\documentclass[a4paper,12pt]{article}
\begin{document}
\begin{center}
{\large «أعوذُ باللّٰهِ مِنَ الشَّیطانِ الرَّجیم\\
\vspace*{5mm}
بِسمِ اللهِ الرَّحمٰنِ الرَّحیم\\
\vspace*{5mm}
وَ بِه نَستَعِینُ إنَّهُ خَیرُ مُوَفِّقٍ وَ مُعِینٍ»}
\end{center}
جلسهای که در این نشست برگزار میشود، به سنت نشستهای مشابه ابتدا با معرفی موضوع و مطالبی دراینخصوص شروع میشود و پس از آن، اگر پرسشی بود، در حد توان به آن پاسخ خواهیم داد. موضوع این نشست، "شاخصههای امامت از دیدگاه شیعه اثنیعشری" است.\\
همانطور که همه ما میدانیم، مذهب شیعه از دیدگاه ما عصاره خط حق از زمان پیدایش حضرت آدم (علیهالسلام) تا پایان دنیاست. پیشوایان این مذهب به حق وارثان حضرت آدم، حضرت نوح، حضرت ابراهیم، حضرت موسی و حضرت عیسی (علیهمالسلام) هستند. در زیارتنامه آنها نیز تصریح شده است:\\
{\large «اَلسَّلاَمُ عَلَيْكَ يَا وَارِثَ آدَمَ صَفْوَةِ اَللَّهِ}\{{\large اَلسَّلاَمُ عَلَيْكَ يَا وَارِثَ نُوحٍ نَبِيِّ اَللَّهِ اَلسَّلاَمُ عَلَيْكَ يَا وَارِثَ عِيسَى رُوحِ اَللَّهِ اَلسَّلاَمُ عَلَيْكَ يَا وَارِثَ إِبْرَاهِيمَ خَلِيلِ اَللَّهِ اَلسَّلاَمُ عَلَيْكَ يَا وَارِثَ مُوسَى نَجِيِّ اَللَّهِ {\Large{1}}}\}.»\\
مذهب شیعه با بیان رسول گرامی اسلام (صلیاللهعلیهوآلهوسلم) پایهریزی شد و عباراتی همچون
{\large «شِيعَةُ عَلِيٍّ هُمُ اَلْفَائِزُونَ}\{{\large يَوْمَ اَلْقِيَامَةِ {\Large{2}}}\}.»
(شیعیان علی تنها جماعت رستگاراناند)،
«\{{\large عَنِ اَلزُّبَيْرِ بْنِ اَلْعَوَّامِ قَالَ:... سَمِعْتُ رَسُولَ اَللَّهِ يَقُولُ:}\}{\large اَلْحَقُّ مَعَ عَلِيٍّ وَ عَلِيٌّ مَعَ اَلْحَقِّ {\Large{3}}.»}\\
و ازایندست روایات که مسلم عند الفریقین است، نمادی و نمودی از تأسیس مذهب شیعه است که همان حقیقت دین اسلام است.\\
رسول گرامی اسلام (صلیاللهعلیهوآلهوسلم) به پیدایش فرق و مذاهب پس از خود تصریح داشتند. گرچه روایت پیدایش فرق هفتاد و سهگانه پس از رسول گرامی اسلام (صلیاللهعلیهوآلهوسلم)، روایت معتبری نیست و ضعف اسنادی دارد و این مطلب را حضرت آیتالله سبحانی (حفظهاللهتعالی) تحقیق کردهاند، اما اینکه پیامبر (صلیاللهعلیهوآلهوسلم) به اختلاف امت و پیدایش فرق و مذاهب و نحلهها تصریح داشتهاند، قابلانکار نیست. بهعنوانمثال، روایاتی وجود دارد که میگوید پس از رسول گرامی اسلام (صلیاللهعلیهوآلهوسلم)، همچون بنیاسرائیل، اختلاف در امت پیدا میشود.\\
خود رسول گرامی اسلام (صلیاللهعلیهوآلهوسلم) بر اینکه تنها مذهب حق، مذهب شیعه است و تنها امام بر حق پس از او، علی بن ابیطالب (علیهالسلام) است، تصریح دارند. این نکته حدیثی شاید تذکارش مفید باشد که ما روایت متواتر لفظی اندک داریم.\\
اهلسنت معتقدند تنها روایت متواتر لفظی مشهور
{\large «َیَا عَلِيُّ مَنْ كَذَبَ عَلَيَّ مُتَعَمِّداً فَلْيَتَبَوَّأْ مَقْعَدَهُ مِنَ اَلنَّارِ {\Large{4}}»}
است. مرحوم شهید ثانی در کتاب درایه به این مسئله تصریح دارند.\\
اما شیعه معتقد است که روایات متواتر لفظی بیشتری دارد و عمده این روایات که تواتر دارند، در جریان مسئله ولایت است. مثل حدیث غدیر، ثقلین و... که تواتر لفظی دارند و خود این دلالت دارد بر اینکه بیشترین تأکید رسولالله (صلیاللهعلیهوآلهوسلم) در طول بیستوسه سال نبوت و رسالت خود، مسئله امامت بوده است.\\
در کنار این روایات، روایاتی وجود دارد که سعادت امت اسلامی را به حکومت دوازده نفر پیوند میزند. تلاشهای فراوانی شده برای مصداقسازی برای این روایات که همه ناقصاند جز مذهب شیعه!\\
شیعه در بسیاری از مسائل با سایر مذاهب اسلامی اختلاف دارد، اما اصل اختلاف به تفاوت این مذهب با سایر مذاهب به یک مسئله برمیگردد: امامت. ما معتقدیم شیعه در این مسئله نظریهای بسیار ارزشمند و گرانقیمت دارد. تفاوت اصلی دیدگاه ما شیعیان با سایر مذاهب در مسئله امامت به
{\large «من هو الامام؟»}
مراجعه نمیکند؛ بلکه به
{\large «ما هی الامامة؟»}
مراجعه میکند. دعوا بر این نیست که پس از پیامبر (صلیاللهعلیهوآلهوسلم) امام کیست که بحثی فرعی است، بلکه دعوای اصلی بر این است که امامت چیست و شاخصههای امامت کداماند.\\
به گمان بنده، یکی از خسرانها و ضررهایی که ما در این مسئله کردیم، این بوده که بین این دو بحث خلط کردیم.\\ یعنی بهجای اینکه تأکید کنیم بر اینکه
{\large «ما هی الامامة؟»،}
امامت یعنی چه؟ تأکید کردیم بر اینکه
{\large «من هو الامام؟»،}
امام کیست؟ امامت چیست؟\\
رتبتاً و منطقاً و اهمیتاً مقدم است بر اینکه امام کیست. ما متأسفانه این مشکل را در تحلیلها و عملکرد بزرگان میبینیم که بحث اهم کمرنگ شده و بحث مهم جلوهگر شده است.\\
این مطلب، از مدتها در ذهن بنده وجود داشت که شاخصههای امامت را از دیدگاه شیعه و سایر مذاهب اسلامی بررسی کنیم. سپس وقتی این شاخصهها شفاف شد و در ترازوی خرد و اندیشه گذاشته شد، میتوان به هر انسان خردمندی حقانیت نظر شیعه را ثابت کرد. این مسئله نیاز به زور زدن یا تلاش ندارد از باب
{\large «قضایا قیاساتها معها {\Large{5}}.»}\\
بهعبارتدیگر، در بحث
{\large «من هو الامام؟»،}
با دیدگاه نظری پیش میرویم که باید با ادله قطعی اثبات شود. اما اگر بحث را روی محور
{\large «ما هی الامامة؟»}
و دیدگاه شیعه ببریم، توصیف کافی است و نیازی به استدلال ندارد. بنده دیدگاه خود را دارم عرض میکنم.\\
نیاز به اینکه به ذهن افراد یا عقل جمعی بشر بقبولانیم، از دوش ما برداشته شده است. اگر بتوانیم مذهب شیعه را در مسئله امامت درست مطرح کنیم، آنچه در مورد شاخصه امامت یا شاخصههای امامت برای ما لازم است، این است که بگوییم دیدگاه خاندان عصمت در مورد شاخصههای امامت این است و آن را مستندسازی کنیم. سپس بگوییم این کافی است؛ این کتابهای حدیثی ما مانند "کافی"، "من لایحضره الفقیه"، "قرب الاسناد" و روایات مسند ما، و همچنین کلام علی بن ابیطالب، حسن بن علی، حسین بن علی، علی بن الحسین و امامزمان (علیهمالسلام) که در توقیعات شریف حضرت آمده است.\\
اینکه ما داریم بیان میکنیم این است که برخی میخواهند حساب شیعه را از حساب امامان شیعه جدا کنند؛ این یک ترفند قدیمی است که اخیراً بعضی از اهلسنت نیز به سمت آن رفتهاند و میگویند شیعه به غلو دچار شده و از امامان خود جدا شده است. \\
برای جلوگیری از این مسئله، ما باید شاخصههای امامت را از دیدگاه اهلبیت عصمت و طهارت (علیهمالسلام) مستندسازی کنیم. بهمحض اینکه این شاخصهها را مستندسازی و توصیف کردیم، در گام دوم، شاخصههای امامت را از دیدگاه سایر مذاهب مانند اشاعره و معتزله توصیف و مستندسازی میکنیم.\\
پس از مستندسازی این دو دیدگاه، آنها را عرضه کرده و میتوانیم بگوییم این شاخصهها در علی بن ابیطالب (علیهالسلام) وجود دارد، نه در ابوبکر؛ در حسن بن علی، نه در معاویه؛ و در حسین بن علی، نه در یزید و آل مروان. با این مقایسه مصداقی میتوانیم بحث را پیش ببریم.\\
\\
{\textbf{{\large سؤال یکی از حضار}}}\\
\\
آیا در این مسئله، مصادره به مطلوب لازم نمیآید؟\\
\\
{\textbf{{\large استاد رضایی تهرانی}}}\\
\\
ما در حقیقت میگوییم دیدگاه اهلبیت عصمت و طهارت (علیهمالسلام) به سردمداری پیامبر (صلیاللهعلیهوآلهوسلم) که بر قانون اساسی اسلام یعنی قرآن منطبق است، در مورد امامت این است. سپس میگوییم دیدگاه دیگران نیز این است و از مخاطب میپرسیم کدام یک از این دو دیدگاه مطلوب است؟ کدام به دل مینشیند؟ کدام عقل پذیراست؟ کدام خرد گریز است؟ وقتی انتخاب کرد، سراغ مصادیق میرویم و میگوییم این مصادیق در کفه مقابل قرار دارند: کسانی که دیگران امام میدانند با شاخصههایی که خودشان دارند و کسانی که شیعه امام میداند با شاخصههای خودشان.\\
