list_icon_blue

سخنرانی دهه اول محرم‌الحرام 1439، بحث کربلا کلکسیون رذائل و فضائل، جلسه 10

جلسه ۱۰ از ۱۲
اهل بیت (علیهم‌السلام)
دهه اول محرم
مسجد جامع دانشگاه شیراز
شنبه ۰۸ مهر ۱۳۹۶
سخنرانی دهه اول محرم‌الحرام 1439، بحث کربلا کلکسیون رذائل و فضائل، جلسه 10
list_icon_blue خلاصه جلسه
حضرت آیت‌الله رضایی تهرانی در این جلسه به بحث کربلا کلکسیون رذائل و فضائل می‌پردازند؛ ایشان به تحلیل ابعاد قیام عاشورا، اهداف امام حسین (علیه‌السلام)، ویژگی‌های یاران و دشمنان ایشان و درس‌های همیشگی این واقعه می‌پردازند. حضرت استاد با ذکر فضایل و رذائل اخلاقی حاضر در دو جبهه، بر این نکته تأکید می‌کنند که قیام حسینی یک الگوی جاوادنه و مدیریت‌شده برای مبارزه با ظلم در تمام اعصار است و امام حسین (علیه‌السلام) با آگاهی کامل، مسیر شهادت را انتخاب نمودند تا اسلام را زنده نگه دارند. استاد رضایی تهرانی با اشاره به تأثیر این نهضت بر قیام‌های معاصر مانند انقلاب اسلامی ایران، استدلال می‌کنند که روح این قیام همچنان زنده و تأثیرگذار است و برای جوامع امروزی درس‌های بزرگی مانند شجاعت، بصیرت، پرهیز از دنیاطلبی و حرام‌خواری دارد. در پایان جلسه روایت گفت‌وگوی مؤثر حضرت زینب (سلام‌الله‌علیها) و امام حسین (علیه‌السلام) در شب عاشورا بیان می‌شود.
مکان مسجد جامع دانشگاه شیراز
زمان شنبه ۰۸ مهر ۱۳۹۶
مناسبت دهه اول محرم
شماره جلسه
جلسه ۱۰ از ۱۲
voice_icon_blue صوت سخنرانی
دریافت صوت
audio_icon_darkBlue audio_icon_darkBlue
۰۰:۰۰
۰۰:۰۰
۰۰:۰۰
۰۰:۰۰
pencil_icon_blue متن سخنرانی
دریافت PDF
\documentclass[a4paper,12pt]{article} \begin{document} \begin{center} {\large «أعُوذُ بِاللّٰهِ مِنَ الشَّیطَانِ الرَّجِیمِ\\ بِسمِ اللهِ الرَّحمٰنِ الرَّحِیمِ\\ الحَمْدُ للّٰه رَبِّ العَالَمِینَ وَ الصَّلوةُ وَ السَّلامُ عَلَی النَیِّرِ الأَعْظَمِ وَ نَتِیجَةِ العَالَمِ، هَادِي السُّبُلِ وَ مُنجِي البَشَرِ سَیِّدِنا وَ مَولَانَا حَبِیبِ إِلهِ العَالَمِینَ أَبِي القَاسِمِ المُصطَفیٰ مُحَمَّدٍ وَ عَلیٰ آلِهِ الطَّیِّبِینَ الطَّاهِرِینَ المَعصُومِینَ المُکَرَّمِینَ وَ اللَّعْنُ الدَّائِمُ عَلیٰ أَعدَائِهِم أَجمَعِینَ مِنَ الآنِ إِلیٰ قِیَامِ یَومِ الدِّینِ؛»} \end{center} \begin{center} {\large «قال الامام ابو عبدالله الحسین علیه‌السلام: وَ لَكُمْ فیّ [بِي] أُسْوَةٌ {\Large{1}}.»} \end{center} شب عاشورای حسینی شب حزن و اشک حسینی است؛ خداوند ان‌شاءالله نام ما را در فهرست اقامه‌کنندگان عزای حسینی ثبت و ضبط بفرماید به برکت صلوات بر محمد و آل محمد (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌و‌سلم)؛\\ نهضت اباعبدالله (علیه‌السلام) از آغازین روزهای شکل‌گیری از طرف دوست و دشمن مورد تحلیل و بررسی قرار گرفت؛\\ اولین کسانی که به تحلیل نهضت حسینی پرداختند در جبهه حق، خود اباعبدالله، اصحاب اباعبدالله، اهل‌بیت اباعبدالله (علیه‌السلام)، اسرای قافله غم بودند و در جبهه دشمن هم سران کفر و نفاق، یزیدها، ابن زیادها، عمر سعدها تحلیل کردند.\\ تحلیل از طرف هر دو گروه مبتنی بر مبانی فکری و اعتقادی بود؛ یعنی تحلیل حسین و اصحاب حسین (سلام‌الله‌علیهم) مبتنی بر اعتقاد آن‌ها بود؛ تحلیل دشمن هم مبتنی بر اعتقادات آن‌ها بود.\\ تمام تلاش اباعبدالله (علیه‌السلام) از روز اول نهضت این بود که مبادا نهضت حسینی بد تفسیر شود و خطا تحلیل شود.\\ خلاصه تحلیل صحیح و کامل نهضت حسینی در این چند جمله خلاصه می‌شود؛ \begin{enumerate} \item سیدالشهداء (علیه‌السلام) وظیفه خود را احیا، حفظ، نگهداری و حراست از دین خدا می‌داند؛ به‌صراحت فرمود:\\ {\large «و أنا أولى من قام بنصرة دين اللّه}\{{\large و اعزاز شرعه و الجهاد في سبيله لتكون كلمة اللّه هي العليا {\Large{2}}}\}؛» از همه سزاوارترم دین خدا را نصرت کنم. \item سیدالشهداء (علیه‌السلام) حکومت یزید را، سلطنت یزید را مرگ اسلام می‌داند؛ به‌صراحت فرمود:\\ {\large «وَ عَلَى اَلْإِسْلاَمِ اَلسَّلاَمُ إِذْ قَدْ بُلِيَتِ اَلْأُمَّةُ بِرَاعٍ مِثْلِ يَزِيدَ {\Large{3}}؛»}\\ اگر چوپان دین خدا، اگر چوپان اسلام و مسلمانان یزید شد باید با اسلام خداحافظی کرد. شما یک گله، ۱۰ رأس گوسفند را بدهید دست یک گرگ بگویید: جناب گرگ! چوپانی این گله با تو مشکلی نیست! مشکل آن است که هفته آینده شما گوسفند ندارید و همه خورده شده‌اند.\\ گویا فرمود: یزید گرگی است که چوپان جهان اسلام شد، {\large «عَلَى اَلْإِسْلاَمِ اَلسَّلاَمُ؛»} همان اسلامی که مرحوم امام خمینی (رحمت‌الله‌علیه) فرمودند: اسلام آمریکایی است؛ برگردانش در زمان ما می‌شود اسلام آمریکایی. \item سیدالشهداء (علیه‌السلام) معتقد است اگر با یزید بیعت کند مرگ اسلام را امضا کرده است و لذا به‌صراحت فرمود:\\ {\large «و مثلي لا يبايع مثله {\Large{4}}؛»}\\ مثل حسین ابن علی با مثل یزید بیعت نمی‌کند.\\ در هیچ سند تاریخی ندیدم امام حسین علیه‌السلام فرموده باشد:\\ {\large «انا لاأبایع یزید!»}\\ من با یزید بیعت نمی‌کنم!\\ چون قرار است نهضت حسینی الگو باشد، اسوه باشد، تعبیر کلی‌سازی شده است؛ فرمود مثل حسینی با مثل یزیدی بیعت نمی‌کند. همین موقعیت سیدالشهداء (علیه‌السلام) اگر برای امام صادق (علیه‌السلام) یا اگر برای امام مجتبی (علیه‌السلام) بود عملکرد همین قیام می‌شد!\\ پس سیدالشهداء (علیه‌السلام) وظیفه اول خود را حراست از دین خدا می‌داند؛ دوم حکومت یزید را مرگ دین خدا می‌داند؛ سوم بیعت با یزید را امضای مرگ اسلام می‌داند؛ \item سیدالشهداء (علیه‌السلام) معتقد است درست هم معتقد است، که اگر با یزید بیعت نکند بنی امیه او را خواهند کشت!\\ سه مورد لااقل امام حسین (علیه‌السلام) به این تصریح کرده است به عبدالله بن جعفر نوشته است به عمرو بن لوذان و به اباهرّه نیز فرموده است و در هر سه جا با قسم و سوگند این مطلب را امام فرموده است؛ یعنی با تعبیر والله فرموده است اگر من با یزید بیعت نکنم، بنی‌امیه مرا خواهند کشت!\\ فرمود:\\ {\large «و لو أنّی دخلت جحر ضبّ لأخرجونی و قتلونی!»