامی دشت تسلیمت کند
\end{center}
\begin{center}
هرچه گل دارد زمین یکباره تقدیمت کند
\hspace*{3.5cm}
ضربدر در نورت کند بر عشق تقسیمت کند
\end{center}
\begin{center}
خانه را با عطر زلفت تا معطر میکنی
\hspace*{4.5cm}
دایهها را هم ز مادر مهربانتر میکنی
\end{center}
\\
{\large «اللَّهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ وَ آل مُحَمَّد».}
\begin{center}
یا محمد عطر نامت مشرق و مغرب گرفت
\hspace*{2.5cm}
وقت نقاشی قلم را عشق از راهب گرفت
\end{center}
\begin{center}
ناز لبخندت قرار از سینه یثرب گرفت
\hspace*{3cm}
خواب را خال تو از چشم ابوطالب گرفت
\end{center}
\begin{center}
رخصتی فرما فرود آید پریشان بر زمین
\hspace*{3cm}
تا ۴۰ سالت شود میمیرد این روح الامین
\end{center}
\begin{center}
دین و دل را خوب را خوبرویان با سلامی میبرند
\hspace*{2.1cm}
عاشقان را با سر زلفی به دامی میبرند
\end{center}
\begin{center}
یوسف این بار تا بازار شامی میبرند
\hspace*{3.5cm}
بوی پیراهن از آن جا تا مشامی میبرند
\end{center}
\begin{center}
بیقرارت شد خدیجه قلب او بی طاقت است
\hspace*{2.1cm}
تاجر خوش ذوق فهمیده است عشقت ثروت است
\end{center}
\\
{\large «اللَّهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ وَ آل مُحَمَّد».}\\
خوب پای منبرها بزرگ شدید میفهمید داستان کجا است.
\begin{center}
نیم سیب از آن او و نیم دیگر مال تو
\hspace*{2.5cm}
داغ حسرت سهم ابتر، ناز کوثر مال تو
\end{center}
\begin{center}
نیم سیب از آن او و نیم دیگر مال تو
\hspace*{2.5cm}
داغ حسرت سهم ابتر، ناز کوثر مال تو
\end{center}
\begin{center}
از گلستان خدا یاس معطر مال تو
\hspace*{2.5cm}
ای یتیم مکه از امروز مادر مال تو
\end{center}
\begin{center}
بوسه بر گونهات ام ابیها میزند
\hspace*{2.5cm}
روح تو در چشمهایش دل به دریا میزند
\end{center}
\begin{center}
دل به دریا میزنی ای نوح کشتیبان ما
\hspace*{2.5cm}
ای هوا تا هوای این دو دریا میبری طوفان ما
\end{center}
\\
{\large «مَرَجَ الْبَحْرَيْنِ يَلْتَقيانِ».}
\begin{center}
ای در آغوشت گرفته لؤلؤ و مرجان ما
\hspace*{2.5cm}
ای نهاده روی دوشت روح ما ریحان ما
\end{center}
\begin{center}
روی این دوشت حسین و روی آن دوشت حسن
\hspace*{2.5cm}
قاب قوسینی چنین میخواست او ادنی شدن
\end{center}
\\
{\large «اللَّهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ وَ آل مُحَمَّد».}
\begin{center}
خوشتر از داوود میخوانی زبور آوردهای
\hspace*{2.5cm}
با کتاب عشق یا کتاب عشق را از کوه نور آوردهای
\end{center}
\begin{center}
جای آتش باده از وادی طور آوردهای
\hspace*{2.5cm}
کعبه و بَتها و بُتها را به شور آوردهای
\end{center}
\begin{center}
گوشه چشمی تا منات و لات و عزی بشکند
\hspace*{2.5cm}
اخم کن تا برجهای کاخ کسری بشکند
\end{center}
\\
شنیدید که وقتی پیغمبر امروز به دنیا آمد دریاچه ساوه که در آن بچهها را قربانی میکردند برای بتها خشک شد، چند کنگره از ایوان کسری شکست به عنوان نماد قدرت ایرانیان مشرک قدیم و فرو ریخت، حوادثی در عالم پیدا شد، این جا به آن اشاره دارد که کعبه و بَتها و بُتها را به شور آوردهای، تمام بتهای داخل کعبه فرو ریخت و شکست. در این فیلمی که آقای مجیدی ساختند دیدید وقتی به دنیا میآید پیغمبر همه بتها میریزد و تمام میشود.\\
ما تمام کردیم سخنمان را امیدواریم إن شاء الله خدای متعال بهترینها را روزی کند.
\begin{center}
باز عطر تازهات تا این حوالی میرسد
\hspace*{2.5cm}
منجی دلهای پُر، دستان خالی میرسد
\end{center}
\begin{center}
گفته بودی میم و حاء و میم و دالی میرسد
\hspace*{2.5cm}
نیستی این جا ببینی با چه حالی میرسد
\end{center}
\begin{center}
خال تو سیمای حیدر نور زهرا دارد او
\hspace*{2.5cm}
جای تو خالی حسین است و تماشا دارد او
\end{center}
\\
دو سه تا دعا کنم. فیض آمده است بهره ببرید.
خدایا در فرج امام زمان ما تعجیل کن (الهی آمین).\\
به زودی با نابودی آل سعود مدینه منوره زیارت قبر پیغمبر روزی ما بفرما (الهی آمین).\\
خدایا ما را از خوبان و مخلصین مسلمانان نبوی و شیعیان جعفری قرار بده (الهی آمین).\\
عیدی ما را در این ایام طول عمر مقام معظم رهبری و رساندن این پرچم به دست مهدی فاطمه قرار بده (الهی آمین).\\
اسباب ازدواج و اشتغال جوانان ما فراهم بفرما (الهی آمین).\\
این را که باید بلند بگویی الهی آمین که!\\
این یکی دیگر که مال تو بود که!\\
خدایا مرضای ما مریضان ما شفای عاجل عنایت بفرما (الهی آمین).\\
خدایا آشوبگران، اغتشاشگران نوکر اجنبی، نوکر دشمنان شیعه را اگر قابل هدایت نیستند نیست و نابود بفرما (الهی آمین).\\
شر استکبار جهانی آمریکا، اسرائیل، انگلیس خبیث، داعشیها، سلفیها به خودشان بازگردان (الهی آمین).\\
آنچه خواستیم و نخواستیم صلاح ما در آن است برای ما مقدر بفرما (الهی آمین).\\
نثار روح رسول گرامی اسلام، امام صادق (علیهم السلام) هدیه کنید سه صلوات بر محمد و آل محمد.\\
{\large «اللَّهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ وَ آل مُحَمَّد».}\\
\end{document}