ما معتقدیم اگر این رویکرد انجام شود، نیاز به استدلال ندارد. آن بخشهایی که نیاز به استدلال داشت، مستندسازی دو دیدگاه بود؛ هم ما و هم آنها باید شاخصها را مستندسازی کنیم.\\
در نهایت، وقتی در ذهن مخاطب قرار دادیم، مخاطب انتخاب خواهد کرد و ازاینجهت مشکلی نخواهیم داشت.\\
بنده در ارتباط با شاخصههای امامت نکاتی را عرض میکنم و سپس وارد شاخصههای جزئی میشوم. این بحث هنوز پخته نیست و نیاز به کار دارد، اما بهعنوان مشتی از خروار، بحث در حال ارائه است تا انشاءالله عزیزان کمک کنند بحث به جایی برسد.\\
در بررسی روایات مربوط به شاخصههای امامت، بنده دیدم نیاز به یک نقشه داریم و کلیت آن را استخراج کردم.\\
ابتدا آماری را خدمت شما ارائه میدهم. سه جلد از کتاب بحارالانوار به کتاب الامامة اختصاص دارد. چاپهای جدید این کتابها شامل جلدهای ۲۵، ۲۶ و ۲۷ هستند. این سه جلد مستقیماً به کتاب الامامة مربوط هستند و به مباحثی که ما مطرح میکنیم ارتباط دارند. اگر بخواهیم جوانب بحث را بسنجیم، حتی بحثهای مصداقی را هم در نظر بگیریم، از تاریخ پیامبر (سلاماللهعلیه) تا امامزمان (عجلاللهتعالیفرجهالشریف) را در بر میگیرد. در این بخش ما مباحث ملاحم و فتن را نیز داریم. این مسائل به این بحث مربوط هستند؛ اما آنچه که مستقیماً به این بحث مربوط میشود، جلدهای بیستوپنجم، بیستوششم و بیستوهفتم کتاب بحارالانوار تحت عنوان کتاب الامامة است. عنوان این بحث در کتابهای حدیثی ما، کتاب الامامة یا کتاب الحجة است. مرحوم کلینی در کتاب کافی، این بحث را با عنوان کتاب الحجة مطرح میکند و مرحوم مجلسی در بحارالانوار نیز کتاب الامامة را مورد بحث قرار میدهد.\\
در معجم موضوعی بحارالانوار در مورد واژه "امام" ۵۵۸ نمایه ترکیبی داریم که این رقم بالایی است و پنجاهوشش موضوع مرتبط با این نمایه وجود دارد. این موضوعات مرتبط نیز تعداد زیادی دارند. چون در تدوین معجم موضوع بحارالانوار نقش داشتم و در مرکز تحقیقات کامپیوتری در فونداسیون این معجم و تدوین آن مشارکت داشتم، با دقت بیشتری در این زمینه صحبت میکنم.\\
در این کمیت، اولین گامی که باید در شاخصههای امامت برداریم، این است که نقشه کمالات و ویژگیهای امام یا شاخصههای امامت را از روایات استخراج کنیم. کلیت این نقشه عبارت است از:
\begin{enumerate}
\item
{\textbf{عوالم قبل از دنیا:}}\\
مباحثی که مربوط به نور امامت و نور ائمه (علیهمالسلام) است و در حول عرش تقدیس پروردگار شکل میگیرد. این مباحث به پیش از آفرینش مربوط میشوند. از عرش الهی تا زمان خلقت، این بخش مباحث بسیار فراوانی دارد.
\item
{\textbf{عالم دنیا قبل از انعقاد نطفه در رحم:}}\\
مباحثی که مربوط به پیش از انعقاد نطفه در رحم هستند. در شاخصهها نمونههای آن را خواهیم خواند.
\item
{\textbf{بخش اصلاب و ارحام:}}\\
{\large «لَمْ تُنَجِّسْكَ اَلْجَاهِلِيَّةُ بِأَنْجَاسِهَا {\Large{6}}.»}
\item
{\textbf{ بخش رحم مادر:}}\\
مراد از ارحام، قبل از رحم مادر است. در بحث رحم مادر نیز درباره شاخصههای امامت صحبتهای فراوانی داریم.
\item
{\textbf{بدء تولد:}}\\
مباحث مربوط به مراسم تولد و ولادت امام.
\item
{\textbf{کودکی و نوجوانی: }}\\
مباحث مربوط به دوره کودکی و نوجوانی امام.
\item
{\textbf{دوره قبل از امامت:}}\\
ممکن است دوره جوانی نباشد و مقداری سن بالا آمده باشد.
\item
\textbf{دوره امامت:}\\
مباحث مربوط به دوره امامت امام؛ مفصلترین بحث در این نقشه راه، مربوط به دوره امامت است که هر امامی در دوره امامت خود، مانند امام سجاد (علیهالسلام) که ۳۵ سال امامت کردند یا کمتر یا بیشتر.
\item
\textbf{هنگام احتضار و وفات؛}
\item
\textbf{پس از فوت:}\\
\\
این مرحله که به چهار بخش و زیربخش تقسیم میشود:\\
\\
1. پس از فوت و قبل از قیامت:\\
الف) تأثیرات در عالم جسم و جسمانی؛\\
ب) تأثیرات در عالم برزخ. \\
\\
2. پس از فوت و در روز قیامت:\\
جایگاه امام و امامت در روز قیامت که بحث مفصلی دارد.\\
\\
3. پس از فوت و در بهشت:\\
این بخش پایاندهنده نقشه راه و مبحث امامت است.\\
\end{enumerate}
آنچه که ما در ارتباط با شاخصههای امامت میگوییم، شاخصههای امامت است نه ویژگیهای خاص امامی خاص. حال اینکه بعضی از ائمه (علیهمالسلام) ویژگیهای خاصی نیز دارند.\\
بنده در همین ماه رمضان، مراسم احیا را از حرم مطهر امام رضا (علیهالسلام) در شب بیستودوم ماه رمضان مشاهده میکردم. آقای قرائتی در مراسم سخنرانی فرمودند: "فقط امیرمؤمنان (علیهالسلام) هفتاد ویژگی دارند که هیچکس دیگری، حتی پیامبر (صلیاللهعلیهوآلهوسلم) ندارد". من دسترسی به ایشان نداشتم تا بپرسم که این ویژگیها را جمعآوری کردهاند یا حدس زدهاند.\\
در روایات نیز برخی از این ویژگیها را داریم. مثلاً پیامبر (صلیاللهعلیهوآلهوسلم) به امیرالمؤمنین (علیهالسلام) فرمودند: "تو سه فضیلت داری که من هم ندارم. خدا سه نعمت به تو داده که به من نداده است: یک همسری مثل فاطمه (سلاماللهعلیها) به تو داده که به من نداده است؛ فرزندانی مثل حسنین (علیهمالسلام) به تو داده که به من نداده است؛ و پدرزنی مثل من به تو داده که به من نداده است". \\
یا مثلاً امیرالمؤمنین (علیهالسلام) فرمودند: "یک آیه در قرآن است که فقط من به آن عمل کردم و هیچکس دیگر به آن عمل نکرده است". آیات نجوا همین است. آیه نازل شد:
{\large «يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِذَا نَاجَيْتُمُ الرَّسُولَ فَقَدِّمُوا بَيْنَ يَدَيْ نَجْوَاكُمْ صَدَقَةً»،}
خواستید با پیامبر (صلیاللهعلیهوآلهوسلم) نجوا کنید، صدقه بدهید. حضرت فرمودند هیچکس این کار را نکرد، یا به دلیل خسیس بودن یا نداشتن پول. فرمودند: "من صبح صدقه دادم و نجوا کردم، شب صدقه دادم و نجوا کردم".\\
در برخی روایات آمده است که ده روز این حکم بوده و بعد حکم نسخ شده است. این فضیلت برای امیرالمؤمنین (علیهالسلام) تا امروز مانده است.\\
ما به دنبال ویژگیهای خاص نیستیم؛ بلکه ویژگیهای امامت مورد نظر ماست که از حضرت رسول گرامی اسلام (صلیاللهعلیهوآلهوسلم) آغاز میشود و تا امامزمان (علیهالسلام) ادامه دارد.\\
نکته دیگر این است که باید بررسی کنیم و ببینیم آیا این ویژگیها یعنی ویژگیهای امامت به یک ویژگی کلان و کلی قابلارجاع است یا خیر؟ بنده در این زمینه نگاهی دارم که آن را در پایان بحث ارائه خواهم داد.\\
نکته دیگر این است که از دیدگاه شیعه نباید بین مسئله امامت و خلافت خلط شود. متأسفانه بسیاری از شیعیان این خلط را انجام دادهاند و به تعبیری
{\large «فلقد حقروا الکبیر و کبروا الصغیر.»}
اگر ما امامت را در خلافت متجلی کنیم، بسیار کار نادرستی انجام دادهایم؛ امر بسیار بزرگ و عظیمی را خیلی کوچک و بیاهمیت دیدهایم. این مانند همان فیل مولانا است که فردی همه فیل را در یک بادبزن ببیند و دست به گوش فیل بزند و بگوید این یک بادبزن بود. این کاری است که متأسفانه انجام شده و من گمانم این است که بخشی از این کار توطئهای بوده که من آن را توطئه اهلسنت علیه شیعیان میبینم که ما را درگیر کردند بهگونهای که بحث امامت را منحصر در بحث خلافت کنیم و این از خیانتهایی است که به نظر من به شیعه شده است. \\
نکته دیگر این است که در میان اهلسنت مبحثی مطرح است که به بحث امامت ما نزدیک است؛ ولی همان بحث امامت ما نیست. نه در میان همه اهلسنت، بلکه در میان اهل معرفت از اهلسنت، عرفای صوفی و صوفیان اهلسنت و عرفای اهلسنت بحثی دارند تحت عنوان قطب که در هر عصر قطب را یک نفر بیشتر نمیدانند. مطالبی که آنها در ارتباط با قطب دارند به امامت شیعه نزدیک است گرچه تفاوتهای اساسی نیز دارد. پس ما در میان اهلسنت اگر بخواهیم نظریهای را شبیهسازی کنیم با آنچه که شیعه در ارتباط با امامت معتقد است، همین نظریه قطب است که صوفیان اهلسنت مطرح دارند.\\
