\documentclass[a4paper,12pt]{article}
\begin{document}
\begin{center}
{\large «أعوذُ باللّٰهِ مِنَ الشَّیطانِ الرَّجیم\\
\vspace*{5mm}
بِسمِ اللهِ الرَّحمٰنِ الرَّحیم»}
\end{center}
\begin{center}
{\large «الحَمْدُ لِلّٰهِ رَبِّ العَالَمِینَ وَ الصَّلوةُ وَ السَّلامُ عَلَی سَیِّدِنا وَ مَولَانَا حَبِیبِ إِلهِ العَالَمِینَ أَبِي القَاسِمِ المُصطَفیٰ مُحَمَّدٍ وَ عَلیٰ آلِهِ الطَّیِّبِینَ الطَّاهِرِینَ المَعصُومِینَ المُکَرَّمِینَ وَ اللَّعْنُ الدَّائِمُ عَلیٰ أَعدَائِهِم أَجمَعِینَ مِنَ الآنِ إِلیٰ قِیَامِ یَومِ الدِّینِ؛»}
\end{center}
عنوانی که برای صحبت بنده در این مجلس محترم در نظر گرفته شده "نوآوریهای حکمی و عرفانی مرحوم علامه
\{حسینی\} طهرانی" است.\\
دو یا سه مقدمه کوتاه عرض کنیم و بعد بحث را پی بگیریم.\\
سخنگفتن در این همایش برای بنده کاری دشوار است و این دشواری به دو جهت است؛\\
جهت اول، مرحوم علامه حسینی طهرانی عارفی کامل و سالکی سوخته بودند. سخنگفتن از اهل معرفت، بهویژه شخصیتی که در پیام مقام معظم رهبری، دوازده فضیلت برای ایشان ذکر شده، کار آسانی نیست. همانطور که گفتهاند: "آنجا که عقاب پر بریزد، از پشه لاغری چه خیزد؟" سخنگفتن درباره چنین شخصیتی، بهراستی دشوار است.\\
جهت دوم، بنده سالها ارادت ویژهای نسبت به ایشان داشتهام و برای مریدی که سالها در محضر چنین شخصیتی بوده، سخنگفتن بهگونهای که قضاوت بیطرفانه باشد و ارادت در کلامش جلوه نکند، کار آسانی نیست.\\
مقدمه دوم، در میان دانشمندان اسلامی، هنگامی که میخواستند از کسی تعریف کنند، از عبارت "جامع المعقول و المنقول" استفاده میکردند. اما امثال مرحوم علامه طهرانی نهتنها "جامع المعقول و المنقول" بودند، بلکه "جامع المشهود" نیز بودند. یعنی ایشان در عقل، نقل و شهود به کمال رسیده بودند. طبیعی است که واکاوی شخصیت چنین افرادی بسیار ضروری، اما درعینحال بسیار دشوار است.\\
مرحوم علامه طهرانی از کسانی بودند که اگر به علمشان نگاه میکردی، گویی در غیر ساحت علم گامی برنداشتهاند و اگر به عملشان نظر میافکندی، تصور میکردی که در غیر ساحت عمل قدمی نزدند. چنین شخصیتهایی در تاریخ اندکاند.\\
در دستورات مرحوم حداد (اعلیاللهمقامه) که به ایشان داده بودند، نوشته بودند: هر شب سه ساعت خلسه بدون یک خطره.\\
فهمش نیز برای ما سخت است چه رسد به تصور آن و عمل به آن!\\
انسان اینچنینی را وقتی نگاه میکنیم گویا فقط عمل داشته و دیگر فقه نمیداند.\\
خودم شنیدم از مرحوم علامه سید عزالدین زنجانی (رحمةاللهعلیه) فرمودند: خدمت مرحوم آقای شاهرودی بودم در نجف یکی از خانواده مرحوم آقای طهرانی آمدند (البته مردد شدند که همسر ایشان بودند یا مادر ایشان) مجدانه از مرحوم آقای شاهرودی میخواستند که شما استاد ایشان هستید به ایشان امر کنید که کمتر ریاضت بکشند، ایشان دارند از شدت ریاضت خودکشی میکنند!\\
نکته سوم، مرحوم علامه طهرانی در بسیاری از علوم، نوآوریهای چشمگیری داشتند. حتی در مجلس شورای اسلامی (که پیشتر مجلس شورای ملی نامیده میشد)، اختراع ایشان به نام خودشان ثبت شده و تا به امروز باقی است.\\
در دانشهایی مانند تجوید که در حوزههای علمیه گاه چندان جدی گرفته نمیشود، ایشان نظرات بدیع و ابداعاتی داشتند. بهعنوانمثال، ایشان ادغام "دال" در "جیم" را در موارد سکون واجب میدانستند.\\
مقدمه چهارم، نوآوری در عرصه دانش، گونههای مختلفی دارد. بنده از بالاترین سطح شروع میکنم؛
\begin{enumerate}
\item
تاسیس یک رشته یا گرایش علمی جدید؛ مانند ایجاد یک رشته نوین در دانشگاه.