}\\ اگر من بروم در بیابان‌ها، در غاری، سوراخی، شکاف کوهی، یک جا پنهان بشوم من را پیدا می‌کنند، بیرون می‌کشند، این جگر من را از سینه بیرون می‌کشند.\\ {\large «و اَللَّهِ لاَ يَدَعُونِّي حَتَّى يَسْتَخْرِجُوا هَذِهِ اَلْعَلَقَةَ مِنْ جَوْفِي [صدری] {\Large{5}}؛»}\\ خوب پس امام حسین (علیه‌السلام) می‌داند اگر بیعت نکند کشته می‌شود. \item سیدالشهداء (علیه‌السلام) می‌فرماید: دشمن در صورت بیعت نکردن من دو کار را می‌خواهد هم زمان انجام دهد؛ هم بکشد، هم خون را پایمال کند، هم بکشد هم خون را از بین ببرد. از کار اول گریزی نیست یعنی از شهادت گریزی نیست، حتماً شهادت اتفاق می‌افتد ولی یزید، حزب اموی می‌خواهد بکشد و خون را پایمال کند من این دومی را نمی‌گذارم؛ یعنی نحوه شهادت خود را خود رقم می‌زنم؛ گونه شهادت را خودم مدیریت می‌کنم؛ چرا؟\\ چون قرار است این شهادت اسلام را تا روز قیامت بیمه کند، قرار است این الگو باشد، قرار است در شرایط مشابه کسانی که حسینی‌اند در مقابل کسانی که یزیدی‌اند همین گونه عمل کنند؛ پس باید به‌گونه‌ای این شهادت رقم بخورد که ماندگار در تاریخ باشد، باید به‌گونه‌ای رقم بخورد که الگو بودندش کامل باشد. \end{enumerate} در این راستا یکی از کارهایی که اباعبدالله (علیه‌السلام) انجام داده است این است که آمده در صحرای کربلا روز عاشورا یک کلکسیون چیده است، یک مجموعه چیده است، مجموعه و فهرستی از فضایل در مقابل مجموعه و فهرستی از رذائل؛ یعنی امام حسین (علیه‌السلام) با صدای بلند با این عملکرد دارد اعلام می‌کند: اگر شخصی حسینی است، اگر خانواده‌ای حسینی است، اگر جامعه‌ای حسینی است، باید دارای این فضیلت‌ها باشد.\\ چه اینکه اگر فرد یا خانواده یا جامعه‌ای یزیدی است طبیعتاً دارای این صفات و مشخصات نیست. یک کلکسیون کامل است.\\ اگر می‌بینی امام حسین (علیه‌السلام) در کربلا دست رد به سینه هیچ‌کس نزد هرکس آمد پذیرفت، حضرت می‌خواهند این مجموعه کامل بشود.\\ شما در نژادهای کربلا ببینید اسلم ترکی، جون حبشی، فارس، عرب حجازی، عرب کوفی، از اقشار مختلف، در لشکر اباعبدالله (علیه‌السلام) حضور دارند و همه هم پذیرفته شده‌اند.\\ اگر می‌بینید حر پذیرفته می‌شود، اگر می‌بینید زهیر ابن قین و کان عثمانیّ المذهب پذیرفته می‌شود؛ به‌خاطر این است که چون نهضت کربلا می‌خواهد تا روز قیامت الگو بماند و اثر کند، باید این شهادت به‌گونه‌ای رقم بخورد که خدای متعال مقدر کرده است، برای اینکه ماندگار باشد و اثرگذار باشد.\\ من قبلاً هم روی همین منبر خدمت عزیزان گفتم، اگر از سیدالشهداء و سیره سیدالشهداء و عملکرد سیدالشهداء (علیه‌السلام) بحث می‌کنیم اصلاً از یک انسان مرده سخن نمی‌گوییم!\\ امام حسین (علیه‌السلام) زنده است، وسط ایستاده است و مدیریت می‌کند.\\ خدمت عزیزان خودم قبلاً هم عرض کرده بودم، ثروتمندترین مرد عالم الان سیدالشهداء (علیه‌السلام) است، ثروتمندترین انسان عالم است.\\ یک روستای کوچکی من مشهد رفته بودم به نام دهبار، اهالی آن روستا می‌گفتند در این روستا امام حسین (علیه‌السلام) ۴۰۰ باغ وقفی دارد!\\ شما در همین ۱۰ روز محرم ببینید چقدر سیدالشهداء (علیه‌السلام) بذل و بخشش می‌کند! چقدر نذورات! اوقافی که ما برای اباعبدالله (علیه‌السلام) داریم! در خود کشور ما نیمی از اوقاف ما مربوط به دستگاه اباعبدالله (علیه‌السلام) است و این اوقاف را طبق اطلاع ما حتی در آمریکا داریم، در اروپا، آفریقا فراوان است، آسیا و خاورمیانه که فراوان است.\\ تأثیرگذارترین مرد عالم است، به‌صراحت مثل گاندی می‌گوید: اگر من مقابل انگلستان ایستادم و ملت یک‌میلیاردی هند را آزاد کردم، از حسین ابن علی (علیه‌السلام) درس گرفتم.\\ اگر الان ما ایستادیم و توطئه خبیث و نجس داعش را ملت جمع کردند و محور مقاومت جمع کردند؛ یعنی حسین بن علی (علیه‌السلام) جمع کرده است.\\ شما مردم سال ۵۷ قیام کردید؛ همه تحلیلگرها گفتند در چه مقطعی از نهضت کمر شاه شکست؟!\\ گفتند وقتی شاه از ایران بیرون رفت؛\\ من یادم است وقتی بیرون رفت همه گفتند کار تمام شد! حالا چرا شاه بیرون رفت؟\\ تمام مورخین معاصر نوشتند که روز تاسوعا و عاشورای حسینی با اویسی سوار هلیکوپتر شدند رفتند بالای سر تهران یک چرخی زدند دیدند تمام خیابان‌ها پر از جمعیت است. بنده توفیق داشتم هم تاسوعا هم عاشورا بودم. شاه به اویسی گفته بود که خوب این‌ها مریدان خمینی هستند، مریدان من کجایند؟\\ دوستان ما کجایند؟\\ او هم به‌صراحت گفته بود: اگر ناراحت نمی‌شوید اعلیحضرت جواب روشن است! دوستان شما کجایند؟\\ در سوراخ‌ها!\\ گفته بود: خوب این جمعیت سرش کج بشود بیاید به سمت نیاوران من چه کنم؟\\ گفته بود: نمی‌دانم!\\ نقل خود اویسی است در خاطراتش که شاه آنجا به من گفت: اینجا جای ما نیست! ما باید برویم!\\ حسین بن علی (علیه‌السلام) شاه را از این کشور بیرون کرد، عاشورا طاغوت را از این کشور بیرون کرد، چه اینکه ۱۵ خرداد را ما می‌گوییم، ۱۵ خرداد نمی‌دانیم کی بوده است! ۱۵ خرداد دوازدهم محرم و پس از عاشورا رقم خورد. عاشورا اخراج شاه را رقم زد. حسین بن علی (علیه‌السلام) وسط صحنه ایستاده است و دارد مدیریت می‌کند.\\ پس کربلا کلکسیونی از فضائل و رذائل است؛ فضائل در جبهه حق، رذائل در جبهه باطل.\\ من بخشی از این فضائل و رذائل را خدمت عزیزان عرض کنم، مبادا ما این فضائل را از دست بدهیم در زندگی فردی، خانوادگی و اجتماعی و مبادا به رذائل دچار بشویم در زندگی فردی، خانوادگی و اجتماعی.\\ به روح مطهر اباعبدالله (علیه‌السلام) هدیه کنید صلوات بر محمد و آل محمد (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌و‌سلم). \begin{enumerate} \item از رذائلی که به حسین کُشی انجامید، جاه‌پرستی بود، مقام‌پرستی بود. عمر سعد مگر برای چه آمد به جنگ اباعبدالله؟\\ طمع کرد در ملک ری! برای این آمده است.\\ چرا آن ۱۵۰۰ نفری که با اباعبدالله از مکه حرکت کردند یواش‌یواش، یکی‌یکی، ۱۰ تا ۱۰ تا، ۵۰ تا ۵۰ تا، رها کردند و رفتند؟\\ چون خدمت اباعبدالله (علیه‌السلام) آمده بود در کوفه کاره‌ای بشود! رئیس شرطه‌ها، فرمانداری، استانداری بشود!