نکته دیگر این است که ما در عرفان شیعی بحثی داریم تحت عنوان رسیدن به مقام فنا یا وصال یا حرم امن الهی یا از اولیاءالله شدن، رسیدن به مقام ولایت کلیه. اولیا گرچه مقام بسیار بلندی دارند؛ اما مقام ولایت مقام امامت نیست و نباید بین این دو خلط شود. از لوازم لاینفک مقام امامت رسیدن به مقام ولایت است و شکی نیست که هر امامی ولیّ است؛ اما هر ولیّ امام نیست؛ بلکه امام، امام اولیاست. بسیار مهم است که همانطور که امام رعیت است، امام سالکان است، امام عارفان نیز است و امام اولیاست چون عارفان خصوصیتشان رسیدن به مقام توحید است و شیعه معتقد است
{\large «وَ مَنْ وَحَّدَهُ قَبِلَ عَنْكُمْ {\Large{7}}»،}
در زیارت جامعه و
{\large «وَ مَنْ وَحَّدَهُ»،}
با همین اطلاق
{\large «قَبِلَ عَنْكُمْ»،}
این هم یک نکته دیگر است که در این جلسه بهعنوان مقدمه خدمت عزیزان عرض کردم و قابلتوجه بود.\\
کارهایی که در ارتباط با این بحث انجام شود زیاد است. من کارهای اجرایی را اصلاً خدمتتان عرض نکردم؛ چون احتیاج به لجنهای دارد که کار کنند. اگر ما بتوانیم روزی انشاءالله نقشه راه شاخصهای امامت را استخراج کنیم، آن وقت این درست بهصورت کتاب آموزشی در بیاید و به زبانهای مختلف منتشر شود، سپس بر اساس آن فیلم بسازیم و داستان کوتاه و بلند بنویسیم، و این مفاهیم را به جامعه تزریق کنیم.\\
در حقیقت آنچه از ما خواسته شده در زیارت اهلبیت عصمت و طهارت (علیهمالسلام)، زیارت با معرفت است؛ معرفت یعنی همین بحث امامشناسی که ما داریم. عرض کردم که تنها یک نمونه کوچک از این بحث گسترده را انتخاب کردهام. از میان روایات اصلی مربوط به امامت، شاخصهایی را استخراج کردهام و بدون توجه به کلان یا خرد بودن آنها، آنها را ردیف کردهام. تا کنون 203 شاخصه استخراج کردهام که وقت اجازه نمیدهد همه آنها را بیان کنیم. چون همه عزیزان عربی میدانند، ترجمه نمیکنم و فقط موارد را عرض میکنم.\\
این شاخصها گاه با تعبیرات مختلف در روایات آمدهاند.\\ یکی از کارهای اساسی این است که این تعبیرات بررسی شود که اگر فرق دارند، دو شاخصه به حساب آیند و اگر یکسان هستند، بهعنوان یک شاخص حساب شوند. برخی از شاخصها علتشان توسط امام معصوم ذکر شده ولی من این علتها را نیاوردهام.\\
بعضی شاخصها برای جوانان امروز سؤالبرانگیز است و نیاز به توضیح دارد. سؤالات اساسی که مطرح کردهام همچنان باقی است: آیا میتوانیم این شاخصها را به یک، دو یا سه محور کلی ارجاع دهیم؟ و آیا این شاخصها دارای سلسلهمراتب هستند؟\\
بهعنوانمثال، آیا میتوانیم برای این شاخصها یک درختواره تبیین کنیم؟ این کارها نیاز به مشارکت دوستان دارد. روایت اول که همه از امام رضا (علیهالسلام) نقل کردهاند شامل ۳۰ شاخصه است که سریع میخوانم؛ چون شاخصها فراوان است. امام کیست و این شاخصهای امامت چیست؛\\
شاخصهای امامت از امام رضا (علیهالسلام) نقل شده و بهصورت زیر بیان میشود؛\\
\begin{center}
\{{\large «عَنْ أَبِي اَلْحَسَنِ عَلِيِّ بْنِ مُوسَى اَلرِّضَا عَلَيْهِ السَّلاَمُ قَالَ: لِلْإِمَامِ عَلاَمَاتٌ يَكُونُ أَعْلَمَ اَلنَّاسِ وَ أَحْكَمَ اَلنَّاسِ وَ أَتْقَى اَلنَّاسِ وَ أَحْلَمَ اَلنَّاسِ وَ أَشْجَعَ اَلنَّاسِ وَ أَسْخَى اَلنَّاسِ وَ أَعْبَدَ اَلنَّاسِ وَ يلد [يُولَدُ] مَخْتُوناً وَ يَكُونُ مُطَهَّراً وَ يَرَى مِنْ خَلْفِهِ كَمَا يَرَى مِنْ بَيْنِ يَدَيْهِ وَ لاَ يَكُونُ لَهُ ظِلٌّ وَ إِذَا وَقَعَ إِلَى اَلْأَرْضِ مِنْ بَطْنِ أُمِّهِ وَقَعَ عَلَى رَاحَتَيْهِ رَافِعاً صَوْتَهُ بِالشَّهَادَتَيْنِ وَ لاَ يَحْتَلِمُ وَ تَنَامُ عَيْنُهُ وَ لاَ يَنَامُ قَلْبُهُ وَ يَكُونُ مُحَدَّثاً وَ يَسْتَوِي عَلَيْهِ دِرْعُ رَسُولِ اَللَّهِ صَلَّى اَللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ وَ لاَ يُرَى لَهُ بَوْلٌ وَ لاَ غَائِطٌ لِأَنَّ اَللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ قَدْ وَكَّلَ اَلْأَرْضَ بِابْتِلاَعِ مَا يَخْرُجُ مِنْهُ وَ تَكُونُ رَائِحَتُهُ أَطْيَبَ مِنْ رَائِحَةِ اَلْمِسْكِ وَ يَكُونُ أَوْلَى بِالنَّاسِ مِنْهُمْ بِأَنْفُسِهِمْ وَ أَشْفَقَ عَلَيْهِمْ مِنْ آبَائِهِمْ وَ أُمَّهَاتِهِمْ وَ يَكُونُ أَشَدَّ اَلنَّاسِ تَوَاضُعاً لِلَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ يَكُونُ آخَذَ اَلنَّاسِ بِمَا يَأْمُرُ بِهِ وَ أَكَفَّ اَلنَّاسِ عَمَّا يَنْهَى عَنْهُ وَ يَكُونُ دُعَاؤُهُ مُسْتَجَاباً حَتَّى إِنَّهُ لَوْ دَعَا عَلَى صَخْرَةٍ لاَنْشَقَّتْ بِنِصْفَيْنِ وَ يَكُونُ عِنْدَهُ سِلاَحُ رَسُولِ اَللَّهِ صَلَّى اَللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ وَ سَيْفُهُ ذُو اَلْفَقَارِ وَ تَكُونُ عِنْدَهُ صَحِيفَةٌ فِيهَا أَسْمَاءُ شِيعَتِهِمْ إِلَى يَوْمِ اَلْقِيَامَةِ وَ صَحِيفَةٌ فِيهَا أَسْمَاءُ أَعْدَائِهِمْ إِلَى يَوْمِ اَلْقِيَامَةِ وَ تَكُونُ عِنْدَهُ اَلْجَامِعَةُ وَ هِيَ صَحِيفَةٌ طُولُهَا سَبْعُونَ ذِرَاعاً فِيهَا جَمِيعُ مَا يَحْتَاجُ إِلَيْهِ وُلْدُ آدَمَ وَ يَكُونُ عِنْدَهُ اَلْجَفْرُ اَلْأَكْبَرُ وَ اَلْأَصْفَرُ إِهَابُ مَاعِزٍ وَ إِهَابُ كَبْشٍ فِيهِمَا جَمِيعُ اَلْعُلُومِ حَتَّى أَرْشُ اَلْخَدْشِ وَ حَتَّى اَلْجَلْدَةُ وَ نِصْفُ اَلْجَلْدَةِ وَ ثُلُثُ اَلْجَلْدَةِ وَ يَكُونُ عِنْدَهُ مُصْحَفُ فَاطِمَةَ عَلَيْهَا السَّلاَمُ {\Large{8}}.»}\}
\end{center}
\begin{enumerate}
\item
{\large «أَعْلَمَ اَلنَّاسِ»؛}
\item
{\large « وَ أَحْكَمَ اَلنَّاسِ:»}\\
به معنای داناترین و حاکمترین افراد، یعنی امام از لحاظ علم و حکمت بهترین هستند.
\item
{\large «أَتْقَى اَلنَّاسِ»؛}
\item
{\large «وَ أَحْلَمَ اَلنَّاسِ»؛}
\item
{\large «وَ أَشْجَعَ اَلنَّاسِ»؛}
\item
{\large «وَ أَسْخَى اَلنَّاسِ»؛}\\
امام با تقواترین، بردبارترین و جوادترین افراد است.
\item
{\large «أَعْبَدَ اَلنَّاسِ:»}\\
پیامبر (صلیاللهعلیهوآلهوسلم) مکرر فرمودهاند که من عبدترین شما هستم.
\item
{\large «یُولَدُ مَخْتُوناً:»}\\
امام به صورت ختنهشده به دنیا میآید.
\item
{\large «یَكُونُ مُطَهَّراً:»}\\
امام در هنگام تولد آلوده نیست و نیاز به شستن ندارد.
\item
{\large «یَرَى مِنْ خَلْفِهِ كَمَا يَرَى مِنْ بَيْنِ يَدَيْهِ:»}\\
امام از پشت سر میبیند همانند جلوی خود.
\item
{\large «لاَ یَكُونُ لَهُ ظِلٌّ:»}\\
امام سایه ندارد.
\item
{\large «وَ إِذَا وَقَعَ إِلَى اَلْأَرْضِ مِنْ بَطْنِ أُمِّهِ وَقَعَ عَلَى رَاحَتَيْهِ:»}\\
امام وقتی از بطن مادرش به زمین میافتد، روی دستانش قرار میگیرد.
\item
{\large «رَافِعاً صَوْتَهُ بِالشَّهَادَتَيْنِ:»}\\
امام در همان لحظه شهادتین را تلاوت میکند.
\item
{\large «لاَ یَحْتَلِمُ:»}\\
امام در خواب محتلم نمیشود.
\item
{\large «تَنَامُ عَيْنُهُ وَ لاَ يَنَامُ قَلْبُهُ:»،}\\
امام چشمش میخوابد ولی دلش بیدار است.
\item
{\large «یَكُونُ مُحَدَّثاً:»}\\
امام محدث است، یعنی با او تحدیث میشود که شبیه به وحی است اما وحی نیست.
\item
{\large «یَسْتَوِي عَلَيْهِ دِرْعُ رسولالله صَلَّى اَللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ:»}\\
زره پیامبر (صلیاللهعلیهوآلهوسلم) به امام کاملاً اندازه میشود.
\item
{\large «لاَ يُرَى لَهُ بَوْلٌ وَ لاَ غَائِطٌ لِأَنَّ اَللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ قَدْ وَكَّلَ اَلْأَرْضَ بِابْتِلاَعِ مَا يَخْرُجُ مِنْهُ:»}\\
از امام بول و غائط دیده نمیشود، زیرا زمین مأمور است که آن را ببلعد.