\item
تاسیس یک سیستم جدید در یک دانش؛ مانند حکمت متعالیه در فلسفه یا سبک تدبر در تفسیر.
\item
تاسیس یک باب جدید در یک دانش؛ مانند کاری که مرحوم علامه طباطبایی در حکمت انجام دادند و باب جدیدی در فلسفه با عنوان
{\large «الموجود إمّا حقیقیٌّ و إمّا إعتباریٌّ»}
گشودند.
\item
تاسیس یک مسئله جدید در یک علم؛
\item
ارائه تقریری جدید از یک مطلب که به تکمیل یا تحکیم آن بینجامد؛
\item
اقامه دلیل و برهان جدید یا نقد جدید.
\end{enumerate}
همه اینها مصادیق نوآوری و ابداع هستند که دانشمندان ما در سطوح مختلف به آن پرداختهاند.\\
مرحوم علامه در ساحتهایی مشتهرند مثل حکمت و فقه که در این ساحتها انصافاً ابداع و ابتکار کار سختی است. سرّ مطلب هم روشن است؛ زیرا هرچه علم سابقه بیشتری داشته باشد و از طرف فرهیختگان و نوابغ بیشتری چکش خورده باشد، اظهارنظر و ابداع در آن کار آسانی نیست؛ مثل علم اصول فقه امروز.\\
مقدمه پنجم، آنچه در این مجلس محترم عرض میکنم، در حد توصیف و گزارش است؛ اگر بخواهیم هر یک از این مبانی و ابداعات را بهتفصیل بررسی کنیم، به جلسات مفصلتری نیاز خواهد بود.\\
\\
\\
{\large{\textbf{ابداعات حکمی مرحوم علامه طهرانی}}}\\
\begin{enumerate}
\item
بحث فعلیت کل عالم؛ در جلد پنجم کتاب "معاد شناسی"، صفحه ۱۰۵، ایشان به این موضوع پرداختند که تقسیم موجود به "بالقوه" و "بالفعل" تقسیم درستی نیست و این تقسیمبندی ناشی از ضعف ادراک انسان است. اگر هر چیزی در ظرف خود موجود است و هر آنچه موجود است، معدوم نمیشود و
{\large «الشيء لا ينقلب عمّا هو عليه»،}
پس باید فعلیت را در سراسر عالم گسترده دید {\textbf{1}}.\\
ایشان با مثال مرحوم شیخ بهایی این موضوع را توضیح دادند؛ اگر مورچهای از پنجرهای کوچک به ریسمانی با رنگهای مختلف نگاه کند، هر بار یک رنگ را میبیند، اما کسی که از بالا به ریسمان نگاه میکند، تمام رنگها را یکجا مشاهده میکند و ماضی و مضارع و استقبال ندارد.\\
این بحث میتواند نگاه حکمت صدرایی به قوه و فعل را با بازخوانی جدیدی مواجه کند.