\\ وقتی دیدند مسلم (علیه‌السلام) کشته شد، هانی کشته شد، رفتند! به‌خاطر مسئله دیگری آمده بودند. \item مال‌پرستی؛ امام (علیه‌السلام) به مجمع بن عبدالله عائذی فرمود: چه خبر؟\\ گفت: آقا! همه برگشتند از شما در کوفه!\\ فرمود: چرا؟\\ گفت:\\ {\large «اما عظمائهم فقط ملئت غرائرهم؛»} جیب‌های بزرگانشان را پر کردند، رئیس قبیله‌ها را دیدند، درهم و دینار است که دارد به دامن این‌ها ریخته می‌شود.\\ آن‌ها بزرگانشان بودند، توده‌شان نیز بسیار پست بودند و آمدند حسین (علیه‌السلام) را کشتند با این وعده که بعضی از این‌ها در هر ماه یک سپر گندم یا جو بگیرند! به‌خاطر یک سپر گندم!\\ شما در تاریخ عاشورا می‌خوانید این‌ها حتی از پیراهن پاره اباعبدالله (علیه‌السلام) نگذشتند دقیقاً در تاریخ آمده کلاه‌خود را چه کسی برد! زره را چه کسی برد! لباس زیر را چه کسی برد! لباس رو را چه کسی برد! این مال‌پرستی و این دنیادوستی است. این‌ها رذیلت است. \item سنگدلی؛ انسان مؤمن باید رحیم باشد. پیغمبر (علیه‌السلام) فرمود:پپ {\large «مَنْ لاَ يَرْحَمْ لاَ يُرْحَمْ‌ {\Large{6}}»،} کسی اهل رحم و مروت نباشد خدا به او رحم نمی‌کند. انسان باید به جای درست رحیم باشد.\\ شما مصادیق این رذالت را ببینید؛ بر جمعی زن و بچه آب را ببندند! تبارشان نیز همین است! در سوریه و عراق داعشی‌ها وقتی حمله می‌کردند به یک شهرکی، به یک روستایی، شعارشان این بود:\\ {\large «جیناکم بالذبح یا نصیریة!»}\\ به ما شیعیان می‌گویند: نصیریه!\\ یعنی آمدیم ذبحتان کنیم!\\ زن می‌کشتند، بچه می‌کشتند، کودک می‌کشتند!\\ این از همان تبار است، تبار یزید و عمر سعد است. همان‌ها هستند.\\ امیرالمؤمنین (علیه‌السلام) فرمود:\\ {\large «اِسْتَدِلَّ عَلَى مَا لَمْ يَكُنْ بِمَا قَدْ كَانَ فَإِنَّ اَلْأُمُورَ أَشْبَاهٌ {\Large{7}}»،} تاریخ تکرار می‌شود! همان سنگدلی است تعاملی که اینها با اسیری مثل مرحوم شهید حججی کردند! این‌قدر این ویدئو فجیع است که انسان نمی‌تواند نگاه کند! این از همان تبار است؛ سربریدن و مثله‌کردن بدن‌ها نتیجه آن تبار است.\\ ما در دینمان می‌گوییم: آقا! اگر مرده یک کافری روی زمین ماند، واجب به وجوب کفایی است که دفن بشود! مرده نباید روی زمین بماند، میت نباید روی زمین بماند.\\ روز یازدهم این‌ها جنازه‌های خودشان را دفن کردند، ۷۲ جنازه روی زمین بی سر افتاده است. سنگدلی است که کشتی بعد حمله کنی به زن، دختر و کودک! کشتی بعد ۱۰ نفر را صدا کنی نعل بزنند روی جنازه کسی که سر ندارد بتازند! کشتی چرا خیمه آتش می‌زنی! کشتی حالا می‌خواهی سرها را حمل کنی، چرا سرها را جلوی اصحاب خیام می‌بری! ۴۰ منزل اینها باید سر نگاه کنند! این‌ها سنگدلی است.\\ اینکه واقعه عاشورا ماندگار می‌شود هم در بخش فضایلش قله است، هم در بخش رذائلش بدترین‌ها و زشت‌ترین‌ها است.\\ راجع به امام سجاد علیه‌السلام داریم حضرت را غل جامعه زدند؛ یعنی دست‌ها را از پشت و بالای گردن به هم بستند و این دست‌ها جلوی یزید باز شد! سوهان خواست و این دست‌ها آنجا باز شد! نه یک منزل یا دو منزل! رذائل را ببینید.\\ ایهاالناس سنگدل نباشید و سنگدلی نکنیم؛ مخصوصاً جاهایی که شیطان فعال است، این خانم و آقا ۲۰ سال با هم زندگی کردند حالا کار کشیده به طلاق! چرا سنگدلی کنیم! چرا توهین! چرا حق زن را ندهیم! چرا هر جور شده بخواهم مهریه این بیچاره را از کفشش بیرون بکشم!\\ قرآن فرمود:\\ «\{{\large وَكَيْفَ تَأْخُذُونَهُ}\}{\large وَقَدْ أَفْضَىٰ بَعْضُكُمْ إِلَىٰ بَعْضٍ}\{{\large وَأَخَذْنَ مِنكُم مِّيثَاقًا غَلِيظًا {\Large{8}}}\}.»\\ شما از یکدیگر کام گرفتید ۲۰ سال با هم بودید، بده مهریه‌اش را! چرا سنگدلی می‌کنید! \item از رذائلی که ما در صحنه کربلا و در جریان عاشورا می‌بینیم، ترس منفی است؛ ما دو گونه ترس داریم یک ترس مثبت داریم، مثل‌اینکه بنده و شما از خدا بترسیم، از گناهانمان بترسیم، از اینکه از چشم امام‌زمانمان بیفتیم بترسیم، این ترس، ترس مثبت است. خوب است که دانشمند بشویم که ترس الهی پیدا کنیم؛\\ «\{{\large وَمِنَ النَّاسِ وَالدَّوَابِّ وَالْأَنْعَامِ مُخْتَلِفٌ أَلْوَانُهُ كَذَٰلِكَ}\}{\large ِنَّمَا يَخْشَى اللَّهَ مِنْ عِبَادِهِ الْعُلَمَاءُ}{\large إِنَّ اللَّهَ عَزِيزٌ غَفُورٌ {\Large{9}}.»}\\ علم خشیت می‌آورد، ترس می‌آورد، این ترس خوبی است؛ اما در مقابل ترس منفی داریم؛ یعنی مؤمن باید شجاع باشد، دلیر باشد، اگر بترسد مشکل ایجاد می‌شود.\\ دشمنان اباعبدالله گرفتار ترس منفی شدند، ۱۸ هزار نفر با مسلم بیعت کرده بودند، حال عبیدالله وارد کوفه شده است یک آدمی که سابقه خودش و پدرش را می‌دانند، خونخوار هست، سنگدل هست، بی‌رحم هست، منطق ندارد!\\ نوشتند وقتی عبیدالله دستور داد همه بروید به سمت کربلا برای کشتن حسین! به حسین بن نمیر که در کوفه فرمانده پلیس بود گفت: مردی در کوفه نماند! آمد در کوچه‌ها گشت و دید یک مرد، کامل مردی دارد رد می‌شود!\\ گفت: چه کار می‌کنی؟\\ گفت: هیچ! طلبی داشتم در کوفه آمدم طلب را وصول کنم؛\\ گفت: از کجا آمدی؟\\ گفت: شام!\\ پرسید: به چه ملتی هستی؟\\ گفت: مسیحی و نصرانی هستم؛ بلافاصله دستور داد او را آوردند و گردن زدند! یک آدم مسیحی برای گرفتن طلبش آمده بود کوفه طلبش را وصول کند و برگردد! تا گردن این مسیحی که برای این کار آمده بود در کوفه زده شد، فوج‌فوج مردم رفتند به سمت کربلا!\\ حال عده‌ای در میانه راه فرار می‌کردند؛ یعنی فوج هزارنفره می‌رفت، ۴۰۰ نفر به کربلا می‌رسید، هزارنفره می‌رفت ۵۰۰ نفر به کربلا می‌رسید. این از مسلمات تاریخ است؛ ولی این‌طور زهرچشم گرفتن مایه ترس شد.\\ امام (علیه‌السلام) به عمر سعد گفتند: چرا می‌خواهی با من بجنگی؟\\ گفت: اگر نجنگم یزید خانه‌ام را ویران می‌کند و مالم را از من می‌گیرد!\\ حضرت فرمود: من بهتر از آن به تو می‌دهم! بیشتر از او به تو می‌دهم!\\ این ترس منفی است. مؤمن نباید خائف باشد؛ بلکه باید شجاع باشد.\\ خدا مرحوم امام خمینی (رحمت‌الله‌علیه) را رحمت کند؛ سال ۴۲ بالای منبر به‌صراحت فرمودند: چرا علما بترسند؟ چرا بزرگان بترسند؟ چرا حوزه‌ها بترسند؟