\item
{\large «وَ تَكُونُ رَائِحَتُهُ أَطْيَبَ مِنْ رَائِحَةِ اَلْمِسْكِ:»}\\
امام بوی خوش ذاتی دارد که ربطی به عطر ندارد. این بو در هر حالتی، حتی پس از حمام، همراه اوست. حضرت فاطمه زهرا (سلاماللهعلیها) به این بو اشاره کرد:\\
{\large «مَا ذَا عَلَى مَنْ شَمَّ تُرْبَةَ أَحْمَد\\
أَنْ لاَ يَشَمَّ مَدَى الزَّمَانِ غَوَالِيَا {\Large{9}}»}\\
گویا بوی پیامبر (صلیاللهعلیهوآلهوسلم) از خاک نیز شنیده میشد؛ زیرا این بو مادی است؛ ولی از جای دیگری آمده است.
\item
{\large «وَ يَكُونُ أَوْلَى بِالنَّاسِ مِنْهُمْ بِأَنْفُسِهِمْ:»}\\
امام نسبت به مردم از خودشان سزاوارتر است. اگر امام زنی را از شوهرش جدا کند، نیاز به طلاق ندارد و پیامبر (صلیاللهعلیهوآلهوسلم) وقتی مطلبی سخت را به مسلمانها میگفت، این جمله را میفرمود:
«\{{\large يَا أَيُّهَا اَلنَّاسُ}\}{\large أَ لَسْتُ أَوْلَى بِكُمْ مِنْ أَنْفُسِكُمْ؟ {\Large{10}}.»}
چون
{\large «النَّبِيُّ أَوْلَىٰ بِالْمُؤْمِنِينَ مِنْ أَنْفُسِهِمْ {\Large{11}}.»}
\item
{\large «وَ أَشْفَقَ عَلَيْهِمْ مِنْ آبَائِهِمْ وَ أُمَّهَاتِهِمْ:»}\\
امام بر تک تک انسانها مهربانتر از پدر و مادرشان است. در برخی روایات داریم:
{\large «کالوالد الرحیم علی من ولدی علیه»،}\\
مثل پدر مهربان است.
\item
{\large «وَ يَكُونُ أَشَدَّ اَلنَّاسِ تَوَاضُعاً لِلَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ:»}\\
امام از همه نسبت به خدای متعال متواضعتر است.\\
این جمله در صحیفه سجادیه را ببینید:
{\large «وَ أَنَا بَعْدُ أَقَلُّ اَلْأَقَلِّينَ وَ أَذَلُّ اَلْأَذَلِّينَ وَ مِثْلُ اَلذَّرَّةِ أَوْ دُونَهَا {\Large{12}}»،}\\
امام سجاد (علیهالسلام) به خداوند عرض میکنند که من از همه ذلیلتر و از همه کمترم مانند پر کاهی یا کمتر!
\item
{\large «وَ يَكُونُ آخَذَ اَلنَّاسِ بِمَا يَأْمُرُ بِهِ»؛}
\item
{\large «وَ أَكَفَّ اَلنَّاسِ عَمَّا يَنْهَى عَنْهُ:»}
امام هرچه را به مردم امر میکند، خودش از همه بیشتر به آن عمل میکند و هرچه را که مردم را از آن نهی میکند، خودش از همه نسبت به او کف بیشتری دارد.\\
امیرالمؤمنین (علیهالسلام) به دخترشان حضرت امکلثوم که دختر حضرت زهرا (سلاماللهعلیها) و خودشان هستند چه فرمودند؟ این گردنبند چیست؟ عرض کرد از ابورافع گرفتم، ابورافع مسئول بیتالمال بود حضرت فرمودند ابورافع را بیاورید! آوردند فرمودند: این چیست؟\\
گفت: یا امیرالمؤمنین امانت گرفته است، امیرالمؤمنین علیهالسلام به دخترشان حضرت امکلثوم فرمودهاند که اگر امانت نبود، اولین هاشمیهای که دستش قطع میشد، دست تو بود {\textbf{13}}.
\item
{\large « وَ يَكُونُ دُعَاؤُهُ مُسْتَجَاباً حَتَّى إِنَّهُ لَوْ دَعَا عَلَى صَخْرَةٍ لاَنْشَقَّتْ بِنِصْفَيْنِ:»}\\
امام مستجابالدعوه است و دعای او مستجاب میشود.
\item
{\large «وَ يَكُونُ عِنْدَهُ سِلاَحُ رسولالله وَ سَيْفُهُ ذُو اَلْفَقَارِ:»}\\
امام دارای سلاح پیامبر (صلیاللهعلیهوآلهوسلم) و شمشیر ذوالفقار است. این شمشیر بیشتر برای کوبیدن استفاده میشود تا قطع کردن.\\
استاد ما
\{مرحوم علامه حسینی طهرانی\}
عکسش را در کتابشان نقاشی کرددند که فقره فقره بوده است. در جنگ احد این شمشیر را پیغمبر (صلیاللهعلیهوآلهوسلم) دادند به امیرالمؤمنین (علیهالسلام)، چون شمشیر حضرت از بین رفت و این سلاح خاص پیغمبر (صلیاللهعلیهوآلهوسلم) بود. سلاح پیغمبر یعنی سیف پیغمبر (صلیاللهعلیهوآلهوسلم) نزد اوست.
\item
{\large «وَ تَكُونُ عِنْدَهُ صَحِيفَةٌ فِيهَا أَسْمَاءُ شِيعَتِهِمْ إِلَى يَوْمِ اَلْقِيَامَةِ وَ صَحِيفَةٌ فِيهَا أَسْمَاءُ أَعْدَائِهِمْ إِلَى يَوْمِ اَلْقِيَامَةِ:»}\\
امامان دو صحیفه دارند؛ یکی شامل نامهای شیعیان تا روز قیامت و دیگری شامل نامهای دشمنانشان تا روز قیامت.\\ برخی از روایات نشان میدهند که امامان از نام شیعیان خود آگاه هستند. مانند:\\
شخصی خدمت امیرالمؤمنین (علیهالسلام) رسید و عرض کرد یکی از شیعیان شما سلام رسانده است حضرت میفرماید من نام او را در شیعیان خودم نمییابم. یا امام رضا (علیهالسلام) در سفر که میآمدند تشییعجنازهای بود، همین نیشابور، پایین آمدند و رفتند و تشییع کردند و فرمودند او از شیعیان ما بود. با اینکه بهظاهر ملاقاتی با حضرت نداشته است.
\item
{\large «وَ تَكُونُ عِنْدَهُ اَلْجَامِعَةُ وَ هِيَ صَحِيفَةٌ طُولُهَا سَبْعُونَ ذِرَاعاً فِيهَا جَمِيعُ مَا يَحْتَاجُ إِلَيْهِ وُلْدُ آدَمَ:»}\\
امامان جامعهای دارند که به نظر طوماری به طول هفتاد ذراع است و شامل تمام احکام مورد نیاز فرزندان آدم میباشد.
\item
{\large «وَ يَكُونُ عِنْدَهُ اَلْجَفْرُ اَلْأَكْبَرُ وَ اَلْأَصْغَرُ إِهَابُ مَاعِزٍ وَ إِهَابُ كَبْشٍ فِيهِمَا جَمِيعُ اَلْعُلُومِ حَتَّى أَرْشُ اَلْخَدْشِ وَ حَتَّى اَلْجَلْدَةُ وَ نِصْفُ اَلْجَلْدَةِ وَ ثُلُثُ اَلْجَلْدَةِ:»}\\
امامان جفر اکبر و اصغر را دارند که همه علوم در آنهاست. جفر یکی از علوم غریبه است علامه حسنزاده نوشتند: جفر کیمیای احمر است؛ ولی این جفر با آن فرق میکند نکتهای که راجع به جفر و جامعه باید در نظر گرفت به نظر من میرسد کمتر کسی مطرح کرده باشد، شما هم شاید برای اولین بار دارید میشنوید؛ از روایاتی که راجع به جفر و جامعه داریم به دست میآید جفر و جامعه دارای هویت نیمهمادی و نیمهملکوتی است؛ مانند اینکه شما الآن یک لوح فشرده دستتان میگیرید، این لوح فشرده یک سختافزار دارد و یک نرمافزار ، سختافزارش همانی است که میبینیم اما نرمافزارش را شما میگویید همه کتب حدیثی شیعه از زمان غیبت صغرا تا کنون داخل آن هست. کتابهایی که داخل آن هست دیده نمیشود؛ این نرمافزار قضیه جفر و جامعه است وقتی تعبیر
{\large «فِيهَا جَمِيعُ مَا يَحْتَاجُ إِلَيْهِ وُلْدُ آدَمَ»}\\
در مورد آن است، مشخص میشود یک حقیقت ملکی ملکوتی دارد و فقط حقیقت ملکی یا ملکوتی صرف نیست.
\item
{\large «وَ يَكُونُ عِنْدَهُ مُصْحَفُ فَاطِمَةَ عَلَيْهَا السَّلاَمُ:»}\\
امامان مصحف فاطمه (سلاماللهعلیها) را دارند که دارای بحث خاصی است.\\
\{{\large «َ فِي حَدِيثٍ آخَرَ: أَنَّ اَلْإِمَامَ مُؤَيَّدٌ بِرُوحِ اَلْقُدُسِ وَ بَيْنَهُ وَ بَيْنَ اَللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ عَمُودٌ مِنْ نُورٍ يَرَى فِيهِ أَعْمَالَ اَلْعِبَادِ وَ كُلَّمَا اِحْتَاجَ إِلَيْهِ لِدَلاَلَةٍ اِطَّلَعَ عَلَيْهِ {\Large{14}}.»}\}
\item
{\large «مُؤَيَّدٌ بِرُوحِ الْقُدُسِ:»}\\
امامان با روحالقدس تأیید میشوند.
\item
{\large «بَيْنَهُ بَيْنَ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ عَمُودٌ مِنْ نُورٍ:»}\\
بین امام و خدا عمودی از نور است که امام از طریق آن همه اعمال عباد و هرچه لازم است بداند را میبیند.