\item
حقیقت زمان؛ ایشان در جلد پنجم و هشتم "معاد شناسی" به این موضوع پرداختند که زمان تابع ظرف ادراک انسان است. اگر انسان نبود، زمان نیز وجود خارجی نداشت. به عبارت دیگر، زمان برایندی از تعامل عین و ذهن است.\\
ایشان در جلد هشتم، صفحه ۲۵۵، با ارائه حدود ده شاهد، این نظریه را تقویت کردند که زمان وجود خارجی ندارد و تابع ادراک انسان است نه به گونهای که حالا در فلسفه هگلیسم مطرح است. اگر انسان به مرحله "دهر" و "سرمد" برسد، زمان برای او بیمعنا خواهد بود {\textbf{2}}.
\item
تغییر نگاه در قیامت؛ آیات قرآن بیان میکند که در هنگامه قیامت جهان آفرینش دگرگون میشود؛
{\large «إِذَا الشَّمْسُ كُوِّرَتْ وَإِذَا النُّجُومُ انْكَدَرَتْ وَإِذَا الْجِبَالُ سُيِّرَتْ وَإِذَا الْعِشَارُ عُطِّلَتْ وَإِذَا الْوُحُوشُ حُشِرَتْ وَإِذَا الْبِحَارُ سُجِّرَتْ {\Large{3}}.»}\\
ایشان معتقد بودند که آسمان و زمین مگر چه گناهی کرده است پس در قیامت، جهان طبیعت نابود نمیشود، بلکه نگاه انسان تغییر میکند. آنچه در دید اولیای خدا الان محقق است، جنبه "وجه الربّی" موجودات است، نه "وجه الخلقی" آنها. اگر کسی به جنبه "وجه الربّی" موجودات بنگرد، همینالان خورشید در نظرش متلاشی میشود و کوهها مانند ابر به نظر میرسند. این تفسیر جدیدی از نظام تکوین است {\textbf{4}}.
\item
تفسیر صفات الهی؛ ایشان نظریه جدیدی درباره صفات جمال و جلال الهی ارائه کردند. برخلاف نظر مشهور که صفات ثبوتی را همان صفات جمالی و صفات سلبی را همان صفات جلالی میدانند، ایشان معتقد بودند که صفات جلال، شدت صفات جمال است پس نسبت بین آنها ترادف نیست بلکه مصداقاً عموم و خصوص من وجه هستند. به عنوان مثال، نور خورشید که به این میزان مطبوع و مطلوب است اگر در عمود آن بالا رویم همه چیز را میسوزاند. این تفسیر جدیدی از صفات الهی است که نقدی بر نظرات مرحوم صدرا و حاج ملاهادی سبزواری محسوب میشود.
\item
معاد جسمانی عنصری؛ ایشان در جلد ششم "معاد شناسی"، با هفت مقدمه، نظریه معاد جسمانی عنصری را تقویت کردند و کاستیهای نظریه مرحوم ملاصدرا در این زمینه را ترمیم نمودند {\textbf{5}}.\\
این نظریه با نگاه ایشان به زمان و قوه و فعل گره خورده است و اینکه هیچچیز در عالم نابودشدنی نیست و هر چیزی در زمان خودش موجود است و موجود میماند؛ چون اجتماع نقیضین معنا ندارد اگر من ساعت شش و نیم تا هفت اینجا دارم صحبت میکنم این ماندگار است ولو ده میلیارد سال بعد! پس ازبینرفتنی نیست چون نمیشود در این ظرف هم باشد هم نباشد.\\
ایشان انصافاً برای این نظریه تأمل کردند و وقت گذاشتند و زحمت کشیدهاند.