\\ بعد یک مکثی کردند، سخنرانی ایشان ضبط شده است، فرمودند: والله تاکنون نترسیده‌ام!\\ الان که جمهوری اسلامی است و سایه رهبری روی سر ماست یک فضاست و فضای طاغوت و زمان شاه و اینکه بعضی‌ها را زیر شکنجه کشتند، بعضی‌ها را با مته‌برقی سرشان را سوراخ کردند، ناخن می‌کشیدند، کتف در می‌آوردند، زبان می‌بریدند، آن زمان را شما تصور کنید!\\ در آن فضا مرحوم امام خمینی (رحمت‌الله‌علیه) فرمودند: والله تاکنون نترسیده‌ام! اگر این نبود نمی‌توانست ۳۵ میلیون جمعیت آن موقع ایران را این‌طور متحول کند.\\ دشمن دچار ترس منفی شد؛ در خطبه‌ای که سیدالشهداء (علیه‌السلام) روز عاشورا در مقابل لشکر دشمن خواندند که بحث دعوت را پیش کشیدند و در ضمن فرمودند: این شمشیری که دست شماست مال ما است! کوفی بودند؛ یعنی چهار سال و نیم حکومت علوی را این‌ها دیده بودند، عدل علوی را دیده بودند، مظلومیت امام حسن (علیه‌السلام) را دیده بودند؛ لذا ۱۸ هزار نفر بیعت کردند؛ لذا ۱۲ هزار نفر نامه نوشتند!\\ فرمودند: این شمشیر دست شما مال ماست! الان علیه ما کشیدید؟\\ چرا دچار ترس منفی شدید؟ \item نکته دیگر، در رذائلی که ما در صحرای کربلا داریم، عزیزان من! خوردن مال حرام است؛ سیدالشهداء (علیه‌السلام) فرمودند: حرام‌خوری می‌کشد به حسین کُشی!\\ تا من می‌گویم مال حرام به ذهن عزیزان می‌آید یک کسی قمه بردارد برود دم یک عابربانکی جلوی یک نفر را بگیرد، کارتش را بگیرد، پولش را بدزدد! نه این نیست! حرام‌خواری مدرن شده است، بنده کارمند هستم و ۷ ساعت کار مفید باید داشته باشم، دو ساعت کار مفید می‌کنم، حرام است! در دخل‌وخرج اسراف می‌کنم، می‌شود حرام!\\ غش در معامله می‌کنم می‌شود حرام!\\ مثالی که برای اینکه حواس من و شما جمع باشد فقهای ما در رساله‌ها قدیم برای غش در معامله می‌زدند این بود: شما می‌روی از سبزی‌فروش سبزی بخری، سبزی‌فروش به شما سبزی می‌فروشد؛ مثلاً کیلویی هزار تومان، این سبزی را قبلاً زده توی آب! وقتی دارد وزن آن را می‌کشد ۲۰ گرم آب داخلش رفته است و آب قیمت سبزی را ندارد؛ می‌گویند: این هزارتومانی که می‌گیرد حرام شد! مخلوط به حرام شد! پول سبزی باید از تو بگیرد، این فرد دارد آب را به قیمت سبزی می‌فروشد! ولو ۲۰ گرم، ولو ۱۰ گرم؛ چرا این مثال را می‌زنند؟\\ می‌خواهند بگویند این‌قدر بحث حرام‌خواری دقیق است.\\ حالا آقا می‌رود وام بانکی می‌گیرد ۲۴ درصد!\\ در بین مراجع آن کسی که جرئت کرده است رقم و عدد ذکر کند آیت‌الله مکارم شیرازی است که فرمودند: من تا ۴ درصد را قبول دارم و آن را کارمزد می‌بینم؛ اگر ۵ درصد شد، حرام است؛ کیست که امروز مبتلا به بانک‌ها نیست؟!\\ مبتلا به دیرکرد نیست؟!\\ دو تا از مراجع فتوا دادند اگر کسی در بانک کار می‌کند و در آن بانک دیرکرد گرفته می‌شود پولی که از حقوق آن بانک می‌گیرد حرام است در زندگی‌اش ببرد! همه مبتلاییم مشکل نیست!\\ امام حسین (علیه‌السلام) فرمود چرا به حسین کشی دچار شدید؟\\ {\large «فقد ملئت بطونكم من الحرام و طبع على قلوبكم {\Large{10}}؛»}\\ نگو آقا من چه جور نان بخورم؟! در نظیر این مطلب خدای متعال حجت را بر همه تمام کرد فرمود:\\ «\{{\large إِنَّ الَّذِينَ تَوَفَّاهُمُ الْمَلَائِكَةُ ظَالِمِي أَنْفُسِهِمْ قَالُوا فِيمَ كُنْتُمْ قَالُوا كُنَّا مُسْتَضْعَفِينَ فِي الْأَرْضِ}\}{\large قَالُوا أَلَمْ تَكُنْ أَرْضُ اللَّهِ وَاسِعَةً فَتُهَاجِرُوا فِيهَا}\{{\large َأُولَئِكَ مَأْوَاهُمْ جَهَنَّمُ وَسَاءَتْ مَصِيرًا {\Large{11}}}\}.»\\ شیراز زندگی می‌کنی و نمی‌توانی دین‌داری کنی برو قم زندگی کن! برو اصفهان زندگی کن! ایتالیا زندگی می‌کنی نمی‌توانی چشمت را نگه‌داری بیا بیرون و هجرت کن! مگر زمین خدا یک وجب بود!\\ یک‌عمر ۷۰ساله به تو دادم خلاص! قابل‌تکرار هم نیست! این عمر برای یک کار است فقط! و امیرالمؤمنین (علیه‌السلام) در این جمله این کار را مشخص کرد فرمود:\\ {\large «اَلدُّنْيَا سَاعَةٌ فَاجْعَلُوهَا طَاعَةً {\Large{12}}؛»}\\ دنیا یک ساعت است پس این یک ساعت را صرف اطاعت کن! از قبر دیگر برنمی‌گردی، دیگر جوانی تکرار نمی‌شود، دیگر عمر برنمی‌گردد.\\ اینجا نشد آنجا! ایران نشد جای دیگر! عراق نشد جای دیگر! عرب نشد جای دیگر! هر جا شد! ببین کجا می‌توانی درست اطاعت خدا را انجام بدهی؟! این مهم است.\\ کسانی که مثل شهید حججی رفتند سوریه و جنگیدند مگر سوریه کشور ما است؟!\\ کشور ما نیست؛ کسانی که رفتند سامرا شهید شدند و سر دادند مگر عراق کشور ماست؟!\\ کشوری است که هشت سال با ما جنگیده است؛ اما وقتی وظیفه اقتضا می‌کند مرحوم امام خمینی (رحمت‌الله‌علیه) بر اثر فشار دولت ایران مجبور شدند نجف را ترک کنند؛ صدام به مرحوم امام خمینی (رحمت‌الله‌علیه) پیام داد: با سکوت در نجف زندگی کنید مثل سایرین درسی بگویید، حرمی بروید! ولی اگر می‌خواهید اطلاعیه بدهید، سخنرانی کنید، نوار بفرستید ایران؛ یاالله از عراق باید بروید!\\ مرحوم امام خمینی (رحمت‌الله‌علیه) آمدند رفتند به سمت کویت، مرز کویت بسته بودو راه نداد!\\ مرحوم امام خمینی (رحمت‌الله‌علیه) اطلاعیه دادند در تاریخ هست: اگر مجبور بشوم تا آخر عمر فرودگاه به فرودگاه بروم و در فرودگاه‌ها حرفم را بزنم این کارا خواهم کرد!\\ وظیفه من چیست؟! وظیفه باید انجام بشود.\\ می‌گوید آقا بحران اجتماعی است و اینجا کار نکنم کار گیرم نمی‌آید! مگر تو روزی خودت را متقبّلی؟!\\ خدای متعال فرمود:\\ {\large «إِنَّ اللَّهَ هُوَ الرَّزَّاقُ ذُو الْقُوَّةِ الْمَتِينُ {\Large{13}}؛»} همه جنبنده‌های عالم را دارد روزی می‌دهد! \item یک نکته دیگر عرض کنم و ذکر توسلی داشته باشم؛ جبهه باطل در زمان سیدالشهداء (علیه‌السلام) مبتلا شد به بی‌بصیرتی و این بی‌بصیرتی کار دست کوفی‌ها داد. نتوانستند دوست را از دشمن بشناسند.\\ زینب کبری (علیها‌السلام) در سخنرانی‌اش به کوفی‌ها فرمود: مَثَل شما، مَثَل گاو نه‌من‌شیر است؛ این جناب گاو نه‌من‌شیر می‌دهد، قطره‌های آخر یک لگد می‌زند ظرف چپه می‌شد!