\item
{\textbf{مُهر امامت:}}\\
مهر امامت نشانهای است که در پشت شانه امامان قرار دارد و بهعنوان نشانه امامت شناخته میشود. امام کاظم (علیهالسلام) این نشانه را در پسرشان امام رضا (علیهالسلام) نشان دادند و فرمودند که این نشانه در پشت پدرشان و خودشان نیز وجود داشته است.\\
{\large «َعَنِ اَلْحَسَنِ بْنِ اَلْجَهْمِ {قَالَ: كُنْتُ مَعَ أَبِي اَلْحَسَنِ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ جَالِساً} فَدَعَا بِابْنِهِ وَ هُوَ صَغِيرٌ فَأَجْلَسَهُ فِي حَجْرِي فَقَالَ لِي جَرِّدْهُ وَ اِنْزِعْ قَمِيصَهُ فَنَزَعْتُهُ فَقَالَ لِيَ اُنْظُرْ بَيْنَ كَتِفَيْهِ فَنَظَرْتُ فَإِذَا فِي أَحَدِ كَتِفَيْهِ شَبِيهٌ بِالْخَاتَمِ دَاخِلٌ فِي اَللَّحْمِ ثُمَّ قَالَ أَ تَرَى هَذَا كَانَ مِثْلُهُ فِي هَذَا اَلْمَوْضِعِ مِنْ أَبِي عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ {\Large{15}}.»}\\
امام کاظم (علیهالسلام) فرزندشان را خواستند درحالیکه کوچک بود، فرزند امام کاظم کیست؟ ولینعمت ما امام رضا (علیهالسلام) است. حسن بن جهم میگوید امام رضا (علیهالسلام) کوچک بود نشاندند بغل من و فرمودند پیراهن و لباسش را در بیاور، وقتی لباس امام رضا (علیهالسلام) را که کودک بود درآوردم سپس فرمودند: بین دو شانه او را نگاه کن، وقتی نگاه کردم دیدم پشت حضرت در یکی از دو قسمت پشت چیزی مثل نگین انگشتر داخل گوشت برآمده بود! فرمودند: دیدی؟ عرض کردم: بله! فرمودند: پشت پدر من این علامت را داشت و پشت خود من نیز دارد؛ این مهر امامت است.\\
عرض کردم که بخشی از این شاخصها مربوط به بدن امام معصوم (علیهالسلام) است؛ مانند نداشتن سایه و داشتن مهر امامت و... .
\end{enumerate}
یکی از بهترین روایات در مورد شاخصههای امامت روایت امام رضا (علیهالسلام) در مرو است که به حدیث مرو معروف است. این روایت در کتابهای مختلفی از جمله "کمال الدین {\textbf{16}}، معانی الاخبار {\textbf{17}}، امالی، عیون {\textbf{18}}، مرحوم کلینی
\{در کافی\} {\textbf{19}}، طبرسی در احتجاج {\textbf{20}}، صاحب تحف در تحفالعقول {\textbf{21}} و مرحوم نعمانی در غیبت نعمانی {\textbf{22}} آمده است. این حدیث شامل دهها شاخصه امام است که هیچ شکی در مورد صدورش نیست!\\
دهها شاخصه امام رضا (علیهالسلام) در مورد امامت دارد که یکی از این شاخصها را که من میخواهم الان بر آن تأکید کنم این شاخص است که امام رضا (علیهالسلام) میفرماید: امام را خلق خدا نمیشناسند چون نمیتوانند بشناسند!\\
من بهعنوان شاخص هشتاد و چهارم نوشتم؛
{\large «لایمکن إختیاره من قبل الناس لأن الناس لا یعرفون الإمام}\{{\large وَ أَنَّى وَ}\}{\large هُوَ بِحَيْثُ اَلنَّجْمُ مِنْ يَدِ اَلْمُتَنَاوِلِينَ وَ وَصْفِ اَلْوَاصِفِينَ {\Large{23}}.»}
چطور انسان نمیتواند ستاره را بگیرد و ستاره در دست نیست، در مثل فارسی چه میگوییم:
\begin{center}
"دست ما کوتاه و خرما بر نخیل"
\end{center}
امام در مشت نمیآید چیزی را بخواهد انسان بشناسد باید در مشت بیاید و من باید احاطهای به چیزی داشته باشم تا بتوانم از آن گزارش کنم.\\
{\large «لایمکن إختیاره من قبل الناس»،}
تمام حرف شیعه و اهلسنت بر همین است شیعه به اهلسنت میگوید شما بروید شاخصههای امامت را تبیین کنید.\\
من وقتی بحث را شروع کردم در آن کتابی که دارم در این زمینه مینویسم ابتدا شاخصههای امامت را از قرآن استخراج کردم،\\
«\{{\large وَإِذِ ابْتَلَىٰ إِبْرَاهِيمَ رَبُّهُ بِكَلِمَاتٍ فَأَتَمَّهُنَّ قَالَ}\}{\large إِنِّي جَاعِلُكَ لِلنَّاسِ إِمَامًا}\{{\large قَالَ وَمِنْ ذُرِّيَّتِي قَالَ لَا يَنَالُ عَهْدِي الظَّالِمِينَ {\Large{24}}}\}.»
در مورد حضرت ابراهیم (علیهالسلام) است این آیه کریمه با شاخصههای امامت شیعه سازگار است یا با شاخصههای امامت دیگران؟\\
این بحث گسترده است و شاخصهای امامت شامل مواردی مانند امام و کُتُب الله، نه امام و کتاب الله زیرا همه کتب آسمانی در نزد ایشان هست.\\
در مناظرهای که امام رضا (علیهالسلام) با جاثلیق در محضر مأمون داشتند، حضرت به اباصلت فرمودند که میدانی چه زمانی اینها پشیمان میشوند؟ وقتی ببینند من انجیل و تورات را از صاحبان آنها بهتر میدانم. پس از آن، ایشان اقدام به قرائت انجیل و تورات کردند.\\
یکی از ویژگیهای مهم امامان معصوم (علیهمالسلام)، سالمبودن از هرگونه عیبونقص است. امام صادق (علیهالسلام) قبل از وفات خود شش نفر را بهعنوان وصی تعیین کردند: منصور، حاکم مدینه، همسرشان امحمیده، پسرشان عبدالله افطح و امام کاظم (علیهالسلام). وقتی این وصیتنامه منتشر شد، شیعیان گفتند امام کاظم (علیهالسلام) امام است؛ زیرا منصور و حاکم مدینه ظالم بودند و امام نمیتواند ظالم باشد
{\large «لَا يَنَالُ عَهْدِي الظَّالِمِينَ {\Large{25}}»،}
ام حمیده که زن بود و زن نمیتواند امام باشد، و عبدالله افطح نیز کف پای صاف داشت و امام باید بدون هرگونه عیبونقص باشد. امامان معصوم هیچگونه نقصی ندارند، حتی عینکی نیستند، و از لحاظ جسمی و روحی کامل هستند.\\
تیرهرنگ بودن پوست عیب نیست، چاقی نیز عیب نیست. امروزه چاقی را مریضی میدانند بهخاطر اینکه این چاقی بر اثر خوردن است؛ ولی آن چاقی عضله و استخوان است و چربی نیست، خوراک ائمه (علیهمالسلام) دون آنچه یک انسان میتواند تصور کند.\\
برخی دیگر از ویژگیهای امامان معصوم (علیهمالسلام) عبارتاند از:\\
اگر امام با صدای اصلیاش قرآن بخواند، شنونده ممکن است از شدت زیبایی بمیرد و با صدای کمتر از اصلی بخواند، شنونده مجذوب میشود. مانند امام حسن (علیهالسلام) که وقتی قرآن میخواند، مردم در خیابان تجمع میکردند و حتی برخی غش میکردند.\\
{\large «وَ لاَ يَلْهُو وَ لاَ يَلْعَبُ {\Large{26}}»،}
امام معصوم (علیهالسلام) اهل لهوولعب نیست.\\
{\large «وَ لاَ يَسْهُو وَ لاَ يَنْسَى {\Large{27}}»،}
امام معصوم (علیهالسلام) نه سهو میکند و نه فراموشی دارد.\\
{\large «وَ لاَ يَتَثَاءَبُ {\Large{28}}»،}
امام معصوم (علیهالسلام) در طول عمرش خمیازه نمیکشد.\\
{\large «وَ لاَ يَتَمَطَّى {\Large{29}}»،}
امام معصوم (علیهالسلام) هرگز بادگلو نمیزند. مانند زمانی که پیامبر (صلیاللهعلیهوآلهوسلم) به فردی که بادگلو زده بود، فرمودند: دو لقمه کمتر بخور، این کار خوبی نیست.\\
امامان حتی در مواردی که ممکن است برای انسانهای عادی محدودیتهایی ایجاد کند، چنین محدودیتهایی ندارند. بهعنوانمثال، امامان میتوانند جنب وارد مسجد شوند. این به دلیل آن است که نور مطلق آنان هیچگونه کدورتی ندارد.\\
\{{\large «قد بلغنی ما قلتم فی سد الابواب، والله ما انا فعلتُ ذلک، ولکن الله فعله و ان الله اوحی الی موسی علیهالسلام ان یتخذ بیتاً طهراً لایجنب فیه، الا هو و هارون وابناه، یعنی لایجامع فیه غیرهم و ان الله اوحی الی ان اتخذ هذا البیت طهراً، لاینکح فیه الاّ أنا و علی والحسن والحسین والله ما أنا امرتُ بسدّ ابوابکم ولافتحتُ باب علی، بل الله أمرنی به {\Large{30}}.»}\}\\
حتی چیزهایی که برای ما ممکن است پستی ایجاد کند برای او ایجاد نمیکند حکمش نیز بر او بار نیست؛ مثلاً امام (علیهالسلام)، جُنُب در مسجد داخل میشود! امیرالمؤمنین (علیهالسلام) دربخانهاش به مسجد بسته نشد.
{\large «و سُدُّوا أَبْوَابَ اَلْمَسْجِدِ كُلَّهَا إِلاَّ بَابَ عَلِيٍّ {\Large{31}}.»}\\
در دعای ندبه داریم وقتی مسجد ساخته شد ابوبکر و عمر و عثمان و امیرالمؤمنین (علیهالسلام) و پیغمبر (صلیاللهعلیهوآلهوسلم) منازلشان به مسجد درب داشت، خدای متعال دستور داد همه دربها بسته شود الا درب خانه پیغمبر (صلیاللهعلیهوآلهوسلم) و درب خانه علی بن ابیطالب (علیهالسلام)؛ زیرا فرمود:
{\large «و أحلّ له ما حلّ له»؛}
برای پیغمبر (صلیاللهعلیهوآلهوسلم) جنب رفتن در مسجد حلال بود، برای امیرالمؤمنین (علیهالسلام) نیز حلال بود، چرا؟\\
چون جنابت برای ما کدورت میآورد؛ ولی نور مطلق که کدورت ندارد، اینها چیزهایی است که اصلاً به ذهن نمیآید.\\
باید بگویم امامت منصبی الهی است و این نکته را باید خدمت عزیزان عرض کنم که این مقام موهبتی است. اما وقتی میخواهیم برای جوانان بگوییم که امامت موهبتی از سوی پروردگار است، باید توضیح دهیم که این موهبت بدون دلیل نیست. وقتی ما به کسی چیزی میبخشیم، گاهی اوقات هیچ وجهی ندارد و ممکن است بگوییم: "خوشم آمد، همین!" اما وقتی بحث خداوند است، خدا حکیم است و کارش حساب شده است؛ بنابراین، امامت و نبوت نیز میتوانند موهبت باشند، اما موهبت خداوند نیز بیحسابوکتاب نیست. خداوند فرموده است:
{\large «اللَّهُ أَعْلَمُ حَيْثُ يَجْعَلُ رِسَالَتَهُ {\Large{32}}»،}
یعنی خدا میداند رسالت را کجا قرار دهد و امامت را کجا مقرر کند. پس در عین اینکه امامت موهبتی است، اما این موهبت بدون دلیل و گزاف نیست.\\
امام رضا (علیهالسلام) به برادرشان زید النار فرمودند:
«\{{\large یا زید يَا زَيْدُ اِتَّقِ اَللَّهَ}\}{\large فَإِنَّهُ بَلَغْنَا مَا بَلَغْنَا بِالتَّقْوَى}{\large فَمَنْ لَمْ يَتَّقِ اَللَّهَ وَ لَمْ يُرَاقِبْهُ فَلَيْسَ مِنَّا وَ لَسْنَا مِنْهُ {\Large{33}}.»}
یعنی ما با خداترسی به اینجا رسیدیم. پس باید تأکید کنیم که موهبتی بودن امامت درست است، اما بیحسابوکتاب نبودن این موهبت نیز باید مورد تأکید قرار گیرد.