\end{enumerate}
{\vspace*{0.65cm}}
{\large{\textbf{ابداعات عرفانی مرحوم علامه طهرانی}}}\\
{\begin{enumerate}
\item
نظریه احراق؛ این نظریه که اولین بار توسط ایشان مطرح شد گرچه مرحوم
\{سیدعلی\} قاضی (رحمتاللهعلیه) فرموده بودند و مرحوم علامه طباطبایی (رحمتاللهعلیه) تقریر کردند اما اولین بار که در جهان عرفان توسط ایشان مطرح شد، در مسئله نیت در سلوک عرفانی میپردازد. سالک وقتی میخواهد از نیت بگذرد، در یک پارادوکس قرار میگیرد، "من نیت میکنم که از نیت بگذرم" لذا نمیتوانم از نیت بگذرم و این مرحله رد شدنی نیست؛ ایشان این مسئله را با نظریه احراق حل کردند {\textbf{6}}.
\item
عدم بقای اعیان ثابته؛ ایشان در مناظره با مرحوم علامه طباطبایی (رحمتاللهعلیه) در کتاب "مهر تابان"، نظریه عدم بقای اعیان ثابته در حال فنا را مطرح کردند و به هویت جدید عارف در عالم بقا پرداختند {\textbf{7}}.\\
گرچه در پایان بحث تنزلی دارند؛ ولی مشخص است که این تنزل بر اساس تأدب است.\\
اینکه ما در عالم بقا هویت جدیدی برای عارف داریم و اصلاً هویت، هویت قدیمی نیست برای اولینبار توسط ایشان مطرح شده است.
\item
نظریه استضعاف؛ ایشان معتقد بودند که برخی از اولیا ممکن است به دلیل سبک زندگی و مبانی که داشته است در برخی مسائل مستضعف باشند. این نظریه کلیدی برای حل مسئله اختلافات مذهبی در عرفان است. مثل محیالدین در جریانی مثل متوکل ایشان میگویند چه اشکالی دارد مستضعف باشد!\\
بزرگواری در کشور داریم، حاجآقای توحیدی، در مسائل کلامی خیلی کار کرده است و با بزرگان اهلسنت خیلی ارتباط دارد به من میگفتند: فلانی من تا زمانی که با این افراد ارتباط نداشتم خیال میکردم اهلسنت عوامشان مستضعفاند و خواصشان معاندند به اینها که نزدیک شدم دیدم خواصشان نیز مستضعفاند! خواص مستضعف یعنی اصلاً تصور نمیکند! مثل خود ما در بعضی از مسائل مستضعفیم نسبت به اینکه بعضی از ائمه اربعه اهلسنت برای دفاع از برخی از اهلبیت (علیهمالسلام) شلاق خوردند و زندان رفتند، میگوییم دروغ است! از ائمه اربعه اهلسنت است؛ ولی از قیام زید بن علی بن الحسین دفاع کرده و زندان رفته و شلاق خورده است!
\item
شیعه شدن عرفا از باطن؛ ایشان بر این نظر تأکید داشتند که برخی عرفا مانند عطار نیشابوری، از باطن شیعه شدهاند.
\item
اتحاد استاد سلوک و مرجع تقلید؛ ایشان معتقد بودند که بهتر است استاد سلوک و مرجع تقلید یکی باشند.
\item
عدم جواز تقلید از میت؛ ایشان بر این نظر پایبند بودند که تقلید از مرجع تقلید فوتشده، چه در فقه اصغر و چه در فقه اکبر، جایز نیست. و به همین دلیل با شاگردان مرحوم آیت الله انصاری اختلاف داشتند.
\item
تبیین نظریه وصی ظاهر و باطن این هم برای اولین بار توسط ایشان
\{بنا نهاده شد\}{\textbf{8}}.