\\ {\large «وَلَا تَكُونُوا كَالَّتِي نَقَضَتْ غَزْلَهَا مِن بَعْدِ قُوَّةٍ أَنكَاثًا}\{{\large تَتَّخِذُونَ أَيْمَانَكُمْ دَخَلًا بَيْنَكُمْ أَن تَكُونَ أُمَّةٌ هِيَ أَرْبَىٰ مِنْ أُمَّةٍ إِنَّمَا يَبْلُوكُمُ اللَّهُ بِهِ وَلَيُبَيِّنَنَّ لَكُمْ يَوْمَ الْقِيَامَةِ مَا كُنتُمْ فِيهِ تَخْتَلِفُونَ {\Large{14}}}\}.»\\ یک پیرزنی بود صبح تا شب می‌نشست این پنبه‌ها را نخ می‌کرد، شب باز این پنبه‌ها و نخ‌ها را شروع می‌کرد شکافتن تا پنبه بشود!\\ زینب کبری (علیها‌السلام) فرمود مثال شما این است، دعوت می‌کنید، نامه می‌نویسید، ده‌ها پیک به‌سوی اباعبدالله (علیه‌السلام) می‌فرستید، آقا مسلم را می‌فرستد ۱۸ هزار نفر بیعت می‌کنید، این شیر دارد درون ظرف پر می‌شود، یک عبیدالله می‌آید دو تا تهدید می‌کند جای دوست و دشمن در ذهنتان قاتی می‌شود. این بی‌بصیرتی را نتوانستند حل کنند.\\ تعبیر زینب کبری (علیها‌السلام) است که شما نتوانستید دوستتان را از دشمنتان بازشناسی کنید!\\ نفهمیدند بنی‌امیه دارند چه عاری به دامن اینها می‌گذارند!\\ آن‌قدر این عار قوی بود که مثل شد در زبان عربی: {\large «الکوفی لا یوفی!»} ترجمه هم بد می‌شود!\\ معنی {\large «الکوفی لا یوفی!»} این نیست که کوفی وفا نمی‌کند! بلکه معنا این است که کوفی {\large «لایُتِمّ»،} کوفی کار را تمام نمی‌کند! درصورتی‌که کار باید تمام بشود؛ البته دشمن نمی‌گذارد!\\ اخیراً مقام معظم رهبری (حفظه‌الله) فرمودند: خدا آمریکا را لعنت کند! توطئه می‌کنند، ملت قیام می‌کند، توطئه را جمع می‌کند، هنوز جمع نشده است یک توطئه دیگر راه می‌اندازد!\\ خودم شنیدم از وزیر خارجه سابق امریکا جان کری به‌صراحت گفت: اعتقاد ما این است که جمع‌کردن داعش ۳۰ تا ۴۰ سال طول می‌کشد!\\ معلوم بود چه خوابی دیدند!\\ ایران همت کرد به تعبیر سردار سلیمانی (رحمت‌الله‌علیه) در یک مقطع چندماهه وزارت دفاع ما هر روز سه شیفت کار کرد سلاح تولید کرد و فرستاد عراق چون سلاح نداشتند پس ما داریم داعش را جمع می‌کنیم!\\ به‌افتخار می‌گوییم ما هم داریم جمع می‌کنیم؛ دیگران دروغ می‌گویند! اگر روسیه آمده به میدان چون ما آن‌ها را آوردیم به میدان! سردار سلیمانی ما صحبت کرد و آن‌ها را آورد.\\ هنوز این توطئه تمام نشده است توطئه دیگر کردستان عراق دارد جدا می‌شود!\\ یک اسرائیل کوچک زیر \{گوش عراق و ایران دارد درست می‌شود\}.\\ کار دشمن این است که نمی‌گذارد دوست کار را تمام کند؛ دشمن نمی‌گذارد حق به هدف برسد و این باید درس باشد که کار را باید تمام کرد و کار را باید به نهایت رساند. \end{enumerate} من قبل از اینکه عرض توسلی خدمت عزیزان داشته باشم، شاید چند سال است که من قصد دارم یک اشارتی به بحثی داشته باشم؛ ولی فراموش می‌کنم؛ مجالس مختلفی بنده در سطح کشور و حتی خارج کشور شرکت داشتم؛ شاید مجلسی به قوت مجلس مسجد دانشگاه ما کمتر دیدیم؛ و این لطف الهی است که خدا به این مرزوبوم عنایت کرده است مجلسی در این تراز و با این وزانت در شهر شیراز و حرم اهل‌بیت (علیهم‌السلام) دارد انجام می‌شود؛ همه عزیزان باید کمک کنند و کمک کنیم؛ امشب مسئول هیئت به من می‌گفت: ما حتی برای خرید یک دستگاه قوی فیلم‌برداری مشکل داریم! بانی بشوید و بگذارید برایتان بماند.\\ پیغمبر (سلام‌الله‌علیه) گوسفندی کشتند در راه خدا دادند، اهل خانه آمدند پیش پیغمبر با یک حسرتی، حال کدام یک از زنان پیغمبر بوده است در تاریخ نیامده است، گفتند: آقا! همه گوسفند رفت!\\ پوستش رفت، سرش رفت، جگرش رفت، یک سردست برای ما مانده است!\\ پیغمبر (علیه‌السلام) خندیدند فرمودند: همه گوسفند ماند یک سردست از دست ما رفت!\\ {\large «مَا عِندَكُمْ يَنفَدُ وَمَا عِندَ اللَّهِ بَاقٍ}\{{\large وَلَنَجْزِيَنَّ الَّذِينَ صَبَرُوا أَجْرَهُم بِأَحْسَنِ مَا كَانُوا يَعْمَلُونَ}\}.»\\ همت کنید و کمک کنید!\\ هر مقدار که مقدور شما است؛ مخصوصاً آن‌هایی که پدر و مادر از دست دادند به نیت رسیدن ثواب به والدین کمک کنند؛ چون می‌دانید در روایت داریم گاهی والدین از برزخ فرزند خود را عاق می‌کنند.\\ بنده در نزدیکان خودمان داشتیم کسی که مشکل پشت‌سر مشکل برای او ایجاد می‌شد؛ اهل‌دلی به او گفته بود: والدین از تو راضی‌اند؟\\ گفته بود: آقا! والدین من ۱۸ سال است که فوت کردند!\\ گفته بود: درست است؛ ولی از تو ناراضی هستند؛ شروع کرد برای والدینش خیرات و مبرّات داد؛ قسم می‌خورد و می‌گفت: به سه ماه نکشید دیدم چرخ زندگی‌ام دارد درست می‌چرخد!\\ برای والدینتان برای گذشتگانتان نیت کنید، اگر نذر و نذوراتی دارید به هیئت محبین اهل‌بیت (علیهم‌السلام) کمک کنید تا این چراغ ان‌شاءالله روشن بماند؛ از معدود هیئاتی است که در طول سال برنامه دارد؛ یعنی هر هفته یکشنبه‌شب‌ها و شب‌های جمعه در این محیط علم، پایگاه علمی کشور، ان‌شاءالله همتی بشود هم مسئولین دانشگاه نظر مهر و محبتشان را بیشتر داشته باشند، هم عزیزانی که شرکت می‌کنند مخصوصاً کسانی که برخوردارند و مکنتی خدای متعال به آن‌ها داده است، دست بگیرند و هیئت چراغش پرفروغ بوده باشد. \begin{center} {\large «صلی الله علیک یا اباعبدالله.»} \end{center} شب عاشورای حسینی است؛ از امام صادق (علیه‌السلام) پرسیدند: آقا! هرچه قرآن می‌خوانیم سیر نمی‌شویم، خسته نمی‌شویم! هنوز تازه است! فرمود: قرآن است! قرآن مال قومی دون قومی نیست! مال گروهی دون گروهی نیست! مال همه زمان‌ها است!\\ ما معتقدیم به ثقلین؛ احکام ثقلین با هم شبیه است، عترت هم کهنه نمی‌شود!\\ هر شب عاشورا داریم روضه شب عاشورا می‌خوانیم، کهنه هم نمی‌شود نباید هم بشود؛\\ یک مقدمه من عرض کنم وارد روضه شب عاشورا بشویم البته شب‌وروز عاشورا روضه خون نمی‌خواهیم چشم‌هایمان را ببندیم برویم در صحرای کربلا در سال ۶۱ هجری کار تمام است؛\\ من مقدمه عرض کنم مطلب را تمام کنم، رسول گرامی اسلام (علیه‌السلام) اواخر عمر شریفشان نامه‌نگاری کردند به سران کشورهای بزرگ جهان، به ایران، به روم، به مصر، به حبشه، هر کسی یک‌جوری جواب پیغمبر (علیه‌السلام) را داد، بعضی‌ها بدخلقی کردند، بعضی‌ها تحقیق کردند، بعضی‌ها تفخیم کردند و گرامی داشتند، یک نامه نیز رفته است برای پادشاه مصر به نام مُقَوقِس!