اما نگاه دیگران (اهلسنت) به امامت: در نگاه دیگران، امامت منصبی ملکوتی نیست؛ بلکه یک منصب ملکی است.\\ بهطورکلی نظر دیگران در بحث امامت به اداره جامعه برمیگردد و مدیر جامعه برایشان ویژگیهای خاصی ندارد.\\ بهعبارتدیگر، تخت مهم است نه کسی که روی آن مینشیند؛ بنابراین، جایگاه امامت مهم است و میگویند در این جایگاه معاویه، یزید، مروان یا امیر عبدالله باشد، امام است.\\
برای مثال، در مدینه، امامجماعت مسجدالنبی بعد از نماز گفت:
{\large «إنّ امیر المسلمین و امیرالمؤمنین عبدالله ابن عبدالعزیز قد أمرنا باقامة صلاة الإستسقاء»،}
یعنی عبدالله امیر المسلمین است!\\
دوستی دارم که مدتها در وزارت اطلاعات بوده و مقام داشته است. او میگفت که یک ملاقات با سید حسن نصرالله (رحمتاللهعلیه) داشته و سید حسن به او گفت که حسنین هیکل، بزرگترین خبرنگار عرب، از او وقت ملاقات خواسته بود. حسنین هیکل به سید حسن نصرالله گفت: "دوست داشتم امیر عرب امروز تو بودی نه امیر عبدالله." علت این بود که دو ماه قبل ملاقات با امیر عبدالله داشت که در طول یک ساعت و نیم، امیر عبدالله از او پرسید
{\large «کیف تحل مشاکلک الجنسیة!»،}
مشکلات جنسی خود را چگونه حل میکنی؟ این شد رئیس المسلمین!\\
در نهایت، این زاویه دید نشان میدهد که برای دیگران تخت مهم است نه کسی که روی آن نشسته است. این دو زاویه دید کاملاً متفاوت هستند.\\
نکتهای که در ابتدای جلسه عرض کردم را دوباره تأکید میکنم. تقاضای من این است که کلاهی که بر سر ما گذاشته شده برداشته شود؛ یعنی به سمت مخلوطکردن بحث امامت با خلافت کشیده نشویم. این دو بحث کاملاً مجزا هستند و شیعه بر بحث امامت تأکید دارد.\\
آقای سید مرتضی عسگری در
{\large «معالم المدرستین»}
تلاش کردهاند تا این تفکیک را قائل شوند. ما باید بحث را به سمت
{\large «ماهی الامامة»}
ببریم، نه
{\large «من هو الامام.»}\\
علامه حسنزاده آملی، استاد ما، میگفتند که فقهای متکلم ما به دنبال این هستند که بگویند چرا علی (علیهالسلام) بر ابوبکر افضلیت دارد. بهعنوانمثال، مرحوم علامه حلی، مرحوم خواجهنصیر و دیگران بیان کردهاند که علی (علیهالسلام) افضلیت دارد؛ چون أقضی است؛ پیامبر (صلیاللهعلیهوآلهوسلم) فرمود:
{\large «أَقْضَاكُمْ عَلِيٌّ {\Large{34}}»،}
یا علی افضلیت دارد؛ چون اعلم است؛ پیامبر (صلیاللهعلیهوآلهوسلم) فرمود:
{\large «أَعْلَمُكُمْ عَلِيُّ}\{{\large بْنُ أَبِي طَالِبٍ {\Large{35}}}\}.»
علامه حسنزاده (رحمتاللهعلیه) اشکال داشتند که افرادی که علی بن ابیطالب (علیهالسلام) را با دیگران مقایسه میکنند، وجه مشترک ندارند که بخواهند بحث افضلیت را مطرح کنند. افضلیت به معنای این است که هر دو فرد فضیلت دارند و یکی بر دیگری برتر است. در بحث امامت، ما مشابه به علی بن ابیطالب (علیهالسلام) نداریم. شیعه باید بگوید که اصلاً انتخاب دیگری ممکن نیست.\\
بنابراین، ما باید بحث را از
{\large «من هو الامام»،}
به
{\large «ماهی الامام»}
بکشانیم و شاخصها را از دیدگاه قرآن، پیامبر (صلیاللهعلیهوآلهوسلم) و اهلبیت (علیهمالسلام) تبیین کنیم. این شاخصها باید مستندسازی شده و استنادشان به اهلبیت، قرآن و پیامبر (صلیاللهعلیهوآلهوسلم) مسجل شود.\\ همچنین باید شاخصها را از نظر دیگران بیان کنیم و این موارد را با هم مقایسه کنیم تا نتیجهگیری مناسبی حاصل شود.\\
در نتیجه مسئله از نوع
{\large «قضایا قیاساتها معها {\Large{36}}.»}
\begin{center}
{\large «أَللّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ عَجِّلْ فَرَجَهُمْ.»}
\end{center}
{\textbf{\large{پرسشوپاسخ}}}\\
\\
{\textbf{\large{سؤال یکی از حضار:}}}\\
\\
باتوجهبه بیانات شما، این مسئله که ائمه (علیهمالسلام) فرمودند که ما بشری مثل شما هستیم،
«\{{\large قُلْ إِنَّمَا أَنَا بَشَرٌ مِثْلُكُمْ {\Large{37}}}\}»،
چه میشود؟ مانند این مسائلی که فرمودید سایه ندارند و... آیا این شاخصها معنای دیگری دارند و منجر به ضعف نمیشوند؟ همانگونه که باعث شده متنبّیهایی پیدا شوند.\\
\\
{\textbf{\large{پاسخ استاد رضایی تهرانی:}}}\\
\\
درست است. در حقیقت، ائمه میخواهند یک مطلب را تثبیت کنند که اهلبیت عصمت و طهارت و انبیا و اوصیا فراانسان و فرابشر نیستند. هیچکدام از این شاخصهها ایشان را از بشریت جدا نمیکند. اینها شاخصهایی هستند که برای شناخت بهتر ائمه ارائه شدهاند. خدای متعال میخواهد نسخهای ارائه کند که شبیه نداشته باشد و اشتباه نشود. اما درعینحال، بشر اشتباه کرده و متنبّیهایی مانند مسیلمه کذاب آمدهاند.\\
چقدر ما در طول تاریخ متنبّی داریم! با اینکه این نسخه را چنان خدای متعال پیچیده که از قبل از ولادت تا بهشت را ترسیم کرده و سپس یک علائم ظاهری گذاشته است؛ مانند
{\large «یَسْتَوِي عَلَيْهِ دِرْعُ رسولالله صَلَّى اَللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ»،}
اصلاً میگوید: این را بردار بپوش ببین اگر به تو اندازه شد
\{تو امام هستی!\}
یعنی زره زرهی است که خودش اعجاز و کرامت است.\\
نسبت به انبیا اینگونه بود که میگفتند:
{\large «وَقَالُوا لَوْلَا أُنْزِلَ عَلَيْهِ مَلَكٌ؟ {\Large{38}}»،}
چرا ملک نمیآید برای ما؟\\
خدای متعال تأکید دارد بگوید پیامبر انسان و بشر است، امام البشر بشر است و از جنس دیگری نیست؛ لذا وقتی میخواهد این را تبیین کند در قرآن کریم هر دو را با هم
\{بیان میکند\}،
{\large «قُلْ إِنَّمَا أَنَا بَشَرٌ مِثْلُكُمْ يُوحَىٰ إِلَيَّ}\{{\large أَنَّمَا إِلَٰهُكُمْ إِلَٰهٌ وَاحِدٌ {\Large{39}}}\}.»\\
ما در اقسام هفتگانه ادراک در آن بحث معرفتشناسی که داشتیم گفتیم اصلاً فصل ممیز پیغمبر وحی است و وحی ارسال رسول نیست، وحی به تعبیر علامه طباطبایی یک شعور مرموز است که برای ما شناخته شده هم نیست و هیچ تصور درستی ما از وحی نداریم؛ یعنی نزدیکش هم نمیتوانیم بشویم.\\
طبق تعبیر قرآن کریم وحی این نیست که خدای متعال خلق صوت کند یا جبرئیل بفرستد، آمدن جبرئیل وحی نیست، خلق صوت وحی نیست،
{\large «وَمَا كَانَ لِبَشَرٍ أَنْ يُكَلِّمَهُ اللَّهُ إِلَّا وَحْيًا أَوْ مِنْ وَرَاءِ حِجَابٍ أَوْ يُرْسِلَ رَسُولًا فَيُوحِيَ بِإِذْنِهِ مَا يَشَاءُ إِنَّهُ عَلِيٌّ حَكِيمٌ {\Large{40}}»،}
سه چیز است و همین وحی که وقتی بر پیغمبر (صلیاللهعلیهوآلهوسلم) نازل میشود، اگر ایشان روی سنگینترین شترها بنشیند شتر
\{بر زمین\}
میخوابد که در علوم قرآنی به آن میگویند
{\large «برحاء الوحی»}
(سنگینی وحی) پس از آن طرف وقتی میگوید:
{\large «إِنَّمَا أَنَا بَشَرٌ مِثْلُكُمْ {\Large{41}}»،}
بلافاصله میگوید
{\large «يُوحَىٰ إِلَيَّ {\Large{41}}»،}
که این فصل ممیز است؛ یعنی من بشری هستم که مورد وحی هستم و خدا برای اینکه این بشر مورد وحی نظیر و شبیه پیدا نکند، شاخصههای فراوان که برخی از این شاخصها بسیار شفاف و روشن است را در اختیار گذاشته که بشر بتواند خوب تشخیص دهد.\\
ضعف از شاکله بشر ناشی میشود. قرآن میفرماید:
{\large «يَا حَسْرَةً عَلَى الْعِبَادِ ۚ مَا يَأْتِيهِمْ مِنْ رَسُولٍ إِلَّا كَانُوا بِهِ يَسْتَهْزِئُونَ {\Large{43}}»،}
گرایش به شیطان همیشه از گرایش به رحمان آسانتر است.