\item
{\large (خِتَامُهُ مِسْكٌ {\Large{9}})،}
تبیین نسبتاً دقیق حالات یک انسان کاملی که اسفار اربعه او تکمیل شده از آخرین مراحل سفر اول تا سفر چهارم؛ تا میزانی که من گشتم در کتب عرفانی مخصوص روح مجرد است و جای دیگر ندیدیم؛ یعنی اینکه حالات یک انسان کامل را که وقتی مرحوم علامه حسینی طهرانی به مرحوم حداد رسیدند
\{و شاگرد ایشان شدند\} اواخر سفر اول تا پایان سفر چهارم است و این را دقیق گزارش کردند؛ کار ایشان به عنوان یک ابداع است {\textbf{10}}.
\end{enumerate}}
مقام معظم رهبری فرموده بودند: سید محمدحسین بهعنوان یک تحفه کتاب روح مجرد را برای ما باقی گذاشتند و رفتند.\\
آقای لولاچیان نیز فرمودند من کتاب روح مجرد را دست مقام معظم رهبری چند بار دیدم عرض کردم: آقا شما چند بار تا حالا این کتاب را خواندید؟ فرمودند: هفت بار تا کنون خواندهام.\\
علامه طهرانی با ابداعات گسترده در حوزههای حکمت، عرفان و فقه، شخصیتی بینظیر بودند.\\
برای سلامتی این بزرگ (مقام معظم رهبری) و نثار روح آن بزرگ (علامه سید محمدحسین حسینی طهرانی) هدیه کنید صلوات بر محمد و آل محمد (صلیاللهعلیهوآلهوسلم).
\begin{center}
{\large «أَللّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ عَجِّلْ فَرَجَهُمْ»}
\end{center}
\newpage
\begin{center}
\Large{فهرست منابع}
\end{center}
\begin{enumerate}
\item
برای مطالعه بیشتر ر.ک به حسینی طهرانی، محمدحسین، و موسسه ترجمه و نشر دوره علوم و معارف اسلام. ۱۴۲۷. معاد شناسی (طهرانی). ۱۰ ج. مشهد مقدس - ایران: نور ملکوت قرآن، ج 5، ص 105.
\item
برای مطالعه بیشتر ر.ک به حسینی طهرانی، محمدحسین، و موسسه ترجمه و نشر دوره علوم و معارف اسلام. ۱۴۲۷. معاد شناسی (طهرانی). ۱۰ ج. مشهد مقدس - ایران: نور ملکوت قرآن، ج 8، ص 255.
\item
سوره تکویر، آیه 1-6.
\item
برای مطالعه بیشتر ر.ک به حسینی طهرانی، محمدحسین، و موسسه ترجمه و نشر دوره علوم و معارف اسلام. ۱۴۲۷. معاد شناسی (طهرانی). ۱۰ ج. مشهد مقدس - ایران: نور ملکوت قرآن، ج 5، 78.
\item
برای مطالعه بیشتر ر.ک به حسینی طهرانی، محمدحسین، و موسسه ترجمه و نشر دوره علوم و معارف اسلام. ۱۴۲۷. معاد شناسی (طهرانی). ۱۰ ج. مشهد مقدس - ایران: نور ملکوت قرآن، ج 6، ص 180 - 212.
\item
حسینی طهرانی، محمدحسین. ۱۴۲۶. رساله لب اللباب در سیر و سلوک أولی الألباب. ۱ ج. مشهد مقدس - ایران: علامه طباطبايی، ص 129.
\item
برای مطالعه بیشتر ر.ک به حسینی طهرانی، محمدحسین. ۱۴۲۶. مهر تابان. ۱ ج. مشهد مقدس - ایران: نور ملکوت قرآن، ص 242.
\item
حسینی طهرانی، محمدحسین. ۱۳۸۷-۱۴۲۹. روح مجرد. ۱ ج. مشهد مقدس - ایران: علامه طباطبايی، ص 489.
\item
سوره مطففین، آیه 26.
\item
برای مطالعه بیشتر ر.ک به حسینی طهرانی، محمدحسین. ۱۳۸۷-۱۴۲۹. روح مجرد. ۱ ج. مشهد مقدس - ایران: علامه طباطبايی.
\end{enumerate}
\end{document}