\\ این آقای مقوقس وقتی نامه پیغمبر (علیه‌السلام) را خواند، احترام کرد؛ یک مقداری هدیه برای رسول گرامی اسلام (علیه‌السلام) فرستاد؛ در ضمن این هدایا دو کنیز هم بود؛ رسم هم در آن زمان این بود هدیه سلطان را باید طرف مقابل خود می‌پذیرفت؛ لذا پیغمبر (سلام‌الله‌علیه) یکی از این دو کنیز را خود تزویج کردند و یکی را دادند به شاعرشان حسان بن ثابت!\\ این کنیزی که پیغمبر (علیه‌السلام) گرفتند اهل مصر است، به نام جناب ماریه قبطیه؛ بسیار خانم فهمیده و خوبی است؛ ازدواج صورت گرفت و چیزی نگذشت ماریه خانم فرزنددار شد! گل پسری خدا به پیغمبر داد و پیغمبر (علیه‌السلام) اسمش را گذاشت ابراهیم، ابراهیم بن محمد (علیهما‌السلام)!\\ تاریخ می‌نویسد: مدینه غرق جشن‌وسرور شد؛ آن‌قدر مسلمان‌ها خوشحال شدند، رسول گرامی اسلام (علیه‌السلام) پسردار شده است، خود پیغمبر (علیه‌السلام) هم خوشحال بودند. آن‌قدر این پسر استعدادش عالی و بالا است!\\ تاریخ می‌گوید: پیغمبر (سلام‌الله‌علیه) یک روز ابراهیم را گذاشته بودند روی پای راستشان و امام حسین (علیه‌السلام) را گذاشته بودند روی پای چپشان، هر دو هم کودک، گاهی حسین را می‌بوسیدند و گاهی ابراهیم را می‌بوسیدند، گاهی بر سر این بچه دست می‌کشیدند و گاهی بر سر نوه خودشان؛ در همین فضا جبرئیل امین (علیه‌السلام) نازل شد: سلام کرد به رسول خدا و پیغمبر (علیه‌السلام) جواب دادند؛ عرضه داشت: یا رسول‌الله پیامی از طرف خدا دارم! فرمودند: بفرمایید!\\ عرضه داشت: خدای متعال به تو سلام رساند و فرمود: به رسول ما و به حبیب ما بگو: گرچه تو هر دو این دو بچه را دوست داری؛ اما من یکی از این دو را بیشتر برای تو نگه نمی‌دارم! تو انتخاب کن! یکی باید از دنیا برود! یکی باید فدای دیگری بشود!\\ این قسمت روایت از خود رسول خدا (علیه‌السلام) است که فرمودند: من به ابراهیم نگاه کردم، ابراهیم فدا بشود بیش از همه من ناراحت می‌شوم؛ اما اگر حسین (علیه‌السلام) فدا بشود فاطمه (علیها‌السلام) می‌سوزد! علی می‌سوزد! راضی شدم ابراهیم قربانی حسین شود!\\ به جبرئیل (علیه‌السلام) گفتم: به خدای متعال عرض حال کن و بگو: پیغمبر (علیه‌السلام) فرمود: من حاضرم ابراهیم، جگرگوشه‌ام را فدای حسینم کنم.\\ اینکه این‌جور شما در عزای حسینی به سینه می‌زنید، چون سیدالشهداء (علیه‌السلام) است.\\ اول بگویم ابراهیم چه شد؟\\ حدود یک سالش است، تب کرد و مریض شد و از دنیا رفت! مدینه غرق اشک و آه شد؛ پیغمبر (علیه‌السلام) اشک‌هایش نمی‌ایستاد!\\ می‌فرمود:\\ {\large «تَدْمَعُ اَلْعَيْنُ وَ يَحْزَنُ اَلْقَلْبُ وَ لاَ نَقُولُ مَا يُسْخِطُ اَلرَّبَّ وَ إِنَّا بِكَ يَا إِبْرَاهِيمُ لَمَحْزُونُونَ {\Large{15}}؛»}\\ دل می‌سوزد، چشم اشک می‌بارد؛ ابراهیم! ما برای تو جگرمان خون است؛ ولی به زبان نمی‌آوریم!\\ ابراهیم را در بقیع دفن کردند، ما می‌رویم سر قبر ایشان، هنوز قبر ایشان مشخص است.\\ فاطمه زهرا (سلام‌الله‌علیها) سر قبر زارزار گریه می‌کرد؛ برادرش را در راه فرزندش از دست داده است. مردم مدینه مکرر در مکرر می‌دیدند که پیغمبر (سلام‌الله‌علیه) تا حسین از درب وارد می‌شد فرمودند: بیا بغلم قربان تو بشوم! من فرزندم ابراهیم را قربانی تو کردم. این حسین بن علی (علیهما‌السلام) است\\ حالا شب عاشورا است، همه را در خیمه جمع کرده است و نصیحت و صحبت کرده است و فرمود: بروید! اگر نروید کشته می‌شوید!\\ گفتند: نمی‌رویم!\\ حضرت هم تشکر کردند، از خیمه سخنرانی آمدند خیمه خودشان؛ راوی امام سجاد (علیه‌السلام) است فرمودند: من داشتم گوش می‌کردم به مطالب پدرم دیدم پدرم وقتی خلوت شد، وقتی همه رفتند، شروع کردند چند بیت شعر خواندند: \begin{center} {\large «يَا دَهْرُ أُفٍّ لَكَ مِنْ خَلِيلِ \hspace*{2.5cm} كَمْ لَكَ بِالْإِشْرَاقِ وَ اَلْأَصِيلِ} \\ \{{\large مِنْ صَاحِبٍ أَوْ طَالِبٍ قَتِيلِ \hspace*{2.5cm} وَ اَلدَّهْرُ لاَ يَقْنَعُ بِالْبَدِيلِ\\ وَ إِنَّمَا اَلْأَمْرُ إِلَى اَلْجَلِيلِ \hspace*{2.9cm} وَ كُلُّ حَيٍّ سَالِكٌ سَبِيلِي {\textbf{16}}}\}» \end{center} شعرها بوی رفتن می‌داد!\\ امام سجاد (علیه‌السلام) فرمودند: عمه جان زینب (علیها‌السلام) داشت من را تیمار می‌کرد و من مریض بودم، اشک در چشم‌هایم حلقه زد؛ اما خودم را کنترل کردم؛ اما زینب کبری (علیها‌السلام) نتوانست خودش را کنترل کند؛ دوان‌دوان آمد پیش برادر؛\\ من مکالمه زینب کبری (علیها‌السلام) را با امام حسین (علیه‌السلام) برایتان بخوانم، همین روضه من باشد؛\\ زینب کبری (علیها‌السلام) تا رسید اولین جمله‌اش این است به داداش:\\ {\large «وَا ثُكْلاَهْ لَيْتَ اَلْمَوْتَ أَعْدَمَنِي اَلْحَيَاةَ {\Large{17}}؛»}\\ داداش جان!\\ شعری می‌خوانی که دلیل بر این است که فردا می‌خواهی خداحافظی کنی و فردا می‌خواهی ما را تنها بگذاری!\\ ادامه سخن زینب (علیها‌السلام) است که فرمود:\\ {\large «اَلْيَوْمَ مَاتَتْ أُمِّي فَاطِمَةُ‌ وَ أَبِي عَلِيٌّ‌ وَ أَخِي اَلْحَسَنُ‌! {\Large{18}}.»}\\ حسین جان! گویا الان تازه فاطمه (علیها‌السلام) از دست رفت!\\ گویا الان حسن (علیه‌السلام) رفت؛ یعنی اگر علی (علیه‌السلام) رفت گفتم حسین (علیه‌السلام) دارم، اگر مادر رفت گفتم حسین (علیه‌السلام) دارم، اگر داداش حسن (علیه‌السلام) رفت گفتم حسین (علیه‌السلام) دارم؛ \\ بعد فرمود:\\ {\large «يَا خَلِيفَةَ اَلْمَاضِي وَ ثِمَالَ اَلْبَاقِي {\Large{19}}؛»}\\ ای جانشین گذشتگان، ای پناه‌دهنده درماندگان!\\ تا اینجا جملات را زینب کبری (علیها‌السلام) با اشک و آه می‌گوید؛ سیدالشهداء (علیه‌السلام) امام است و حجت خدا است؛\\ فرمودند:\\ {\large «يَا أُخَيَّةُ لاَ يُذْهِبَنَّ حِلْمَكِ اَلشَّيْطَانُ‌! {\Large{20}}.»}\\ خواهرم!\\ مواظب باش حلم و بردباری‌ات را شیطان از تو نزداید!\\ مبادا خدای‌نکرده ظرف پر بشود، لبریز بشود، نتوانید خودتان را کنترل کنید؛ یک سکوتی کردند سپس یک جمله گفتند که زینب کبری (علیها‌السلام) به هم ریخت؛ فرمود:\\ {\large «لَوْ تُرِكَ اَلْقَطَاةُ لَنَامَ {\Large{21}}‌؛»} اگر مرغ قطا را رها می‌کردند در آشیانه‌اش می‌آرامید؛\\ یعنی زینب جان کار تمام است و من رفتنی هستم؛ به اینجا که رسید زینب کبری (علیها‌السلام) به هم ریخت و فرمود: {\large «أَ فَتُغْتَصَبُ نَفْسُكَ اِغْتِصَاباً فَذَاكَ أَقْرَحُ لِقَلْبِي}\{{\large وَ أَشَدُّ عَلَى نَفْسِي {\Large{22}}}\}.»