{\large «وَمَا يُؤْمِنُ أَكْثَرُهُمْ بِاللَّهِ إِلَّا وَهُمْ مُشْرِكُونَ {\Large{44}}»،}
بنابراین، ضعف بشریت به خود بشر برمیگردد، نه به خداوند و خداوند میفرماید:
{\large «وَجَحَدُوا بِهَا وَاسْتَيْقَنَتْهَا}\{{\large أَنْفُسُهُمْ ظُلْمًا وَعُلُوًّا فَانْظُرْ كَيْفَ كَانَ عَاقِبَةُ الْمُفْسِدِينَ {\Large{45}}}\}.»
یعنی ما پیغمبر که میفرستیم یقین میکنند که این فرد پیغمبر است!\\
بنابراین، این یک مجموعه ترکیبی است که ویژگیهای جسمانی قسمتی از آن هستند. اما چرا کار متنبّیها موفق نبوده است؟ جهت اطلاع عرض میکنم که متنبّیان در عالم کارشان نگرفته است! بهعبارتدیگر، همانطور که قبلاً نیز گفتهام، اکنون جهان توسط انبیا اداره میشود. بدین معنا که انبیا که آمدند، شما اگر سرشماری کنید، خواهید دید که چقدر مسیحی داریم، چقدر یهودی داریم و چقدر مسلمان داریم. مکرر گفتهام که اگر انبیا نبودند، بشر تمدن نداشت. قرآن هم میگوید که اگر انبیا نبودند، بسیاری از صنایع را نداشتیم:
{\large «وَعَلَّمْنَاهُ صَنْعَةَ لَبُوسٍ لَكُمْ لِتُحْصِنَكُمْ مِنْ بَأْسِكُمْ فَهَلْ أَنْتُمْ شَاكِرُونَ {\Large{46}}.»}\\
مسئله این است که ما نیامدهایم تا تأثیرگذاری انبیا را بررسی کنیم. تأثیرگذاری آنها بسیار بالا است و کار متنبّیان کساد است! خدای متعال یک سبدی از شاخصهها را چیده که بخشی از آنها را ما میفهمیم و بخشی را نمیفهمیم. مثلاً، انوار آنها قبل از خلقت،
«\{{\large خَلَقَكُمُ اَللَّهُ أَنْوَاراً فَجَعَلَكُمْ}\}{\large بِعَرْشِهِ مُحْدِقِينَ {\Large{47}}.»}
هستند، ما چه میفهمیم؟ ما باید این را از طریق خبر دریافت کنیم.\\
اما اینکه مثلاً پیغمبر سایه ندارد یا امام
{\large «یَسْتَوِي عَلَيْهِ دِرْعُ رسولالله صَلَّى اَللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ »}
بوده است، اینها مسائلی هستند که به علم او بازمیگردد.\\
یکی از مشکلاتی که اهلتسنن در مورد ائمه ما دارند، چیست؟ برخی از آنها تصریح میکنند که امامان ما مانند امام باقر، امام صادق و امام هادی (علیهمالسلام) بسیار دانشمند بودهاند.\\
جاحظ میگوید:
{\large «کان اعلم الناس فی زمنه و لم نره عند عالم!»،}
او نمیتواند انکار کند که شخصی که حوزه ندیده، دانشگاه ندیده و استادی ندارد، چنین دانشی دارد.\\
جاحظ که همعصر امام هادی (علیهالسلام) است، میگوید: "امروز یکی از اعلم امت پیغمبر (صلیاللهعلیهوآلهوسلم) علی بن محمد الهادی (علیهالسلام) است". اگر روز آخر عمر جاحظ این جمله را نوشته باشد، امام هادی (علیهالسلام) هجدهساله بوده است.\\
\{بنابراین، ویژگیهای ائمه و شاخصهای امامت به بشر کمک میکنند تا بتواند بهتر و درستتر امامان را تشخیص دهد و این ویژگیها باعث نمیشود که ائمه فرا بشر شوند.\}\\
شما ببینید، یکی مانند امام جواد (علیهالسلام) در سن هفتسالگی قاضیالقضات را به زیر میکشد، این امر عادی نیست. یا سیدالشهدا (علیهالسلام) که سرش را بریدند و این سر چندین بار در راه قرآن میخواند؛ سر بریده قرآن میخواند، چشمش اشک میریزد، گاهی نگاه محبت میکند و گاهی لبخند میزند. اینها کرامت و معجزه است و نشان میدهد که این فرد یک انسان عادی نیست. از قبل از ولادت تا ورود به بهشت، این ویژگیها در ائمه دیده میشود. اینها باعث شدهاند که ائمه اینقدر در بشریت نفوذ کنند، وگرنه بشر زیر بار کسی نمیرود.\\
یک تعبیری کردم: اگر ۱۰ نفر از بچههای بااستعداد و نابغه را به یک پروفسور بدهید که آنها را پرورش دهد، این کار مهمی است؛ اما آنچنان بزرگی ندارد. اما اگر ۵۰ تا ۱۰۰ نفر از بچههای مُنگُل و کسانی که کمبود عقلی دارند را به دست یک نفر بدهید و او بتواند از بین آنها یک ابنسینا بیرون بیاورد، این اعجاز است.\\
امیرالمؤمنین (علیهالسلام) در نهجالبلاغه میفرمایند که مثل ما همان مثل است. عربی که پیامبر در آن مبعوث شد، آدم نمیکشت که میکشت، غارت نمیکرد که میکرد، متکبر نبود که بود، بیسواد نبود که بود. یکی از عربها به پیامبر گفت: "من ۱۳ دختر را به دست خودم زندهبهگور کردم و اشک نریختم". این اعجاز است که در همان فضا، ابوذر، مقداد و ابو الهیثم بن تیّهان آمدند و تأثیرگذاری کردند.\\
پیامبر (صلیاللهعلیهوآلهوسلم) وقتی وضو میگرفت، یک قطره آب به زمین نمیریخت؛ اصلاح میکرد، یک دانه مویش روی زمین نمیریخت. مردم فهمیده بودند که آب وضوی پیامبر و موهایش هم ارزشمند است.
روزی جابر به پیامبر (صلیاللهعلیهوآلهوسلم) گفت: "یا رسولالله، امروز ناهار دعوت ما هستید". پیامبر (صلیاللهعلیهوآلهوسلم) فرمودند: "خودم بیایم یا با کسی؟" جابر گفت: "با هر کس خواستید بیایید" گمان میکرد حضرت با خانواده خود بیایند. پیامبر (صلیاللهعلیهوآلهوسلم) بعد از نماز اعلام کردند که ما به خانه جابر دعوتیم.\\ مسلمانهای گرسنه ریختند! جابر دواندوان به خانه آمد و به همسرش گفت: "بدبخت شدیم، یک بزغاله داشتیم و پیغمبر (صلیاللهعلیهوآلهوسلم) ۲۰۰۰ نفر را به اینجا کشیده".\\ همسرش گفت: "نگران نباش، به پیغمبر گفتی غذا چیست؟"\\ جابر گفت: "آری، گفتیم یک بزغاله داشتیم و کشتیم، شما را دعوت کردیم؛ همسرش گفت: پس غصه نخور اگر گفتی چه مقدار بوده است.". پیامبر (صلیاللهعلیهوآلهوسلم) فرمودند: "هیچکس به غذا دست نزند". سپس، پیامبر (صلیاللهعلیهوآلهوسلم) به امیرالمؤمنین (علیهالسلام) دستور دادند که پاچه بدهد! امیرالمؤمنین (علیهالسلام) میگویند من یکدفعه دیدم مثلاً ۶۰ یا ۷۰ تا چقدر! پاچه دادند به پیغمبر گفتم "یا رسولالله یک بزغاله چند تا پاچه دارد؟" پیامبر (صلیاللهعلیهوآلهوسلم) فرمودند: "اگر نمیگفتی، من همه را پاچه میدادم". در نهایت، استخوانهای گوسفند را در پوستش گره زدند و پیامبر فرمودند:
{\large «قُم»،}
گوسفند بلند شد و شروع به حرکت کردن کرد!\\
افراد واقعیتها را میبینند و این مسائلی که بخواهند انکار کنند نیست. منطق قرآن نیز همین است که میفرماید:
{\large «الَّذِينَ آتَيْنَاهُمُ الْكِتَابَ يَعْرِفُونَهُ كَمَا يَعْرِفُونَ أَبْنَاءَهُمُ {\Large{48}}.»}\\
کاری که پیامبر (صلیاللهعلیهوآلهوسلم) در غدیر خم انجام داد، دیگر حتی کور کورها نیز دیدند؛ دست علی (علیهالسلام) را گرفت و فرمود:
{\large «مَنْ كُنْتُ مَوْلاَهُ فَعَلِيٌّ مَوْلاَهُ، اَللَّهُمَّ وَالِ مَنْ وَالاَهُ وَ عَادِ مَنْ عَادَاهُ {\Large{49}}.»}\\
همچنین تعبیراتی
\{از رسول خدا (صلیاللهعلیهوآلهوسلم)\}
مانند:
{\large «أَقْضَاكُمْ عَلِيٌّ {\Large{50}}»،}
{\large «أَعْلَمُكُمْ عَلِيُّ}\{{\large بْنُ أَبِي طَالِبٍ {\Large{51}}}\}»،
{\large «"أحلم الناس {\Large{52}}»،}
{\large «إِنَّ مِنْكُمْ مَنْ يُقَاتِلُ بَعْدِي عَلَى اَلتَّأْوِيلِ كَمَا قَاتَلْتُ عَلَى اَلتَّنْزِيلِ}\{{\large فَسُئِلَ اَلنَّبِيُّ صَلَّى اَللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ مَنْ هُوَ فَقَالَ خَاصِفُ اَلنَّعْلِ يَعْنِي أَمِيرَ اَلْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ {\Large{53}}}\}»،
وجود دارد که اینها یک مورد و دو مورد نیستند. پیامبر (صلیاللهعلیهوآلهوسلم) این شاخصها را شفاف و روشن بیان کردهاند.
\newpage
\begin{center}
\Large{فهرست منابع}
\end{center}
\begin{enumerate}
\item
کفعمی، ابراهیم بن علی. ۱۴۰۵. المصباح. ۱ ج. قم - ایران: الشريف الرضي، ص 500.
\item
ابنبابویه، محمد بن علی، و لاجوردی، مهدی. بدون تاریخ. عيون أخبار الرضا عليه السلام. ۲ ج. تهران - ایران: جهان، ج 2، ص 52.
\item
طبرسی، احمد بن علی، و موسوی خرسان، محمدباقر. ۱۴۰۳. الاحتجاج. ۲ ج. مشهد مقدس - ایران: نشر المرتضی، ج 1، ص 88.
\item
حر عاملی، محمد بن حسن، حسینی جلالی، محمدرضا، و مؤسسة آل البیت علیهم السلام لاحیاء التراث. ۱۴۱۶. وسائل الشیعة. ۳۰ ج. قم - ایران: مؤسسة آل البیت (علیهم السلام) لإحیاء التراث، ج 12، ص 249.
\item
علامه حلی، حسن بن یوسف، نصیر الدین طوسی، محمد بن محمد، صدر الدین شیرازی، محمد بن ابراهیم، و بیدارفر، محسن. ۱۳۶۳. الجوهر النضید في شرح منطق التجرید. ۱ ج. قم - ایران: بيدار، ص 201 - 202.
\item
طوسی، محمد بن حسن، خرسان، حسن، خرسان، حسن، آخوندی، محمد، و آخوندی، علی. ۱۳۶۵. تهذيب الأحكام في شرح المقنعة للشیخ مفید رضوان الله علیه. ۱۰ ج. تهران - ایران: دار الکتب الإسلامیة، ج 6، ص 113.
\item
ابنبابویه، محمد بن علی، غفاری، علیاکبر، و غفاری، علیاکبر. ۱۳۶۳-۱۴۰۴. من لايحضره الفقيه. ۴ ج. قم - ایران: جماعة المدرسين في الحوزة العلمیة بقم. مؤسسة النشر الإسلامي، ج 2، ص 615.
\item
مجلسی، محمدباقر بن محمدتقی، مسترحمی، هدایتالله، غفاری، علیاکبر، بهبودی، محمدباقر، مصباح یزدی، محمد تقی، محمودی، محمدباقر، خرسان، محمدمهدی، و دیگران. ۱۴۰۳. بحار الأنوار. ۱۱۱ ج. بیروت - لبنان: دار إحياء التراث العربي، ج 25، ص 116.
\item
رسولی، هاشم، ابنشهرآشوب، محمد بن علی، و آشتیانی، محمدحسین. بدون تاریخ. المناقب (ابن شهر آشوب). ۴ ج. قم - ایران: علامه، ج 1، ص 242.
\item
شعیری، محمد بن محمد. بدون تاریخ. جامع الأخبار. ۱ ج. نجف اشرف - عراق: المطبعة الحيدرية، ص 11.
\item
سوره احزاب، آیه 6.
\item
علی بن حسین (ع)، امام چهارم، غرویان، محسن، و ابراهیمیفر، عبد الجواد. ۱۳۷۶. صحیفه کامله سجادیه با ترجمه فارسی. ۱ ج. قم - ایران: نشر الهادی، ص 222.
\item
حر عاملی، محمد بن حسن، حسینی جلالی، محمدرضا، و مؤسسة آل البیت علیهم السلام لاحیاء التراث. ۱۴۱۶. وسائل الشیعة. ۳۰ ج. قم - ایران: مؤسسة آل البیت (علیهم السلام) لإحیاء التراث، ج 28، ص 292 - 293.
\item
ابنبابویه، محمد بن علی، و غفاری، علیاکبر. ۱۴۱۶. ... ... الخصال. ۲ ج. قم - ایران: جماعة المدرسين في الحوزة العلمیة بقم. مؤسسة النشر الإسلامي، ج 2، ص 528.
\item
غفاری، علیاکبر، کلینی، محمد بن یعقوب، و آخوندی، محمد. ۱۳۶۳. الکافي. ۸ ج. تهران - ایران: دار الکتب الإسلامیة، ج 1، ص 321.
\item
ابنبابویه، محمد بن علی، و غفاری، علیاکبر. ۱۳۹۵. كمال الدين و تمام النعمة. ۲ ج. تهران - ایران: دار الکتب الإسلامیة، ج 2، ص 675 - 681.
\item
ابنبابویه، محمد بن علی، و غفاری، علیاکبر. ۱۳۶۱. معاني الأخبار. ۱ ج. قم - ایران: جامعه مدرسین حوزه علمیه قم. دفتر انتشارات اسلامی، ص 96 - 101.
\item
ابنبابویه، محمد بن علی، و لاجوردی، مهدی. بدون تاریخ. عيون أخبار الرضا عليه السلام. ۲ ج. تهران - ایران: جهان، ص 216 - 222.
\item
غفاری، علیاکبر، کلینی، محمد بن یعقوب، و آخوندی، محمد. ۱۳۶۳. الکافي. ۸ ج. تهران - ایران: دار الکتب الإسلامیة، ج 1، ص 198 - 203.
\item
طبرسی، احمد بن علی، و موسوی خرسان، محمدباقر. ۱۴۰۳. الاحتجاج. ۲ ج. مشهد مقدس - ایران: نشر المرتضی، ج 2، ص 433 - 436.
\item
غفاری، علیاکبر، و ابنشعبه، حسن بن علی. ۱۳۶۳ - ۱۴۰۴. تحف العقول عن آل الرسول صلى الله عليهم. ۱ ج. قم - ایران: جماعة المدرسين في الحوزة العلمیة بقم. مؤسسة النشر الإسلامي، ص 436 - 442.
\item
غفاری، علیاکبر، و نعمانی، محمد بن ابراهیم. ۱۳۹۷. ... ... الغيبة. ۱ ج. تهران - ایران: مکتبة الصدوق، ص 216 - 224.
\item
غفاری، علیاکبر، کلینی، محمد بن یعقوب، و آخوندی، محمد. ۱۳۶۳. الکافي. ۸ ج. تهران - ایران: دار الکتب الإسلامیة، ج 1، ص 198 - 203.
\item
سوره بقره، آیه 124.
\item
سوره بقره، آیه 124.
\item
غفاری، علیاکبر، کلینی، محمد بن یعقوب، و آخوندی، محمد. ۱۳۶۳. الکافي. ۸ ج. تهران - ایران: دار الکتب الإسلامیة، ج 1، ص 284 - 285.
\item
مجلسی، محمدباقر بن محمدتقی، مسترحمی، هدایتالله، غفاری، علیاکبر، بهبودی، محمدباقر، مصباح یزدی، محمد تقی، محمودی، محمدباقر، خرسان، محمدمهدی، و دیگران. ۱۴۰۳. بحار الأنوار. ۱۱۱ ج. بیروت - لبنان: دار إحياء التراث العربي، ج 25، ص 164 - 165.
\item
غفاری، علیاکبر، کلینی، محمد بن یعقوب، و آخوندی، محمد. ۱۳۶۳. الکافي. ۸ ج. تهران - ایران: دار الکتب الإسلامیة، ج 1، ص 388.
\item
غفاری، علیاکبر، کلینی، محمد بن یعقوب، و آخوندی، محمد. ۱۳۶۳. الکافي. ۸ ج. تهران - ایران: دار الکتب الإسلامیة. ج 1، ص 388.
\item
نسائی، خصائص امیرالمؤمنین علی بن ابی طالب، ص ۵۹؛ احمد بن حنبل، مسند، ج ۳۲، ص ۴۱.
\item
رسولی، هاشم، ابنشهرآشوب، محمد بن علی، و آشتیانی، محمدحسین. بدون تاریخ. المناقب (ابن شهر آشوب). ۴ ج. قم - ایران: علامه، ج 2 ، ص 190.
\item
سوره انعام، آیه 124.
\item
ابنبابویه، محمد بن علی، و لاجوردی، مهدی. بدون تاریخ. عيون أخبار الرضا عليه السلام. ۲ ج. تهران - ایران: جهان، ج 2، ص 235.
\item
رسولی، هاشم، ابنشهرآشوب، محمد بن علی، و آشتیانی، محمدحسین. بدون تاریخ. المناقب (ابن شهر آشوب). ۴ ج. قم - ایران: علامه، ج 2، ص 33.
\item
حر عاملی، محمد بن حسن، حسینی جلالی، محمدرضا، و مؤسسة آل البیت علیهم السلام لاحیاء التراث. ۱۴۱۶. وسائل الشیعة. ۳۰ ج. قم - ایران: مؤسسة آل البیت (علیهم السلام) لإحیاء التراث، ج 37، ص 282.
\item
علامه حلی، حسن بن یوسف، نصیر الدین طوسی، محمد بن محمد، صدر الدین شیرازی، محمد بن ابراهیم، و بیدارفر، محسن. ۱۳۶۳. الجوهر النضید في شرح منطق التجرید. ۱ ج. قم - ایران: بيدار، ص 201 - 202.
\item
سوره کهف، آیه 110.
\item
سوره انعام، آیه 8.
\item
سوره کهف، آیه 110.
\item
سوره شوری، آیه 51.
\item
سوره کهف، آیه 110.
\item
سوره کهف، آیه 110.
\item
سوره یس، آیه 30.
\item
سوره یوسف، آیه 106.
\item
سوره نحل، آیه 14.
\item
سوره انبیاء، آیه 80.
\item
طوسی، محمد بن حسن، خرسان، حسن، خرسان، حسن، آخوندی، محمد، و آخوندی، علی. ۱۳۶۵. تهذيب الأحكام في شرح المقنعة للشیخ مفید رضوان الله علیه. ۱۰ ج. تهران - ایران: دار الکتب الإسلامیة، ج 6، ص 98.
\item
سوره انعام، آیه 20.
\item
رسولی، هاشم، و عیاشی، محمد بن مسعود. ۱۳۸۰. ... ... التفسير. ۲ ج. تهران - ایران: مکتبة العلمية الاسلامية، ج 1، ص 327.
\item
رسولی، هاشم، ابنشهرآشوب، محمد بن علی، و آشتیانی، محمدحسین. بدون تاریخ. المناقب (ابن شهر آشوب). ۴ ج. قم - ایران: علامه، ج 2، ص 33.
\item
حر عاملی، محمد بن حسن، حسینی جلالی، محمدرضا، و مؤسسة آل البیت علیهم السلام لاحیاء التراث. ۱۴۱۶. وسائل الشیعة. ۳۰ ج. قم - ایران: مؤسسة آل البیت (علیهم السلام) لإحیاء التراث، ج 37، ص 282.
\item
ابنبابویه، محمد بن علی، و کمرهای، محمدباقر. ۱۳۷۶. الأمالي للصدوق. ۱ ج. تهران - ایران: کتابچی، ص 439.
\item
غفاری، علیاکبر، کلینی، محمد بن یعقوب، و آخوندی، محمد. ۱۳۶۳. الکافي. ۸ ج. تهران - ایران: دار الکتب الإسلامیة، ج 5، ص 11 - 12.
\end{enumerate}
\end{document}