\\ یعنی حسین جان! کار به اینجا رسیده که تو یقین کردی رفتنی هستی؟! کار به اینجا رسیده که دشمن دور تو را گرفته است به‌گونه‌ای که می‌گویی اگر مرغ قطا را رها می‌کردند می‌آرامید؟!\\ بعد چند جمله گفت و تعبیر این است که دو یا سه تا کار کرد؛ این چند جمله را که گفت، محکم سیلی به صورت خود زد، گریبان خود را چاک کرد، غش کرد و افتاد روی زمین! سیدالشهداء (علیه‌السلام) می‌بیند این کسی است که می‌خواهد ۴۰ منزل کاروان اداره کند و باید مدیریت کند؛ از الان باید خواهر آماده باشد، با یک مقدار آبی که بود در خیام، زینب را به حال آورد، جملات سیدالشهداء (علیه‌السلام) را برایت بخوانم؛\\ فرمود:\\ {\large «يَا أُخْتَاهْ اِتَّقِي اَللَّهَ وَ تَعَزَّيْ بِعَزَاءِ اَللَّهِ {\Large{23}}؛»}\\ خواهرم! تقوای الهی را پیشه کن! به عزای الهی متعزی باش!\\ زینب (علیها‌السلام) را دارد آماده می‌کند؛\\ فرمود:\\ {\large «وَ اِعْلَمِي أَنَّ أَهْلَ اَلْأَرْضِ يَمُوتُونَ وَ أَهْلَ اَلسَّمَاءِ لاَ يَبْقَوْنَ {\Large{24}}؛»}\\ زمینیان می‌میرند، آسمانیان می‌میرند، جز وجه الهی همه چیز هالک است؛\\ {\large «وَ أَنَّ كُلَّ شَيْ‌ءٍ هَالِكٌ إِلاَّ وَجْهَ اَللَّهِ اَلَّذِي خَلَقَ اَلْخَلْقَ بِقُدْرَتِهِ وَ يَبْعَثُ اَلْخَلْقَ وَ يَعُودُونَ وَ هُوَ فَرْدٌ وَحْدَهُ {\Large{25}}؛»}\\ بعد شروع کردند زینب (علیها‌السلام) را آماده کردند، گفتند: خدا می‌ماند و همه می‌روند؛\\ حالا آماده‌سازی کرد و فرمود:\\ {\large «أَبِي خَيْرٌ مِنِّي وَ أُمِّي خَيْرٌ مِنِّي وَ أَخِي خَيْرٌ مِنِّي {\Large{26}}؛»}\\ زینب جان! رسول خدا (علیه‌السلام) از من بهتر بود! علی (علیه‌السلام) از من بهتر بود! مادر از من بهتر بود! حسن (علیه‌السلام) از من بهتر بود!\\ {\large «وَ لِي وَ لِكُلِّ مُسْلِمٍ بِرَسُولِ اَللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ‌ أُسْوَةٌ {\Large{27}}؛»}\\ باید به رسول خدا (علیه‌السلام) تأسی کنیم.\\ حالا از اینجا یک خواهش هم از زینب دارد! \\ بگزارید پیشاپیش بگویم!\\ این تقاضا و این خواهش را زینب (علیها‌السلام) نتوانست عملیاتی کند. خواهش این بود:\\ {\large «يَا أُخَيَّةُ إِنِّي أَقْسَمْتُ فَأَبِرِّي قَسَمِي! {\Large{28}}.»}\\ من قسمت می‌دهم باید در مقابل من قسم من را تو پاس بداری! قسم چه بود؟\\ فرمود: زینب جان فردا که من را کشتن و فردا که سر من به نیزه شد و فردا که من پاره‌پاره شدم؛\\ {\large «لاَ تَشُقِّي عَلَيَّ جَيْباً وَ لاَ تَخْمَشِي عَلَيَّ وَجْهاً وَ لاَ تَدْعِي عَلَيَّ بِالْوَيْلِ وَ اَلثُّبُورِ {\Large{29}}؛»}\\ مبادا گریبان چاک کنی! مبادا صورتت را بخراشی! مبادا صدا بلند کنی؛ اما من به شما عرض کنم مصیبت آن‌قدر عظیم بود که زینب (علیها‌السلام) نتوانست این قسم امام حسین (علیه‌السلام) را رعایت کند.\\ مثل فردایی روی تل زینبیه دست‌هایش را گذاشت روی سرش؛ اول دست‌به‌دامن دشمن شد!\\ {\large «فَنَادَتْ عُمَرَ بْنَ سَعْدِ بْنِ أَبِي وَقَّاصٍ،‌ وَيْحَكَ يَا عُمَرُ أَ يُقْتَلُ أَبُو عَبْدِ اَللَّهِ وَ أَنْتَ تَنْظُرُ إِلَيْهِ‌؟ {\Large{30}}»}\\ آن‌قدر فاجعه وحشتناک است که تاریخ می‌گوید عمر بن سعد (لعنت‌الله‌علیه) رویش را برگرداند درحالی‌که گریه می‌کرد!\\ دید در دشمن اثر نکرد رو کرد به مسلمان‌ها فرمود:\\ {\large «وَيْحَكُمْ أَ مَا فِيكُمْ مُسْلِمٌ‌؟ {\Large{31}}»}\\ یک مسلمان در میان شما نیست؟\\ می‌بیند حسین دارد دست‌وپا می‌زند! از دوست و دشمن ناامید شد؛ دست‌ها را روی سر گذاشت فریاد می‌زند:\\ {\large «وا محمّداه،}\{{\large وا جدّاه، وا نبيّاه، وا أبا القاسماه،}\}{\large وا عليّاه، وا جعفراه، وا حمزتاه! {\Large{32}}»} \newpage \begin{center} {\Large{فهرست منابع}} \end{center} \begin{enumerate} \item مجلسی، محمدباقر بن محمدتقی، مسترحمی، هدایت‌‌الله، غفاری، علی‌‌اکبر، بهبودی، محمدباقر، مصباح یزدی، محمد تقی، محمودی، محمدباقر، خرسان، محمدمهدی، و دیگران. ۱۴۰۳. بحارالأنوار: الجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار. ۱۱۱ ج. بیروت - لبنان: دار إحياء التراث العربي، ج 44، ص 382. \item ابن‌جوزی‌، یوسف‌ بن‌ قزاوغلی‌. ۱۳۷۶-۱۴۱۸. تذكرة الخواص. ۱ ج. قم - ایران: الشريف الرضي، ص 218. \item با اندک تغییری؛ حائری، محمد بن ابی طالب، و کریم، فارس حسون. ۱۴۱۸-۱۳۷۶. تسلیة المجالس و زینة المجالس الموسوم بـ«مقتل الحسین علیه السلام.» ۲ ج. قم - ایران: بنیاد معارف اسلامی ج 2، ص 153 و ابن‌نما، جعفر بن محمد. ۱۴۲۳-۲۰۰۴. ‌مثیر الأحزان. ۱ ج. بیروت - لبنان: دار العلوم، ص 25. \item حائری، محمد بن ابی طالب، و کریم، فارس حسون. ۱۴۱۸-۱۳۷۶. تسلیة المجالس و زینة المجالس الموسوم بـ«مقتل الحسین علیه السلام.» ۲ ج. قم - ایران: بنیاد معارف اسلامی، ج 2، ص 152. \item طبرسی، فضل بن حسن، و مؤسسة آل البیت علیهم السلام لاحیاء التراث. ۱۴۱۷-۱۳۷۵. إعلام الوری بأعلام الهدی. ۲ ج. قم - ایران: مؤسسة آل البیت (علیهم السلام) لإحیاء التراث، ج 1، ص 448. \item طوسی، محمد بن حسن، و بنیاد بعثت. واحد تحقیقات اسلامی. ۱۴۱۴-۱۳۷۲. الأمالي. ۱ ج. قم - ایران: دار الثقافة، ص 388. \item صالح، صبحی، شریف رضی، محمد بن حسین، و علی بن ابی طالب (ع)، امام اول. ۱۳۶۶-۱۴۰۷. نهج البلاغة: و هو مجموع‌ ما اختاره‌ الشریف‌ ابوالحسن‌ محمدالرضی ‌بن‌ الحسن‌ الموسوی‌ من‌ کلام‌ ابی‌الحسن‌ علی‌بن‌ ابی‌طالب‌ علیه‌السلام‌. ۱ ج. قم - ایران: مؤسسة دار الهجرة، ص 404. \item سوره نساء، آیه 21. \item سوره فاطر، آیه 28. \item بحرانی، عبد الله بن نور الله، موحد ابطحی اصفهانی، محمدباقر، و مدرسه الامام المهدی علیه السلام. ۱۳۷۵. عوالم العلوم و المعارف و الأحوال من الآیات و الأخبار و الأقوال. ۱۱ ج. قم - ایران: مدرسة الإمام المهدي (علیه السلام‌)، ج 17، ص 252. \item سوره نساء، آیه 97. \item به نقل از رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم؛ مجلسی، محمدباقر بن محمدتقی، مسترحمی، هدایت‌‌الله، غفاری، علی‌‌اکبر، بهبودی، محمدباقر، مصباح یزدی، محمد تقی، محمودی، محمدباقر، خرسان، محمدمهدی، و دیگران. ۱۴۰۳. بحارالأنوار: الجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار. ۱۱۱ ج. بیروت - لبنان: دار إحياء التراث العربي، ج 74، ص 164. \item سوره ذاریات، آیه 58. \item سوره نحل، آیه 92. \item غفاری، علی‌‌اکبر، کلینی، محمد بن یعقوب، و آخوندی، محمد. ۱۳۶۳. الکافي. ۸ ج. تهران - ایران: دار الکتب الإسلامیة، ج 3، ص 262 و 263. \item مفید، محمد بن محمد، مؤسسة آل البیت علیهم السلام لاحیاء التراث، و کنگره‌ جها‌نی‌ هزاره‌ شیخ‌ مفید (ره‌) (۱۴۱۳ق‌. = ۱۳۷۲: قم‌). ۱۴۱۳-۱۳۷۲. الإرشاد في معرفة حجج الله على العباد. ۲ ج. قم - ایران: المؤتمر العالمي لألفية الشيخ المفيد، ج 2، ص 93. \item مفید، محمد بن محمد، مؤسسة آل البیت علیهم السلام لاحیاء التراث، و کنگره‌ جها‌نی‌ هزاره‌ شیخ‌ مفید (ره‌) (۱۴۱۳ق‌. = ۱۳۷۲: قم‌). ۱۴۱۳-۱۳۷۲. الإرشاد في معرفة حجج الله على العباد. ۲ ج. قم - ایران: المؤتمر العالمي لألفية الشيخ المفيد، ج 2، ص 93. \item مفید، محمد بن محمد، مؤسسة آل البیت علیهم السلام لاحیاء التراث، و کنگره‌ جها‌نی‌ هزاره‌ شیخ‌ مفید (ره‌) (۱۴۱۳ق‌. = ۱۳۷۲: قم‌). ۱۴۱۳-۱۳۷۲. الإرشاد في معرفة حجج الله على العباد. ۲ ج. قم - ایران: المؤتمر العالمي لألفية الشيخ المفيد، ج 2، ص 93. \item مفید، محمد بن محمد، مؤسسة آل البیت علیهم السلام لاحیاء التراث، و کنگره‌ جها‌نی‌ هزاره‌ شیخ‌ مفید (ره‌) (۱۴۱۳ق‌. = ۱۳۷۲: قم‌). ۱۴۱۳-۱۳۷۲. الإرشاد في معرفة حجج الله على العباد. ۲ ج. قم - ایران: المؤتمر العالمي لألفية الشيخ المفيد، ج 2، ص 93. \item مفید، محمد بن محمد، مؤسسة آل البیت علیهم السلام لاحیاء التراث، و کنگره‌ جها‌نی‌ هزاره‌ شیخ‌ مفید (ره‌) (۱۴۱۳ق‌. = ۱۳۷۲: قم‌). ۱۴۱۳-۱۳۷۲. الإرشاد في معرفة حجج الله على العباد. ۲ ج. قم - ایران: المؤتمر العالمي لألفية الشيخ المفيد، ج 2، ص 93. \item مفید، محمد بن محمد، مؤسسة آل البیت علیهم السلام لاحیاء التراث، و کنگره‌ جها‌نی‌ هزاره‌ شیخ‌ مفید (ره‌) (۱۴۱۳ق‌. = ۱۳۷۲: قم‌). ۱۴۱۳-۱۳۷۲. الإرشاد في معرفة حجج الله على العباد. ۲ ج. قم - ایران: المؤتمر العالمي لألفية الشيخ المفيد، ج 2، ص 93. \item مفید، محمد بن محمد، مؤسسة آل البیت علیهم السلام لاحیاء التراث، و کنگره‌ جها‌نی‌ هزاره‌ شیخ‌ مفید (ره‌) (۱۴۱۳ق‌. = ۱۳۷۲: قم‌). ۱۴۱۳-۱۳۷۲. الإرشاد في معرفة حجج الله على العباد. ۲ ج. قم - ایران: المؤتمر العالمي لألفية الشيخ المفيد، ج 2، ص 94. \item مفید، محمد بن محمد، مؤسسة آل البیت علیهم السلام لاحیاء التراث، و کنگره‌ جها‌نی‌ هزاره‌ شیخ‌ مفید (ره‌) (۱۴۱۳ق‌. = ۱۳۷۲: قم‌). ۱۴۱۳-۱۳۷۲. الإرشاد في معرفة حجج الله على العباد. ۲ ج. قم - ایران: المؤتمر العالمي لألفية الشيخ المفيد، ج 2، ص 94. \item مفید، محمد بن محمد، مؤسسة آل البیت علیهم السلام لاحیاء التراث، و کنگره‌ جها‌نی‌ هزاره‌ شیخ‌ مفید (ره‌) (۱۴۱۳ق‌. = ۱۳۷۲: قم‌). ۱۴۱۳-۱۳۷۲. الإرشاد في معرفة حجج الله على العباد. ۲ ج. قم - ایران: المؤتمر العالمي لألفية الشيخ المفيد، ج 2، ص 94. \item مفید، محمد بن محمد، مؤسسة آل البیت علیهم السلام لاحیاء التراث، و کنگره‌ جها‌نی‌ هزاره‌ شیخ‌ مفید (ره‌) (۱۴۱۳ق‌. = ۱۳۷۲: قم‌). ۱۴۱۳-۱۳۷۲. الإرشاد في معرفة حجج الله على العباد. ۲ ج. قم - ایران: المؤتمر العالمي لألفية الشيخ المفيد، ج 2، ص 94. \item مفید، محمد بن محمد، مؤسسة آل البیت علیهم السلام لاحیاء التراث، و کنگره‌ جها‌نی‌ هزاره‌ شیخ‌ مفید (ره‌) (۱۴۱۳ق‌. = ۱۳۷۲: قم‌). ۱۴۱۳-۱۳۷۲. الإرشاد في معرفة حجج الله على العباد. ۲ ج. قم - ایران: المؤتمر العالمي لألفية الشيخ المفيد، ج 2، ص 94. \item مفید، محمد بن محمد، مؤسسة آل البیت علیهم السلام لاحیاء التراث، و کنگره‌ جها‌نی‌ هزاره‌ شیخ‌ مفید (ره‌) (۱۴۱۳ق‌. = ۱۳۷۲: قم‌). ۱۴۱۳-۱۳۷۲. الإرشاد في معرفة حجج الله على العباد. ۲ ج. قم - ایران: المؤتمر العالمي لألفية الشيخ المفيد، ج 2، ص 94. \item مفید، محمد بن محمد، مؤسسة آل البیت علیهم السلام لاحیاء التراث، و کنگره‌ جها‌نی‌ هزاره‌ شیخ‌ مفید (ره‌) (۱۴۱۳ق‌. = ۱۳۷۲: قم‌). ۱۴۱۳-۱۳۷۲. الإرشاد في معرفة حجج الله على العباد. ۲ ج. قم - ایران: المؤتمر العالمي لألفية الشيخ المفيد، ج 2، ص 94. \item مفید، محمد بن محمد، مؤسسة آل البیت علیهم السلام لاحیاء التراث، و کنگره‌ جها‌نی‌ هزاره‌ شیخ‌ مفید (ره‌) (۱۴۱۳ق‌. = ۱۳۷۲: قم‌). ۱۴۱۳-۱۳۷۲. الإرشاد في معرفة حجج الله على العباد. ۲ ج. قم - ایران: المؤتمر العالمي لألفية الشيخ المفيد، ج 2، ص 94. \item مفید، محمد بن محمد، مؤسسة آل البیت علیهم السلام لاحیاء التراث، و کنگره‌ جها‌نی‌ هزاره‌ شیخ‌ مفید (ره‌) (۱۴۱۳ق‌. = ۱۳۷۲: قم‌). ۱۴۱۳-۱۳۷۲. الإرشاد في معرفة حجج الله على العباد. ۲ ج. قم - ایران: المؤتمر العالمي لألفية الشيخ المفيد، ج 2، ص 112. \item مفید، محمد بن محمد، مؤسسة آل البیت علیهم السلام لاحیاء التراث، و کنگره‌ جها‌نی‌ هزاره‌ شیخ‌ مفید (ره‌) (۱۴۱۳ق‌. = ۱۳۷۲: قم‌). ۱۴۱۳-۱۳۷۲. الإرشاد في معرفة حجج الله على العباد. ۲ ج. قم - ایران: المؤتمر العالمي لألفية الشيخ المفيد، ج 2، ص 112. \item با اندک تغییری به نقل از حضرت زینب کبری سلام‌الله‌علیها؛ بحرانی، عبد الله بن نور الله، موحد ابطحی اصفهانی، محمدباقر، و مدرسه الامام المهدی علیه السلام. ۱۳۷۵. عوالم العلوم و المعارف و الأحوال من الآیات و الأخبار و الأقوال. ۱۱ ج. قم - ایران: مدرسة الإمام المهدي (علیه السلام‌)، ج 17، ص 303 و به نقل از حضرت ام‌کلثوم سلام‌الله‌علیها، بحرانی، عبد الله بن نور الله، موحد ابطحی اصفهانی، محمدباقر، و مدرسه الامام المهدی علیه السلام. ۱۳۷۵. عوالم العلوم و المعارف و الأحوال من الآیات و الأخبار و الأقوال. ۱۱ ج. قم - ایران: مدرسة الإمام المهدي (علیه‌السلام)، ج 17، ص 314. \end{enumerate} \end{document}